در بسیارى از احادیث به این واقعیّت اشاره مى شود که امام زمان ـ علیه السلام ـ با قدرت علمى مغزها را متوجّه خود مى نماید و جهان علم به او ایمان مى آورند. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرموده است: تا زمان انقلاب حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ علم و دانش تا چهار کلمه ترقى مى کند اما در عصر مهدى ـ علیه السلام ـ تا 74 کلمه ترقى خواهد کرد و این یکى از اسباب پیروزى است.[6]



نحوه پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی(عج)-1

آیا امام زمان ـ علیه السلام ـ با اجبار اسلام را در جهان برپا مى کند یا آنکه عملکرد ایشان به نحوه اى است که اسلام را جهانگیر مى کند یعنى تمام جهان به اسلام روى مى آورند؟
از احادیث و روایات بدست مى آید که امام زمان ـ علیه السلام ـ اسلام را با اجبار بگونه اى که مردم هیچ گونه توان مخالفت با حضرت را نداشته باشند و اختیار و اراده انسان نقش در پذیرش اسلام و حکومت مهدى ـ علیه السلام ـ نداشته باشد پیاده نخواهد کرد زیرا انسان موجودى است که همیشه در قلمرو تکلیف و اختیار در حرکت بوده است در دوران ظهور حضرت نیز همین تکلیف و اختیار موجود مى باشد. در احادیث داریم که در هنگام ظهور قائم نیز برخى از مردم حق را اختیار مى کنند و از مهدى ـ علیه السلام ـ پیروى مى کند و برخى باطل را اختیار مى کند و رو در روى حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ مى ایستند که اینان نابود مى شوند. امام باقر ـ علیه السلام ـ فرموده است: حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ به سوى کوفه رهسپار مى شود. در آنجا شانزده هزار نفر مجهز به سلاح در برابر حضرت مى ایستند، آنان قاریان قرآن و دانشمندان دینى هستند که پیشانى هایشان از بسیارى عبادت پینه بسته، چهره هایشان در اثر شب زنده دارى زرد شده است، نفاق سراپایشان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد بر مى آورند: )اى فرزند فاطمه! از همان راه که آمده اى باز گرد، زیرا به تو نیازى نداریم، حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ در پشت شهر نجف پس از ظهور روز دوشنبه تا شامگاه بر آنان شمشیر مى کشد و همه را از دم تیغ مى گذراند و در این نبرد از یاران حضرت حتى یک نفر زخمى نمى شود( [1].
 

همانطورى که از احادیث استفاده مى شود، عملکرد ایشان یعنى رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر حضرت یکى از عوامل مى تواند باشد که در پیاده کردن اسلام در جهان نقش خواهد داشت ولى عوامل دیگر مانند: آمادگى جهانى، سلاح مدرن، سلاح علم و انتخاب کار گذاران لایق نیز نقش عمده خواهند داشت که به ذکر هر کدام به طور اختصار پرداخته مى شود:
1- برخورد جدى و قدرتمندانه با ستمگران:
دیگر آن روزگار نخواهد بود که پیامبران و امامان مردمان را موعظه کنند و بسیارى از مردم گوش فرا ندهد و سرگرم جنایت و فساد باشند بگونه اى که پیامبران را بکشند و سنّتهاى آنان را محو کنند. )حضرت شمشیر در میان نابکاران مى نهد و از احدى توبه نمى پذیرد(. قال الباقر: )إن رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) سار فى امته باللّین، کان یتألف الناس و القائم یسیر بالقتل... و لا یستتیب احداً...(
امام باقر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «رسول خدا با امت خویش به نرمى و محبّت رفتار مى نمود ولى امام مهدى ـ علیه السلام ـ با کشتن با آنان برخورد کند...و کسى را به توبه فرا نخواند...»[2]
2- آمادگى جهانى:[3]
بطورى که از روایات استفاده مى شود پیروزى امام زمان ـ علیه السلام ـ به آمادگى جهان نیز بستگى دارد وقتى جهان حالت پذیرش براى حکومت جهانى پیدا کرد و انسان جنگ زده صلح طلب شد پیروزى انقلاب حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ تحقق مى پذیرد. در بعضى از روایات آمده است که پیدایش این آمادگى جهانى بر اثر یک جنگ وحشتناک است که انسان جنگ زده بدنبال آب حیات صلح و آرامش مى رود. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرموده است: حکومت جهانى و رهبرى واحد تحقق پیدا نمى کند مگر روزى که در یک جنگ ویرانگر دو سوم بشر نابود شوند.[4]
3- سلاح برتر و مدرن:
در بعض روایات آمده است که حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ از سلاح برتر بهره مند است که جهان تسلیم خواهد شد. پس سلاح ایمان و آلات جنگ مدرن نقش عظیمى مى تواند داشته باشد.[5]
4- سلاح علم و دانش:
در بسیارى از احادیث به این واقعیّت اشاره مى شود که امام زمان ـ علیه السلام ـ با قدرت علمى مغزها را متوجّه خود مى نماید و جهان علم به او ایمان مى آورند. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرموده است: تا زمان انقلاب حضرت مهدى ـ علیه السلام ـ علم و دانش تا چهار کلمه ترقى مى کند اما در عصر مهدى ـ علیه السلام ـ تا 74 کلمه ترقى خواهد کرد و این یکى از اسباب پیروزى است.[6]
عوامل پیروزی بر قدرتها:
البته از احادیث استفاده مى شود که عملکرد قایم ـ علیه السلام ـ یعنى رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر یکى از عوامل خواهد بود عوامل دیگر مانند آمادگى جهانى، سلاح مدرن، سلاح علم و دانش و انتخاب کار گذاران لایق نیز نقش عمده در پیروزى و گسترش اسلام در ظهور امام زمان ـ علیه السلام ـ خواهند داشت.
در گفتار پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ جنگهاى پس از ظهور مهدى (عج) و فتوحات، به قدرت فردى و انسانى و نیروهائى نسبت داده شده است که از سراسر جهان به یارى حضرت مى شتابند ولى پیروز شدن بر تمام جهان با توجه به پیشرفت علم و صنایع جنگى قبل از ظهور حضرت، کارى است بس دشوار که علاوه بر قدرت فردى و زمینه هاى اجتماعىِ عصر قیام به امدادهاى غیبى و الهى نیز نیازمند است. خوب است که از نقش تعیین کننده قدرت فردى و انسانى، نیروهاى مردمى و امدادهاى غیبى که در پیروزى انقلاب بزرگ جهانى حضرت مهدى (عج) مى باشد با استفاده از احادیث و روایات بطور اختصار مورد بررسى قرار بگیرد:
دیان پسر صلت مى گوید به امام رضا ـ علیه السلام ـ عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: )من امام و صاحب امر هستم، ولى نه آن صاحب امرى که زمین را از عدل و داد پر مى کند آنگاه که از ستم و بیداد پر شده باشد. چگونه مى توانم صاحب آن امر باشم، در حالى که ناتوانى جسمى مرا مى بینى؟ حضرت قائم کسى است که وقتى ظهور مى کند در سن پپران است ولى به نظر جوان مى آید. اندامى قوى و تنومند دارد بطورى که اگر دست را به سوى بزرگ ترین درخت دراز کند آن را از ریشه بیرون مى آورد و اگر میان کوهها فریاد برآورد صخره ها مى شکند و از جا کنده مى شود...([7] در روایات نیز داریم که با گفتن تکبیر مهدى (عج) و لشکریانش دیوارهاى شهر به لرزه در مى آید و فرو مى ریزد: در هنگام قیام حضرت قائم (عج) دلهاى شیعیان آن حضرت چنان پاره هائى از پولاد مى شوند که قدرت هر مرد از آنان در روایات به اندازه قدرت چهل مرد بیان شده است. بنابراین قدرت فردى هم در انقلاب مهدى (عج) بى اثر نخواهد بود.
نقش نیروهاى مردمى در انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج):[8]
در احادیث آمده است که حضرت مهدى (عج) ه هنگام ظهورش از مردم کمک و یارى مى طلبد و این بدان سبب است که هم مردم را به راه سعادت و حق ببرد و قیام جهانى خویش را تا جایى که ممکن است با دست و توان خود مردم به ثمر برساند. در احادیث مى خوانیم: )مهدى (عج) از مردم یارى مى طلبد. یکى از یاران خود را مى خواهد به او مى فرماید: به نزد مردم مکّه برو، و بگو اى مکیان! من فرستاده مهدى ام، مهدى مى گوید: ما خاندان رحمتیم، ما مرکز رسالت و خلافتیم... مردمان به ما ستم کردند... حق ما را از ما ستاندند. اکنون من از شما یارى مى طلبم به یارى من بشتابید!([9] (یا ایها الناس! انا نستنصر اللّه، و من أجابنا من الناس)[10] «اى مردمان، ما از خدا یارى مى طلبیم و از هر کسى از مردم که دعوت ما را بپذیرد و در صف یاران ما درآید...»
(انا نستنصر اللّه الیوم و کل سلیم)[11] ما امروز از خدا یارى مى طلبیم و از هر مسلمانى که در جهان هست باز هم در حدیث مى خوانیم که: )هنگامى که قائم قیام کند، خداوند شیعیان را از همه شهرها، نزد او گرد مى آورد([12]از امام باقر ـ علیه السلام ـ نیز روایت شده است که بانوان نیز در این قیام بزرگ مشارکت دارند که فرمود: )چون مهدى فریاد بر آورد که ما از خدا یارى مى طلبیم و از هر مسلمانى، سیصد و سیزده تن از مردان نزد او آیند که با آنان پنجاه زن نیز هست، این جماعت در مکه گرد آیند.([13] این شمار، شمار نخستین گروه از یاران مهدى است. سپس دسته دسته مردمانى که جزء یاران او خواهند بود از زن و مرد به آنان خواهند پیوست.
بنابراین در پیروزى انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج) نیروهاى مردمى، قدرت فردى و انسانى نقش عمده اى خواهند داشت.
امدادهاى غیبى در انقلاب جهانى مهدى (عج):[14]
نقش امدادهاى غیبى، در پیروزى حکومت جهانى مهدى (عج) قابل توجه مى باشد که حضرت با انجام کراماتى مشکلاتى را از سر راه بر مى دارد و یا به وسیله رعب و ترسى است که خداوند در دل دشمن ایجاد مى کند و یا اینکه خداوند ملائکه را به یارى حضرت مى فرستد. در برخى روایات نیز سخن از نیروهایى رفته است که داراى خصوصیات فرشتگان هستند و منتظر ظهور حضرتند تا او را یارى کنند و از )تابوت( حضرت موسى ـ علیه السلام ـ ... که در آن است نیز به عنوان وسیله دیگر براى نصرت و یارى حضرت مهدى (عج) نام برده شده است که به ذکر برخى از روایات در این زمینه پرداخته مى شود:
1ـ رعب و ترس: امام صادق ـ علیه السلام ـ مى فرماید: «قائم ما اهل بیت با ترس و رعب یارى مى شود»[15] و نیز مى فرماید: «خداوند حضرت قائم (عج) را به سه لشکر یارى مى دهد: فرشتگان، مؤمنان و رعب (ترس انداختن در دل دشمن)[16] از این روایات و احادیث دیگر نیز استفاده مى شود که دشمن از حرکت لشکریان حضرت مهدى (عج) چنان وحشت زده مى شود که وقتى لشکریان حضرت از جاى مى خواهد حرکت کند کسى جرأت شورش علیه آن ندارد.

 مقاله بعدی در پایین همین مطلب



منابع:

[1]. مجلسى، بحار الانوار، ج 52.
[2]. محمود بجستانى، چهل حدیث سیره مهدوى، نشر معروف، اسوه قم، چاپ سوم مرداد 79، ص 38.
[3]. محمد دشتى، شماره هاى: ب، ج، د از کتاب ایدئولوژى و عقاید اسلامى، چاپخانه مهر قم، انتشار مهرماه 1360، ص 230ـ228.
[4]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 207، ح 44.
[5]. مجلسى بحارالانوار، ج 52 ص 321.
[6]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 327.
[7]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52 (مؤسسه وفا، بیروت ـ لبنان) ص 322.
[8]. این قسمت گرفته شده از کتاب خورشید مغرب، محمد رضا حکیمى (چاپ و نشر فرهنگ اسلامى، چاپ ششم، زمستان 68) ص 295ـ290.
[9]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، همان، ص 307.
[10]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، همان، ص 238.
[11]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، همان، ص 223.
[12]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، همان، ص 291، حدیث 37.
[13]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، همان، ص 223.
[14]. این قسمت گرفته شده از کتاب چشم اندازى از حکومت مهدى، نجم الدین طبسى (نشر سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ دوم، تابستان 1377، از فصل پنجم تا آخر فصل).
[15]. مستدرک الوسایل، ج 12، ص 335 و ج 14، ص 354.
[16]. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، همان، ص 343.
مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

.............................................................

 ـ فرشتگان و جنّیان: على ـ علیه السلام ـ مى فرماید: )خداوند حضرت مهدى (عج) را با فرشتگان جن و شیعیان مخلص یارى مى کند.([1] امام باقر ـ علیه السلام ـ نیز مى فرماید: )فرشتگانى که در جنگ بدر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) یارى دادند هنوز به آسمان باز نگشته اند تا اینکه حضرت صاحب الامر را یارى رسانند و تعدادشان پنج هزار فرشته مى باشد.([2]

 

 

 

 

نحوه پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی(علیه السلام)

 

قسمت دوم
2ـ فرشتگان و جنّیان: على ـ علیه السلام ـ مى فرماید: )خداوند حضرت مهدى (عج) را با فرشتگان جن و شیعیان مخلص یارى مى کند.([1] امام باقر ـ علیه السلام ـ نیز مى فرماید: )فرشتگانى که در جنگ بدر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) یارى دادند هنوز به آسمان باز نگشته اند تا اینکه حضرت صاحب الامر را یارى رسانند و تعدادشان پنج هزار فرشته مى باشد.([2]
3ـ فرشتگان زمین: محمد بن مسلم مى گوید: از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره میراث علم و اندازه آن پرسیدم حضرت پاسخ داد که خداوند در شرق و غرب عالم دو شهر دارد که در آن گروهى سکونت دارند و هر چند موقعى یک بار با آنان دیدار مى کنم و آنان از ظهور قائم مى پرسند.
گروهى از آنان از روزى که به انتظار قائم (عج) بوده اند سلاح خود را به زمین نمى گذارند. آنان از خداوند مى خواهند که حضرت را به آنان بنمایاند. در هنگامى که امام مهدى قیام مى کند آنان همراه او مى باشند... اجتماع آنان متشکل از پیر و جوان است... این گروه از اندیشه و دستورات امام آگاه بوده و آن را اجرا مى کنند... این سپاهیان را به جنگ هند، دیلم، روم، بربر، فارس، جابرسا و جابلقا که دو شهر در شرق و غرب است مى فرستد. تمام پیروان ادیان را به اسلام، یکتاپرستى و ولایت ائمه ـ علیهم السلام ـ دعوت مى کنند که در صورت اجابت، مردم رهایى مى یابند و اگر تخلف کردند به قتل مى رسانند که در تمام شرق و غرب عالم همگان ایمان مى آورند.[3]
4ـ تابوت موسى ـ علیه السلام ـ : هنگام ظهور ولى عصر (عج) حضرت عیسى ـ علیه السلام ـ فرود مى آید و کتابها را از انطاکیه گردآورى مى کند خداوند بر روى او از چهره )ارم ذات العماد( پرده بر مى دارد و کاخى را که حضرت سلیمان پیش از مرگش ساخت آشکار مى سازد و حضرت دارائیهاى کاخ را گردآورى مى کند و آن را بین مسلمانان تقسیم مى نماید و تابوتى را که خداوند به )اربیا( دستور انداختن آن را در دریاى طبرستان داده بود خارج مى سازد، در آن تابوت آنچه را که خاندان موسى و هارون به یادگار گذاشته اند موجود است و نیز الواح و عصاى موسى و قباى هارون و ده صاع از غذایى که بر بنى اسرائیل فرود مى آمد و مرغهاى بریانى که بنى اسرائیل براى آیندگان خود ذخیره کرده اند در آن مى باشد آنگاه به کمک آن تابوت شهرها را مى گشاید همانگونه که پیش از او نیز چنین کردند.[4] بنابراین در پیروزى انقلاب جهانى امام زمان قدرت فردى و انسانى، نیروهاى مردمى و امدادهاى غیبى نقش دارند همچنانکه از روایات و احادیث این مطالب روشن گردید.

سلاح جنگی امام زمان :
در روایات گوناگونى، از معصومان، که به حد تواتر نیز رسیده اند، آمده است:
وقتى شر و فساد دامنگیر عالم بشود; نشانه هاى ظهور آشکار مى شود و ظلم و ستم همه جا را فرامى گیرد. امام زمان(عج)، بزرگ پرچمدار عدالت اجتماعى، قیام مى کند و زمین را پر از عدل و داد مى سازد.
بر عبارت، (یملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً)[5]تصریح شده است. اما به راستى حضرت ولى عصر(عج) چگونه عدالت را حاکم مى سازد؟ چگونه قدرت هاى قاهر و ستمگر را مغلوب خواهد کرد; چگونه تبهکاران را از بین خواهد برد؟[6]
در آیات و روایات فراوانى آمده است که، امام زمان (عج) حکومت را از دست کفار و مشرکان مى گیرد و آن را به دست صالحان مى سپارد. اما در عصرى که قدرتهاى جهنمى مخرب ترین سلاح هاى شیمیایى و هسته اى را تولید و استفاده مى کنند، چگونه مى توان تصور مبارزه با آنان را در سر گذراند؟
آنچه روشن است، آین که امام زمان (عج) بى شک از راه مصالحه وارد نمى شود و ذره اى در برابر ستمکاران کوتاه نمى آید. امام صادق ـ علیه السلام ـ مى فرمایند:
قائم و اصحابش آن قدر نبرد مى کنند، که دیگر مشرکى نماند.[7]
نسبت به کیفیت این جنگ و ابزار آن، در روایات بسیارى تعبیر (بالسیف)[8]; یعنى (با شمشیر)، آمده است. اکنون سخن این جا است که چگونه با شمشیر مى توان بر هزاران پوند بمب هاى هسته اى، که حتى تعدادى اندک از آن هم براى ویران ساختن کره ى زمین کافى است، مقابله کرد؟ در این باره چندین پاسخ وجود دارد، که به بیان پاره اى از آنها مى پردازیم:
الف) برخى در پاسخ مى گویند: (همان طور که در روایات هم آمده است، امام زمان(عج) با همان شمشیر، قیام خواهد کرد; ولى این قیام زمانى خواهد بود که منابع انرژى، همچون: نفت، گاز و... و ذخایر آن پایان یافته باشد و استفاده از ابزارها و اختراعاتى که متکى به این انرژى ها هستند، ناممکن شود. در این حال، بشر به همان وضع نخستین بازمى گردد، و آنگاه تسلط بر قدرت هاى جهانخوار با شمشیر، چندان دور از ذهن نخواهد بود.[9]
ب) در برابر نظر فوق، دیگران در پاسخ معتقدند که، خروج امام زمان(عج) با شمشیر، کنایه از نبرد است و این روایات در مقام بیان نوع سلاح نیست; بلکه از آن جهت که در زمان صدور این روایات، سلاحى جز شمشیر براى مخاطبان قابل تصور نبوده است، از این تعبیر استفاده کرده اند. معناى مدنظر از این تعبیر، شاید چنین بوده است که جنگ و خونریزى از برنامه هاى لاینفک انقلاب حضرت مهدى(عج) است. اما، حال این که، چگونه حضرت بر قدرت هاى بزرگ ستمگر، چیره خواهد شد، پاسخ هاى دیگرى داده اند، که آنها را بررسى مى کنیم.
1. برخى مى گویند: در عصر ظهور، ستمگرانِ زمانه با سلاح هایى که خود ساخته اند، به جنگ با یکدیگر مى پردازند و خداوند آنان را به خود مشغول مى کند; بنابراین، وقتى قدرت آنان به دست خودشان از بین رفت و ضعیف شدند، آنگاه امام زمان(عج) ظهور مى کنند و بساط آنان را بر مى چینند. چنان که در روایتى از امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ آمده است:
لایخرج المهدى حتى یقتل ثلث و یموت ثلث و یبقى ثلث.[10]
اگر فعل (یقتل) رامجهول بخوانیم; یعنى، حضرت مهدى(عج) قیام نمى کند; مگر در زمانى که یک سوم از جمعیت دنیا کشته شده باشد و یک سوم بر اثر بیمارى و مرگ طبیعى از بین رفته باشد و تنها یک سوم باقى مانده باشد; بدیهى است که در این حال، چیره شدن بر این جمعیت آسان خواهد شد. این دسته، روایت مزبور را مؤید گفتار خود مى دانند.[11]
2. امّا نسبت به پاسخ هایى که بیان کردیم، بهترین پاسخ همین است که، سیره خداوند در اتمام حجت خود بر بندگانش چنان بوده است که، همیشه رسولان خود را متناسب با وضع خاص همان عصر مى فرستاده است; مثلاً، در عصر سحر و جادو، موسى را مى فرستد; در عصر طب، عیسى را; در عصر سخنورى، محمد مصطفى(صلى الله علیه وآله) را و... .
خداوند در قرآن مى فرماید: (و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم);[12] یعنى هیچ رسولى را نفرستادیم; مگر به زبان همان قوم خویش تا (آنچه را که گفته ایم) برایشان بیان کند.
در عصر ظهور نیز، دنیاى علم و فناورى دیدگان را خیره مى سازد و عقل را درحیرت فرو مى برد. در چنین وضعى بهترین وسیله اتمام حجت و مبارزه، همان راه علم است. در این هنگام اگر شخصى پدیدار شود، که بزرگ ترین دروازه هاى دانش را بگشاید و پایه هاى دانش هاى پیشین را متزلزل سازد; بى شک همگان در برابر او خاضع مى شوند و حتى اگر بخواهند با سلاح آتشین با او به نبرد برخیزند; سلاح هایشان در برابر اعجاز علمى و سلاح هاى ساخته شده ى او، پشیزى نخواهد بود.

امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ در یک بیان رمزگونه مى فرمایند:
دانش بیست و هفت حرف است و همه ى آنچه را که فرستادگان پیشین آورده اند، دو حرف بیش تر نبوده است; بنابراین، مردم تا به امروز، چیزى بیش از این دو حرف را نمى دانند; امّا وقتى قائم آل محمد(عج) قیام فرماید، بیست و پنج حرف دیگر را او هویدا خواهد ساخت و آن را در میان مردم گسترش مى دهد و دو حرف پیشین را هم ضمیمه مى سازد تا دروازه هاى دانش کاملاً گشوده شود و همه ى بیست و هفت حرف آشکار شود.[13]


پی نوشتها :

[1]. ارشاد القلوب، دیلمى، ص 268.
[2]. مستدرک الوسایل، ج 2، ص 448.
[3]. بحارالانوار، ج 27، ص 41. ج 54، ص 334.
[4]. غایت المرام، ص 697. الشیعه و الراجعه، ج 1، ص 136.
[5]. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 68 و ج 2، ص 290; دیلمى، ارشاد القلوب، ج 2، ص 314; شیخ مفید، اعلام الورى، ص 398; شیخ صدوق، الامالى، ص 26; طبرى، دلائل الامامه، ص 235 و 255; مطهر حلى، العدد القویه، ص 89 و 91; صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 161; شیخ طوسى، الغیبه، ص 80 و اربلى، کشف الغمه، ج 2، ص 438.
[6]. انبیاء/ 105; صف/ 9; نور: 54; قصص/ 4 .
[7]. اثبات الهداه، ج 7، ص 345.
[8]. کلینى، الکافى، ج 1، ص 407 و ج 5، ص 279.
[9]. حسین حیدرى کاشانى، حکومت عدل گستر در دست مهدى منتظر، ص 240 ـ 270.
[10]. حسین حیدرى کاشانى، همان، ص 240.
[11]. ابراهیم امینى، دادگستر جهان یا مهدى موعود.
[12]. ابراهیم/ 4.
[13]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 336.

اندیشه قم