مقاله ای بسیار مهم از استاد خادم الامام(عج)



 بسم الله الرحمن الرحیم

پیش درآمد


مقاله ی حاضر که تقدیم خوانندگان محترم وبسایت می گردد، در حدود 2 سال قبل توسط مولف آن به رشته ی تحریر درآمد. این مقاله بعد از تحریر، مدت زیادی از انتشار به دور ماند. علت این امر نیز جلوگیری از بروز هیاهو و جنجال در بین منتظران ظهور و پرهیز از هر گونه حرکت شتاب زده، عجولانه و غیر منطقی توسط برخی از شیعیان بوده است.

در عصر حاضر که بنا به نظر بسیاری  از  علماء  دوره ی  آخرالزمان می باشد،  آفت های فراوانی در زمینه ی نشانه شناسی ظهور به چشم می خورد. متأسفانه افراط و تفریط در زمینه ی مبحث نشانه شناسی ظهور، موجب اتخاذ سیاست های نادرست در این زمینه شده است:

الف) گروهی از شیعیان، هیچ توجهی به نشانه های ظهور و روایات مربوط به آخرالزمان ندارند و به همین دلیل بدون توجه به وقایع اطراف، به امور روزمره مشغولند. به همین دلیل تعدادی از آنان نیز علی رغم ادای فرایض دینی، به دلیل عدم  شناخت صحیح از امتحانات و ابتلائات آخرالزمان، گرفتار فتنه ها شده و در گرد و غبار فتنه ها، اهداف اصلی را فراموش می کنند و در این امتحانات مردود می گردند. دیدگاه این افراد نسبت به نشانه های ظهور تفریطی بوده و مانع از موضع گیری صحیح آنان می گردد.

ب) گروه دیگری از شیعیان، متاسفانه راه افراط را در پیش گرفته و با تطبیق دادن افراطی وقایع اطراف خود با نشانه های ظهور، هر واقعه ای را بالاجبار و به واسطه ی انواع و اقسام توجیهات،  بر  یکی  از  نشانه های  ظهور   منطبق می نمایند و دست به توقیت و تعیین وقت برای ظهور می زنند. این حرکت افراطی نیز تبعات نامناسبی داشته و علیرغم ایجاد امید و شوق در دل منتظران مهدی موعود (عج) در کوتاه مدت، در درازمدت به دلیل عدم صحت تطبیق های ارایه شده و متعاقب آن عدم ظهور حضرت مهدی (عج) در زمان مورد ادعا، موجب نا امیدی و یأس در بین مشتاقان و منتظران ظهور مهدی  موعود (عج) می گردد و لطمات جبران ناپذیری بر پیکره ی جامعه ی  مهدوی  کشور  وارد می کند.

ج) اما افرادی که مسیر اعتدال را برمی گزینند و ضمن مطالعه ی توأم با تدبر و تحقیق و همچنین رعایت احتیاطات لازم، به مطالعه پیرامون نشانه های ظهور می پردازند، ضمن حفظ روحیه و آمادگی خود برای زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (عج) و پرهیز از گرفتار شدن در فتنه های آخرالزمانی، بی محابا به تطبیق های ناصحیح و نادرست نپرداخته و از افتادن در ورطه ی یأس و ناامیدی دوری می نمایند.

در این بین افراد گروه سوم که به دور از افراط و تفریط به مطالعه ی دقیق پیرامون نشانه های ظهور می پردازند، از سایر افراد موفق ترند و ضمن آمادگی همیشگی و پرهیز از افتادن در ورطه ی فتنه های آخرالزمان، از تعجیل و توقیت در امر ظهور حضرت  مهدی (عج)  خودداری  می نمایند.  چرا  که  آنان  خوب می دانند که معصومین (ع) چنین فرموده اند: « کذب الوقاتون و هلک المستعجلون. »

متاسفانه در بین محققین، نشریات، وبلاگ ها و وبسایت ها ،دیدگاه معتدل در زمینه ی نشانه های ظهور، خیلی کم به چشم می خورد و عمده ی رسانه های فرهنگی کشورهای اسلامی،  در یکی از دو طیف افراط و تفریط به سر می برند.

بنا بر دلایل فوق، بیم آن می رفت که با انتشار نابهنگام این مقاله، طیف افراطی بی محابا به توقیت و تعجیل و تطبیق های لجام گسیخته و غیر منطقی بپردازند و با ایجاد جنجار و هیاهو در کشورهای اسلامی، موجب برانگیختن فتنه های بزرگ شوند. به همین دلیل تلاش گردید حتی الامکان انتشار این مقاله تا زمانی که خداوند عالم و دانا آن را به صلاح می دانند، به تعویق انداخته شود. در واقع تلاش گردید تا با استخاره به درگاه خداوند متعال در باب یافتن زمان مناسب برای انتشار این مقاله، از نظر حضرت حق پیرامون انتشار آن مطلع شویم. چرا که در عصر حاضر با توجه به غیبت حضرت صاحب الامر (عج)،  شیعیان  تنها  به واسطه ی رویای صادقه و استخاره می توانند از نظر خداوند متعال بهره گیرند.

« به لطف خدا و با توجه به تغییر شرایط منطقه طی چند هفته ی اخیر، استخاره با قرآن کریم انجام شد که حاکی از نتایج مثبت انتشار این مقاله البته به صورت مشروط و رعایت حداکثر احتیاطات بود. امید می رود که خداوند متعال، خود این مقاله را در مسیر درست هدایت فرموده و تضمین کننده ی تاثیر مثبت آن باشد. »

البته هدف اصلی از انتشار این مقاله بیش از آن که معرفی سفیانی باشد، تشویق خوانندگان محترم و مسئولان عزیز کشورمان به تقویت دیدگاه های استراتژیک خود پیرامون کشورهای منطقه و بالاخص اردن  با توجه به روایات آخرالزمانی می باشد. چرا که به نظر می رسد استعمارگران غربی  و  حتی  شرقی،  خواب  شومی برای  منطقه دیده اند و قرار است رهبری و استیلای دولت سرسپرده و فاسد اردن را در منطقه ی خاورمیانه تضمین کنند. به همین دلیل از عزیزان محترم خواننده ی وبسایت درخواست می کنیم تا این مقاله را بیشتر به صورت یک مقاله ی استراتژیک مطالعه فرمایند و با مطالعه ی این مقاله به توقیت نپرداخته و مطالب مندرج در این مقاله را قطعی قلمداد نکنند.

با توجه به حساسیت بالای سفیانی در  بین  نشانه های  ظهور،  کوچکترین بی دقتی در این زمینه می تواند تبعات نامناسبی به همراه داشته باشد. همچنین با توجه به وقوع تعداد زیادی از نشانه های ظهور در عصر حاضر، بیم آن می رود که تعداد زیادی از شیادان و مدعیان دروغین مهدویت، از موقعیت سوء استفاده کرده و فتنه های بزرگی به راه اندازند. با توجه به این مسئله، انتشار تطبیق های غیر مشروط و و بی محابا پیرامون سفیانی، می تواند تحرکات شیادان و مدعیان را تقویت نماید. بنابراین انتشار صحیح این مقاله نیز هوشیاری مضاعف شیعیان اهل بیت (ع) را می طلبد و این عزیزان باید همه ی جوانب امر را در زمینه ی انتشار اینگونه  مقالات در نظر بگیرند.

عزیزان خواننده ی وبسایت نیز این را باید بدانند که حتی در صورت صحت مطالب موجود در این تحقیق، باید از جار و جنجال بپرهیزند و از هر گونه حرکت عجولانه و خودسرانه خودداری کنند؛ چرا که در عصر حاضر، رهبری مسلمین بر عهده ی نایب حضرت ولی عصر (عج) یعنی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است و دستورات ایشان فصل الخطاب مسلمین و بالاخص شیعیان جهان می باشد. با توجه به این مسئله و با عنایت به این که تعداد زیادی از محققین نیز نقش برجسته ای برای رهبر معظم انقلاب در امر زمینه سازی ظهور قائلند، هر گونه حرکت خودسرانه ی مدعی زمینه سازی ظهور و هر فعالیت مغایر با فرمایش های مقام معظم رهبری، حرکتی باطل و منحرف می باشد. به همین دلیل، از عزیزان درخواست می کنیم که در صورت مطالعه ی این مقاله، رویه ای افراطی در پیش نگیرند و در این زمینه، مطیع امر رهبر معظم انقلاب باشند.

نکته ی دیگر این که اخیراً تعداد زیادی از عزیزانی که به نگارنده ی مقاله لطف دارند، وی را با عنوان « استاد خادم الامام (عج) » خطاب نموده اند. مولف مقاله ضمن تشکر از این عزیزان، خود را لایق این عنوان نمی داند و ترجیح می دهد که کماکان با همان عنوان « خادم الامام (عج) » خطاب شود. به خصوص در این عصر که فرقه های انحرافی و مدعیان دروغین، فتنه های بزرگی را رقم زده اند، اطلاق عناوینی از این دست ممکن است سبب بروز سوء تفاهم و بعضاً بدبینی گردد و ممکن است تصورات نامناسبی پیرامون نگارنده ی این مقالات پدید آید. حال آن که نگارنده، تنها محققی دغدغه مند است که تلاش می کند تا از ابزاری که خداوند متعال در اختیارش قرار داده است، در جهت خدمت به اسلام و مسلمین، تنویر افکار عمومی و پاسداری از نظام اسلامی و حکومت زمینه ساز ظهور، بهره گیرد.

در هر حال این مقاله بعد از مدت ها پیش روی خوانندگان عزیز قرار گرفته است. از خوانندگان عزیز درخواست می کنیم که در صورتی که تمایل به تکثیر این مقاله داشتند و یا در صورتی که خواستند به آن لینک دهند، حتماً مقاله را به همراه پیش درآمد، مقدمه، و به صورت کامل انتشار دهند. در غیر این صورت، مولف مقاله از این امر رضایت نخواهد داشت. نکته ی دیگر این که عزیزان از درج هرگونه تیتر جنجالی، توهین آمیز و نامناسب خودداری نمایند و از هر حرکتی که خدای ناکرده منجر به توقیت (وقت تعیین کردن برای ظهور) و قطعی دانستن مصادیق ظهور گردد، خودداری فرمایند. در ضمن عزیزان مراقب باشند که لحن نوشته هایشان به گونه ای نباشد که مدعیان دروغین مهدویت بخواهند از این نوشته ها سوءاستفاده نموده و نزدیکی ظهور را به عنوان بهانه ای برای فعالیت های شیطانیشان قرار دهند.

این مقاله بعد از 2 سال و با توکل بر خداوند متعال بر روی وبسایت « وعده ی صادق » قرار گرفته است. امید می رود که تأثیر مثبتی بر جامعه ی مهدوی کشور بگذارد و فتنه ای به همراه نداشته باشد.

با تشکر

خادم الامام (عج) - فروردین 89

 

 شاه اردن از زاویه ای دیگر- بخش اول

 

مسئله ی سفیانی یکی از مباحث بحث برانگیز و مهم نشانه های ظهور می باشد. چرا که جنایت های فراوان سفیانی در سال ظهور حضرت مهدی (عج)، عظیم ترین جنایاتی است که بشر به چشم خود می بیند.(4) از سوی دیگر نزدیکی خروج سفیانی و حتمی بودن خروج او سبب شده است که « خروج سفیانی »، مهمترین نشانه ی ظهور باشد؛ چرا که خروج سفیانی، نزدیکی قریب الوقوع ظهور حضرت مهدی (عج) را نوید می دهد. بنابراین شناختن سفیانی از اهمیت ویژه ای در نزد مسلمانان و بالاخص شیعیان برخوردار است.

 

در عصر حاضر نیز که بنابر نظر بسیاری از علما، عصر الظهور می باشد و نشانه های ظهور بسیاری به حقیقت پیوسته اند، شناخت و بررسی سفیانی از اهمیت دو چندانی برخوردار است؛ چرا که از یک سو، هیچ دوره ی زمانی همچون دوره ای که ما در آن زندگی می کنیم، شبیه به دوره ی توصیف شده در روایات نمی باشد و از سوی دیگر شرایط بحرانی منطقه ی خاورمیانه در عصر حاضر، احتمال ظهور سفیانی را بیش از هر زمان دیگری بالا برده است.

 

در حال حاضر، اظهار نظرها پیرامون سفیانی بسیار محدود و کلیشه ای می باشد. به طوری که کتابهایی که پیرامون سفیانی نگاشته شده اند،  صرفاً  به  بیان  روایات  و تحلیل های سطحی در این رابطه می پردازند و کمتر کتابی را می بینیم که با دید امروزی به مسئله ی سفیانی نگاه کرده باشد.

 

اهمیت نگاه امروزی به مسئله ی سفیانی از آنجا ناشی می شود که مرزهای جغرافیائی، قوانین بین المللی و ابزار آلات تکنولوژیکی پیشرفته، شرایط خاصی را برای عصر ما رقم زده اند؛ به طوری که نمی توان انتظار داشت سپاهیان سفیانی با اسب و شمشیر به تاخت و تاز در منطقه مشغول باشند. البته روایات معتبر نیز تاکیدی بر این گونه جزئیات ندارند؛ چرا که ظهور حضرت مهدی (عج) نیز با توجه به شرایط خاص زمانی انجام خواهد شد. روایات معتبر حتی به صورت غیرمستقیم به پیشرفتهای تکنولوژیکی این عصر اشاره کرده اند. برای مثال حجت شدن شهر قم در روایات اسلامی و اتمام حجت این شهر بر مردم دنیا در سالهای قبل از ظهور، به بهترین وجه با اختراع اینترنت و ماهواره محقق شده است.(5) بنابراین در روایات مربوط به سفیانی نیز می بایست شرایط زمانی را در نظر گرفت.

 

در سالهای اخیر، بحث های معدودی پیرامون سفیانی مطرح شده است. مهمترین این سخنان که اکثر خوانندگان عزیز وبلاگ نیز با آن آشنا هستند، فرمایشهای جناب شیخ بهلول می باشد که از حضور شخصی شبیه سفیانی روایات در کشور سوریه خبر دادند.(6) البته ایشان این مسئله را به صورت یک احتمال و نه بیشتر مطرح نمودند.(7)

 

قضیه بدین قرار است که شیخ بهلول در سفری که به سوریه داشته اند و نزد حافظ اسد رئیس جمهور سابق سوریه دعوت بودند، در جریان جلسه ملاحظه کردند که یکی از فرماندهان ارشد ارتش سوریه وارد جلسه شد. در این هنگام فرماندهان دیگر حاضر در مجلس گفتند: « جاء السفیانی. » فرمانده ی مذکور وارد جلسه شد و در کنار بقیه ی فرماندهان جای گرفت. شیخ بهلول فرمودند که از نظر ایشان فرمانده ی مذکور که سفیانی نام داشت، بسیار جاه طلب بوده و حرص و طمع از چهره اش می بارید. به همین دلیل شیخ بهلول اظهار داشتند که ممکن است فرد مذکور همان سفیانی موجود در روایات باشد. البته برخلاف مطالبی که در سایت ها و وبلاگ های مختلف نقل شده است، شخص جناب شیخ بهلول به هیچ عنوان درباره ی شخص مذکور نظر قطعی نداشتند و آن را در حد یک احتمال بیان کردند. (جمله ی اخیر را مولف این مقاله از زبان یکی از شاگردان شیخ بهلول شنیده است.) بنابراین افسانه پردازی هایی که بعضی از سایت ها و وبلاگ ها انجام می دهند و حتی خبر از گفتگوی طولانی بین شیخ بهلول و فرد مذکور می دهند، به هیچ عنوان منطبق بر واقعیت نمی باشد، بلکه شیخ بهلول نیز این مسئله را در حد احتمال بیان فرمودند.(8)

 

البته احتمال اینکه سفیانی فردی سوری (اهل سوریه) باشد نیز تا حدی مطرح است (هر چند در ادامه ی مقاله تا حدی کمرنگ تر خواهد شد.).

 

اما احتمال دیگری که این مقاله روی آن تأکید بیشتری دارد، این است که ممکن است سفیانی روایات، از کشور دیگری در منطقه ی شام خروج کند. زیرا روایات اسلامی به هیچ عنوان تأکیدی بر اینکه کشور سوریه محل خروج سفیانی است، ندارند؛ بلکه روایات از خروج سفیانی از منطقه ی شام که بنابر گفته ی  کتب  جغرافیایی  شامل  پنج منطقه ی قنسرین، دمشق، اردن، فلسطین و حمص می باشد،(9) خبر می دهند.

 

هیچ یک از روایات بیان نمی کنند که خروج سفیانی از دمشق یا سوریه می باشد؛ بلکه همه ی روایات بیان می دارند که خروج سفیانی از منطقه ی شام می باشد. اما هیچ  روایت معتبری که به صورت مستقیم به منطقه ی دمشق یا سوریه به عنوان محل آغاز خروج سفیانی اشاره کند، وجود ندارد. برای مثال روایات زیر به خروج سفیانی و درگیری او در شام اشاره دارند:

 

امام باقر (ع) فرمودند: « آنگاه که خبر جنگ و درگیری و اختلاف در میان شامیان به گوش شما رسید، باید از شام بگریزید؛  زیرا  حتماً  در  آنجا  فتنه  و  کشتار  اتفاق  خواهد افتاد. »(10)

 

در روایتی دیگر که از کتاب « ارشاد » شیخ مفید اقتباس شده، چنین آمده است:

« نخستین سرزمینی که ویران شود شام است، علت ویرانی شام، اجتماع طرفداران سه پرچم (نیرو) در آنجا است: نیروهای اصهب، ابقع و سفیانی. »(11)

 

در روایت دیگر از کتاب بحارالانوار نقل شده است: « مردم شام از او اطاعت کنند به جز دسته ای از رهروان حق که خداوند آنها را از شر همراهی سفیانی حفظ کند. »(12)

 

همانگونه که ملاحظه فرمودید، روایات ما به خروج سفیانی از شام اشاره دارند و هیچ اشاره ای به خروج وی از دمشق یا سوریه ندارند. البته در تعدادی از روایات، نام دمشق ذکر شده است؛ اما در اینگونه روایات، دمشق محل خروج سفیانی نیست؛ بلکه در تعدادی از آنها اشاره شده است که سفیانی از سمت دمشق می آید نه خود دمشق.

 

همانگونه که می دانیم، سرزمینهای حجاز و عراق و ایران در بخش های شرقی و جنوب شرقی شام واقع شده اند؛ بنابراین طبیعی است که خروج سفیانی نسبت به سرزمینهای مذکور که محل زندگی معصومین (ع) بوده است، در سمت غرب و شمال غربی قرار داشته و اشاره ی معصومین به  اینکه  سفیانی  از  سمت دمشق  خروج می کند به این معنی است که سفیانی از شام خروج می نماید.

 

خروج سفیانی از سمت دمشق، نه خود دمشق در برخی  از  روایات.   (این روایات ضعیف السند می باشند.)

 

روایت زیر یکی از مهمترین روایاتی است که نام دمشق در آن ذکر شده است:

 

در نسخه ی  خطی  ابن حماد از محمد بن جعفر بن علی  نقل  شده  است  که  گفت: « سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است. مردی با سری درشت و چهره ای آبله گون در چشمش نقطه ای سفید پیداست. او از سمت دمشق که وادی یابس (دره ی خشک) نامیده می شود با هفت نفر که یکی از آنها درفشی آماده ی اهتراز با خود دارد، خروج می کند. »(13)

 

در ادامه ی مقاله به این مسئله خواهیم پرداخت که روایت مذکور روایت صحیح و قابل اعتمادی نیست؛ چرا که از نظر سند به شدت مخدوش می باشد.(14) اما اگر حتی از این مسئله نیز بگذریم. با دقت در روایت درمی یابیم که این روایت نیز محل خروج سفیانی را دمشق نمی داند، بلکه محل خروج او را « وادی یابس » که در سمت دمشق واقع شده است، بیان می کند. همانگونه که می دانیم، وادی یابس و دمشق از نظر جغرافیایی یکی نیستند و ما در ادامه ی مقاله پیرامون آن سخن خواهیم گفت.

 

بدین ترتیب  کلمه ی  دمشق  در  روایات  فوق  به هیچ عنوان  محل  خروج  سفیانی نمی باشد.

 

در تعداد دیگری از روایات نیز کلمه ی دمشق به کار رفته است و در آنها ذکر شده است که سفیانی بر منبر دمشق قرار می گیرد. در این دسته از روایات نیز شهر دمشق محل خروج سفیانی نمی باشد، بلکه شهر دمشق یکی از اولین متصرفات سفیانی است که سفیانی پس از تصرف آن، از این شهر اعلام موجودیت خواهد کرد و با غرور خود را یک حاکم قدرتمند نشان خواهد داد.

 

روایت زیر یک نمونه از این روایات است:

 

حضرت امیرالمومنین علی (ع) فرمودند:

« ... و سپس پسر هند جگرخوار از وادی یابس (دره ی بی آب و علف) شورش می کند تا  اینکه  بر  منبر  دمشق  قرار  بگیرد؛  وقتی  چنین  شد  منتظر  قیام  مهدی (عج)  باشید ... »(15)

 

همانگونه که ملاحظه فرمودید مطابق این روایت، سفیانی از محلی به نام وادی یابس واقع در شام خروج کرده و بعد از آن، در طی اولین تحرکاتش دمشق را متصرف شده و در این شهر اعلام موجودیت می کند و خود را به عنوان مدعی تشکیل امپراطوری جدید در خاورمیانه مطرح می نماید. مطابق روایت فوق، دمشق محل خروج سفیانی نیست، بلکه یکی از اولین مکانهایی است که سفیانی آن را به تصرف خود در می آورد.

 

بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، خروج سفیانی از منطقه ی شام قطعی است؛ اما خروج او از شهر دمشق و کشور سوریه چندان مشخص نیست و حتی قراینی در روایات یافت می شود که نشان می دهند که به احتمال زیاد سفیانی از پایتخت سوریه قیام نخواهد کرد. بلکه قیام او در مکان دیگری شکل خواهد گرفت؛ اما در ادامه، دمشق نیز جزو متصرفات وی خواهد شد.

 

به نظر نگارنده ی این مقاله، محل خروج سفیانی کشور اردن می باشد و سفیانی یکی از رهبران خاندان پادشاهی اردن است. البته این مسئله بر اساس شواهد و مدارکی بیان شده است؛ اما مجدداً تأکید می کنیم که به هیچ عنوان این تطبیق قطعیت نداشته و قصد ما از بیان آن، انجام توقیت (وقت تعیین کردن برای ظهور) نیست.

 

قبل از اینکه به مقایسه ی ویژگیهای سفیانی با اعضای خاندان سلطنتی کشور اردن و بالاخص پادشاه کنونی آن « ملک عبدالله دوم » بپردازیم،  بهتر  است  مقدماتی  را درباره ی کشور اردن و خاندان پادشاهی این کشور بیان کنیم:

 

کشور اردن: کشور اردن سرزمینی خشک و بی آب و علفی است که بیشتر ساکنین آن را اعراب تشکیل می دهند.(16) این کشور در بخش شمال غربی کشور عربستان و غرب عراق، جنوب سوریه و شرق فلسطین اشغالی واقع شده است. کشور اردن طولانی ترین مرز خاکی مشترک را با کشور فلسطین اشغالی و رژیم صهیونیستی دارد(17) و به مثابه کمربندی بخش اعظم مرزهای شرقی اسراییل را در بر گرفته است.

  

نقشه ی کشور اردن. 

 

این کشور از نظر کشاورزی و منابع نفتی چندان غنی نمی باشد(18) و حیات سیاسی و اقتصادی آن کمی عجیب به نظر می رسد. چرا که در عین خالی بودن این کشور از زیر ساخت های اقتصادی، اردن در بین کشورهای منطقه از نظر اقتصادی در وضعیت نسبتاً مناسبی به سر می برد که این مسئله تعجب آور است و احتمال تقویت بنیان های اقتصادی این کشور را از سوی کشورهای غربی مطرح می نماید.(19) البته در زمینه ی صنعت توریسم شاید بتوان سهمی را برای اردن قایل شد؛  چرا که این  کشور  در حاشیه ی پست ترین و شورترین دریاچه ی کره ی زمین قرار گرفته  است  که  همانا  دریاچه ی  بحرالمیت (Dead Sea) می باشد. این دریاچه به دلیل وجود املاح معدنی فراوان و نیز این خاصیت که هیچ شناگری در آن غرق نمی شود، مورد استقبال گردشگران غربی قرار گرفته است.(20) البته در این زمینه نیز رژیم صهیونیستی که در سمت دیگر بحرالمیت واقع شده است، گوی سبقت را از اردن ربوده و با ایجاد تفریحگاههای مجلل، اکثر گردشگران را به سمت خود می کشاند و سهم کمتری برای  اردن  باقی می گذارد. 

 

 

هتل های مجلل در حاشیه ی بحر المیت.

 

 

خاندان پادشاهی اردن: خاندان پادشاهی اردن، یکی از قدیمی ترین خاندان های حکومتی منطقه ی خاورمیانه می باشد. این خاندان سلطنتی که خود را خاندان پادشاهی هاشمی نامیده است(21) و حتی نام کشور اردن را به کشور اردن هاشمی تغییر داده است، ریشه در سرزمین حجاز دارد.(22) جد بزرگ این خاندان که « شریف حسین » نام  داشته  و  از  اعضای برجسته ی خاندان شریف در مکه بوده است، در زمان افول دولت عثمانی و در هنگامی که حکومت عثمانی تسلطش را بر سرزمینهای عربی از دست داده بود، به کمک نیروهای انگلیسی توانست بخشهای زیادی از سرزمین های عربی  را  از  دست عثمانی ها  خارج  سازد.(23)  وی  مدتی  بر  این سرزمین ها حکومت کرد اما کمی بعد حکومت اردن را به پسرش عبدالله، حکومت عراق و سوریه را به پسرش فیصل و حکومت عربستان را به پسرش علی سپرد.(24) اما در نهایت آل سعود که در عربستان قدرت یافته بودند، شریف حسین و سپس پسرش علی را شکست داده و او را از شبه جزیره ی عربستان بیرون کردند و او مجبور شد بقیه مدت عمرش را در اردن سپری کند.(25) بعد از مدتی، سوریه و عراق نیز از چنگ فرزندان شریف حسین خارج شدند(26) و حکومت این مناطق به دولت های انقلابی منتقل شد. اما حکومت اردن تا به امروز در دست فرزندان شریف حسین باقی مانده است و آنان این کشور را اردن هاشمی نامیدند.(27) 

 

 

 

شریف حسین، موسس خاندان پادشاهی اردن هاشمی. 

 

بعد از شریف حسین و عبدالله اول، حکومت به ملک طلال، ملک حسین و در نهایت ملک عبدالله دوم رسید و اکنون نیز حکومت در دست ملک عبدالله دوم می باشد.(28)

 

نکته ی جالبی که در مورد کشور اردن و خاندان پادشاهی این کشور وجود دارد، این است که تمام سرزمین های عربی که زمانی در قبضه ی قدرت خاندان شریف حسین بودند، به مرور زمان و با عدم حمایت انگلستان، از چنگ این خاندان خارج شدند؛ اما حکومت  کشور  اردن  که  همچون  کمربندی  مرزهای  شرقی  اسراییل  را  محافظت می نماید، همچنان در دست این خاندان باقی مانده است  و  حتی  از  سوی  انگلستان  و  آمریکا  مورد  حمایت  واقع می شود؛ به نحوی که هیچگونه انقلابی در این منطقه رخ نداده است.

 

 این ثبات طولانی مدت کشور اردن، شک برانگیز است و این احتمال را بر ذهن متبادر می سازد که ممکن است هدف از برقراری ثبات در اردن تحت حکومت دیکتاتوری و مستبدانه ی خاندان اردن هاشمی، چیزی جز حمایت از دولت اسراییل نباشد. چرا که همانگونه که عرض کردیم، کشور اردن همچون یک سد، کشور اسراییل را از سمت شرق حمایت می کند و اگر روزی این سد شکسته شود و کشور اردن به دست مسلمانان معتقد و جهادگر و دشمنان اسراییل بیفتد، نابودی اسرائیل حتمی است؛ دلیل این امر نیز این است که سرتاسر سرزمین های اشغالی به سهولت در دسترس جهادگران بوده و اسراییل بسیار آسیب پذیر خواهد بود.

 

در این صورت حتی اگر کل سرزمین های اشغالی توسط مسلمانان فتح نشود، شهر بیت المقدس به سهولت در دسترس مسلمانان بوده و قابل فتح می باشد. چرا که این شهر مقدس تنها 25 کیلومتر با ساحل بحرالمیت و کمتر از 50 کیلومتر با مرزهای اردن فاصله دارد؛(29) بنابراین حتی اگر نیروهای جهادگر مسلمان نتوانند کل سرزمین های اشغالی را فتح کنند، آزادی قدس شریف پس از تحت اختیار گرفتن اردن توسط مسلمانان مومن، دور از دسترس نخواهد بود.

 

به دلیل اهمیت این موضوع، انگلستان و آمریکا همواره از دولت خاندان سلطنتی اردن هاشمی که یک دولت دیکتاتور مستبد  و  سازشکار  با  اسراییل  می باشد،  حمایت می کنند تا مبادا این کشور که به جرأت می توان آن را دروازه ی قدس نامید، به دست مسلمانان جهادگر و معتقد و دشمن اسراییل بیفتد.

 

 

اردن: کشوری که همچون کمربند از اسراییل محافظت می کند و می توان آن را دروازه ی اسراییل دانست. 

یکی دیگر از واقعیات مهمی که پیرامون خاندان سلطنتی اردن هاشمی وجود دارد و متاسفانه پیرامون آن چندان اطلاع رسانی نشده است، این نکته می باشد که این خاندان به هیچ عنوان برازنده ی عبارت « خاندان هاشمی » نمی باشند؛ چرا که برخلاف ادعاهای اعضای این خاندان سلطنتی که خود را هاشمی و از نسل پیامبر (ص) می دانند، این خاندان به هیچ عنوان به پیامبر (ص) منتسب نبوده و سیادت آنها به صورت قریب به یقین جعلی می باشد.

 

برای این امر نیز شواهدی وجود دارند که عبارتند از:

 

1 – در شجره نامه ای که در سایت خاندان سلطنتی اردن درج شده است، نسب این خاندان به حضرت امام حسن (ع) رسیده است که این انتساب نیز از جانب یکی از فرزندان امام حسن مجتبی (ع) موسوم به عبدالله بن حسن مثنی انجام گرفته است.(30) عبدالله بن حسن مثنی یکی از ساداتی است که به ناحق برای یکی از فرزندان خود به نام محمد، ادعای مهدویت نموده و او را به عنوان « محمد بن عبدالله » و « مهدی موعود » معرفی کرده و باعث گمراهی جمع بسیاری گشت؛(31) بنابراین انتساب شجرنامه به او که اعمالش مورد تایید ائمه نبوده است نیز چندان قابل اعتماد نیست. 

 

وبسایت رسمی خاندان پادشاهی اردن.

 

شجره نامه ی ادعایی ملک عبدالله دوم، مبنی بر انتساب وی به خاندان پیامبر (ص). 

 

2 – یکی از محققین آمریکایی که مورخ و استاد دانشگاه ماساچوست آمریکا می باشد، در کتاب خود با عنوان « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن » نکات مهمی را پیرامون ملک عبدالله و کشور اردن بیان کرده است. 

 

 

کتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن »

 

 

خانم مری کریستینا ویلسون مولف این کتاب، با استفاده از اطلاعات فاش شده از آرشیو وزارت کشور و امور کشورهای مشترک المنافع بریتانیا، انتساب ملک عبدالله  و  خاندان  وی  را  به اهل بیت و رسول اکرم (ص) رد می کند.(32)

 

 

در ابتدای کتاب مذکور، خانم ویلسون بیان می کند که در شهر مکه، تبار شناسی و نسب شناسی از اهمیت والایی برخوردار است و به دلیل اینکه خاندان های بزرگ مکه عمدتاً خالص و دست نخورده باقی مانده اند،  ردیابی تبارها  و  نسب ها  در این شهر مقدس آسان است و نادرستی شجرنامه های جعلی به سهولت برملا می شود.(33) 

 

نظر کارشناسان و مورخان درباره ی جعلی بودن شجره نامه ی سیادت ملک عبدالله دوم.

 

مطابق گفته های خانم ویلسون در این کتاب، خاندان شریف که از خاندان های قدیمی مکه محسوب می شوند، به وضوح دارای شجره نامه ی جعلی می باشند و به دروغ خود را به خاندان پیامبر (ص) منتسب می دانند.(34) (البته علاوه بر خانم ویلسون، تعداد زیادی از محققان غربی نیز همین نظر را دارند.).(35) بخش هایی از کتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن » را که به بررسی جعل شجره نامه توسط خاندان شریف حسین پرداخته است، ملاحظه می فرمایید:(36) 

 

 

بیان جعلی بودن نسب خاندان پادشاهی اردن و نادرست بودن ادعای سیادت این خاندان بر اساس اسناد و مدارک در کتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن ».

 

3 – از دیگر شواهدی که جعلی بودن نسب خاندان سلطنتی اردن هاشمی را نشان می دهد، این مسئله است که خاندان سلطنتی اردن هاشمی، مذهب خود را سنی معرفی می کنند و مدعی هستند که اجداد آنها از مذهب شیعه به مذهب سنی گرویده اند. قطعاً این مسئله که سادات (که خود از شجره ی اهل بیت (ع) هستند)، مذهب حقه ی اهل بیت را که همان شیعه باشد به کنار گذاشته و مذهب اهل سنت را برگزیده باشند، سوال برانگیز می باشد.(37) 

 

سنی بودن خاندان پادشاهی اردن.

 

 

بعد از ذکر مقدماتی پیرامون کشور اردن و خاندان سلطنتی این کشور، به ذکر نکاتی پیرامون ملک عبدالله پادشاه کنونی اردن می پردازیم:

 

 

بیوگرافی ملک عبدالله دوم

 

ملک عبدالله، در تاریخ 30 ژانویه سال 1962 میلادی به دنیا آمد. عبدالله دوم فرزند ملک حسین پادشاه اردن و آنتونیت آوریل گاردنر می باشد. مادر ملک عبدالله که نام اصلی آن آنتونیت گاردنر می باشد، در کشور اردن با نام مستعار شاهزاده مونا الحسین شناخته می شود.(38)

 

خانم گاردنر دختر یک افسر انگلیسی بود که در جریان فیلمبرداری فیلم « لورنس عربستان » که بخش هایی از آن در کشور اردن فیلمبرداری شده بود، با ملک حسین آشنا شد که این آشنایی منجر به ازدواج وی با ملک حسین گشت.(39)

 

نحوه ی تولد عبدالله و اینکه مادر  او  زنی  انگلیسی  است،  همواره  یکی  از  نکات بحث برانگیز درباره ی پادشاهی وی بوده است؛(40)  چرا  که  به  نظر  تعدادی  از صاحب نظران و حتی افراد عادی، ملک عبدالله به دلیل ن‍ژاد دورگه ی عربی – انگلیسی، حافظ منافع بریتانیا و سایر دول غربی در منطقه می باشد. عبدالله دوم پس از گذراندن دوران ابتدائی در اردن، برای تحصیل به انگلستان رفت و پس از آن دوران دبیرستان خود را در آمریکا گذارند و در نهایت تحصیلات خود را در دانشکده ی پمبورک آکسفورد به پایان رساند. وی در سال 1980 به عوان دانشجوی دانشگاه افسری سلطنتی سند هرست وارد این دانشکده شد؛ عبدالله سپس به درجه ی ستوان دوم سواره نظام سلطنتی انگلیس نایل گشت و پس از آن، درجات نظامی خود را در ارتش انگلستان ارتقاء داد؛ این امر تا آنجا رسید که وی در نهایت به مقام سرهنگی و جانشین فرمانده ی سواره نظام سلطنتی انگلستان که یک هنگ زرهی است، رسید. در عرصه ی تحصیلات سیاسی نیز وی در دانشکده ی روابط بین الملل ادموند ای. والش دانشگاه جرج تون انگلستان تحصیل کرده و با درجه ی کارشناسی ارشد از آنجا فارغ التحصیل شده است.(41)

 

عبدالله با رانی الیاسین متولد کویت و شهروند فلسطین که اصلیت اردنی دارد و اکنون ملکه رانی عبدالله نامیده می شود، ازدواج کرده و از او  صاحب  4  فرزند  می باشد.(42) نحوه ی به حکومت رسیدن عبدالله نیز بسیار جالب و بحث برانگیز بوده است. زیرا در آخرین سالهای زندگی ملک حسین پادشاه سابق اردن و در هنگامی که ملک حسین آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کرد و با سرطان دست و پنجه نرم می نمود، یک خبر جهان عرب را شگفت زده کرد. این خبر چنین بود: شاهزاده حسن برادر ملک حسین که سالهای زیادی مقام ولیعهدی اردن را در اختیار داشت، در تاریخ 24 ژانویه سال 1999 میلادی از سمتش  برکنار شد و شاهزاده عبدالله بن حسین (عبدالله دوم) به جای وی منصوب گشت.(43) عجیب اینکه دو هفته بعد ملک حسین فوت کرد و عبدالله به پادشاهی رسید.(44)

 

این تغییر و تحول ناگهانی در صحنه ی سیاسی کشور اردن، به مذاق اردنی ها خوش نیامد. چرا که این تغییر ساختار سیاسی در اردن به وضوح حکایت از دسیسه های پنهانی انگلستان و آمریکا در به قدرت رساندن عبدالله دوم داشت. زیرا عبدالله مادری انگلیسی داشت و به حکومت رسیدن وی در اردن، از دید آنان به مثابه نمایندگی وی ازطرف دولت انگلستان در منطقه بود. البته این دیدگاه مردم اردن کاملاً صحیح بوده و ملک عبدالله نیز عملاً به جدی ترین متحد غرب در سرزمین های عربی تبدیل گشته است. در مورد جانشین ملک عبدالله نیز باید بگوییم که وی تا قبل از سال 2004 میلادی، برادر ناتنی خود شاهزاده حمزه را به این امر گماشته بود، اما از آن سال به بعد، اردن فاقد ولیعهد می باشد که البته بسیاری از صاحبنظران معتقدند عبدالله قصد دارد پسرش شاهزاده حسین را در آینده ای نزدیک به این مقام منسوب کند.(45)

 

عبدالله در حال حاضر نزدیک ترین متحد کشورهای غربی در منطقه بوده و سازشکارترین دولت عربی در مواجه با اسراییل می باشد.(46) فضاحت اعمال او تا بدانجا است که حتی بسیاری از اعراب  ساکن  سایر  کشورها نیز او را به عنوان عامل انگلیس و آمریکا می شناسند و برای او ارزشی قایل نمی شوند.

 

 

اوصاف سفیانی و شباهت آن با ملک عبدالله دوم پادشاه اردن 

بعد از ذکر مقدماتی درباره ی ملک عبدالله اردن و شرایط تاریخی این کشور، به بیان اوصاف سفیانی در روایات و مقایسه ی آنها با ویژگیهای ملک عبدالله دوم می پردازیم تا بدین وسیله میزان شباهت او با سفیانی ذکر شده در روایات، بیش از پیش هویدا شود: 

1 – چهره ی سفیانی: روایات مختلفی وجود دارند که در آنها چهره ی سفیانی توصیف شده است. اما اکثر این روایات از نظر سند ضعیف بوده و اوصاف آنها مطابق واقعیت نمی باشند.(47) روایت زیر جزء معدود روایاتی است که سند صحیح و قابل اعتمادی دارد:(48) 

« از علی بن ابراهیم از پدرش ابن عمیر از حماد بن عثمان از عمر بن یزید نقل شده است که امام صادق (ع) به من فرمودند: 

اگر سفیانی را ببینی، او پلیدترین مردمان است؛ بور و سرخ آبی است. می گوید: (پروردگارا! ابتدا انتقام سپس آتش جهنم؛ پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا؛ سپس برای آتش). پلیدی او به اندازه ای است که او یکی از همسرانش را که فرزند هم از او دارد، از ترس اینکه رازش فاش شود، زنده به گور می کند. »(49) 

روایت فوق جزء معدود روایاتی است که از نظر سند قوی بوده و نکات مهمی را پیرامون سفیانی بیان می کند.(50) نکته ای که در روایت فوق پیرامون چهره ی سفیانی می توان دریافت، این است که سفیانی بور و سرخ آبی است و چهره ای تا حدی شبیه به اروپایی ها دارد و چهره ی او با اکثر اعراب متفاوت است. 

نکته ی جالبی که درباره ی ملک عبدالله می توان دریافت، این است که چهره ی وی با اعراب تفاوت داشته و حتی شباهت کمی با پدرش ملک حسین دارد. این چهره ی متفاوت ملک عبدالله، به این دلیل است که مادر وی زنی انگلیسی است و به همین دلیل چهره ی او بور و سرخ آبی است و شبیه همان توصیفی است که روایات از چهره ی سفیانی کرده اند. 

برای بررسی بهتر این مسئله، به تصویر زیر که ملک عبدالله را در دوران جوانی نشان می دهد، توجه کنید: 

 

 

ملک عبدالله دوم پادشاه اردن در جوانی. به چهره ی بور، سرخ آبی و چشم های سبز رنگ او توجه کنید.

 

 

البته در روایت ذکر شده از امام صادق (ع)،  ایشان  به  نکته ی  دیگری  اشاره کرده اند. نکته این است که سفیانی یکی از همسران خود را که به صورت پنهانی با او ارتباط داشته  و  از  او  فرزند  نیز  داشته  است،  از ترس برملا شدن  رازش می کشد. خوانندگان محترم به این نکته توجه داشته باشند که مطابق توصیف امام صادق (ع)، احتمالاً قضیه ی مذکور پنهانی اتفاق افتاده و ممکن است به غیر از خود سفیانی، دیگران از ماجرا چندان اطلاعی نداشته باشند؛ بنابراین از این مسئله نمی توان برای شناسایی سفیانی استفاده کرد.

 

مطابق نظر کارشناسان علوم حدیث، بقیه ی صفاتی که پیرامون سفیانی در روایات ذکر شده است، از  نظر  سندی  ضعیف  می باشد؛(51) برای  مثال  آن  روایاتی  که می گویند سفیانی مردی است چهارشانه و چهره ای بسان وحوش دارد، صحیح نمی باشند؛(52)  همچنین روایاتی که چهره ی او را  بسان  نابینایان  بیان  می کنند  و می گویند نامش عثمان و نام پدرش عنبسه است، صحیح نمی باشند و سند معتبری ندارند.(53)

 

در بین صفاتی که در احادیث غیر معتبر وجود دارند، آبله رو بودن سفیانی یکی از نکاتی است که علاوه بر بحث ضعف سند، از نظر علمی نیز بعید می باشد؛ زیرا بیماری آبله در سال 1979 در سطح دنیا ریشه کن شد و از آن تاریخ به بعد حتی یک نفر مبتلا به آبله شناسایی نگشت.(54)  قبل از این تاریخ به دنیا آمده باشد، اما از آن تاریخ به بعد، پیدا کردن یک فرد مبتلا به آبله ممکن نمی باشد. چرا که اگر چنین فردی پیدا شود، قبل از هر چیز سازمان جهانی بهداشت وی را شناسائی کرده و قرنطینه می نماید و بعد از اتمام دوره ی واگیری نیز بر روی او مطالعه می نماید. بدین ترتیب این شخص با توجه به محدودیت های ایجادشده، بعید است که بتواند فعالیت سیاسی خاصی انجام دهد. افراد آبله رو که قبل از این تاریخ مبتلا شده اند نیز بسیار کم تعداد و عموماً پیر می باشند و از کار افتاده هستند. بنابراین آبله رو بودن سفیانی علاوه بر ضعف  سند،  کمی  بعید  به  نظر می رسد. گرچه ممکن است سفیانی

 

 

2 – نام سفیانی: احتمالاً اولین عبارتی که درباره ی نام سفیانی به ذهن خوانندگان محترم وبلاگ می رسد، این است که نام وی  « عثمان بن عنبسه » است.  اما نکته ی مهم اینجا است که هیچ یک از روایاتی که درباره ی نام سفیانی بیان شده است، از نظرسند قوی نیستند و این روایات همگی ضعیف می باشند؛(55) بنابراین برخلاف تصور، روایاتی که پیرامون نام سفیانی بیان شده اند و نام او را عثمان بن عنبسه دانسته اند، صحیح نمی باشند.(56) البته اگر بحث ضعف روایات را کنار بگذاریم، علاوه بر عثمان بن عنبسه، در برخی از روایات نام سفیانی « عبدالله » ذکر شده است که اگر قرار باشد بحث سند روایات را کنار بگذاریم، این اسم بر پادشاه اردن مطابقت دارد.(56) البته روایتی دیگر نیز در این زمینه نقل شده است که در طی آن معصوم (ع) از ذکر نام سفیانی خودداری کرده اند. این روایت که سند آن نیز ضعیف می باشد به شرح زیر است:(57)

 

« در کمال الدین با سند ضعیف به کوفی از عبدالله بن منصور نقل شده است که او گفت:

 

از اباعبدالله (ع) در مورد نام سفیانی سوال کردم؛ ایشان فرمودند: با اسم او چه کار دارید؟ آنگاه که گنج های مناطق پنج گانه ی شام (دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین) را به دست آورد، آنگاه منتظر فرج باشید.

 

عرض کردم آیا او 9 ماه  پادشاهی  می کند؟  فرمود: نه؛  8  ماه  تمام  حکومت می کند، نه 1 روز بیشتر. »(58)

 

به این ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، نمی توان بر طبق روایات موجود، اطلاعات مناسبی پیرامون نام سفیانی به دست آورد. البته در بعضی از روایات، نام او عبدالله و در برخی دیگر عثمان بن عنبسه ذکر شده است؛ اما در هر حال به دلیل ضعف سند این روایات، هیچ کدام از آنها قابل اعتنا نیستند.

 

 

3 – نسب سفیانی: مطابق روایات اسلامی، سفیانی از نسل ابوسفیان و متعلق به خاندان بنی امیه است.(59) در واقع لقب سفیانی که به این  انسان  سفاک  اطلاق می شود نیز به سبب انتساب وی به ابوسفیان بر وی نهاده شده است. انتساب سفیانی به ابوسفیان مورد اتفاق نظر همه ی دانشمندان اسلامی است.(60) در این رابطه روایات متعددی نیز وجود دارند که یکی از آنها روایت زیر است:

 

« امام محمد باقر (ع) فرمودند:

سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است. »(61)

 

روایت زیر نیز مضمونی مشابه دارد:

 

« از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:

ما و ابوسفیان دو خاندانیم که دشمنی ما بر سر خداست. ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خدا دروغ گفت. ابوسفیان به جنگ پیامبر (ص) برخاست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابی طالب (ع) رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی (ع) پرداخت و سفیانی به مصاف با قائم (عج) برخیزد. »(62)

 

اما مسئله ی فوق چه ارتباطی با عبدالله پادشاه اردن دارد؟

 

همان گونه که در ابتدای مقاله نیز ذکر کردیم، برخلاف ادعای خاندان سلطنتی اردن که کشور خود را اردن هاشمی می نامند و خود را به خاندان پیامبر (ص) منتسب می نمایند، شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می دهد این ادعاها دروغ بوده و شجره نامه ی آنها جعلی می باشد؛ بسیاری از مورخان و کارشناسان علوم سیاسی معتقدند که نسب این خاندان جعلی بوده و پادشاهان این سلسله از این نسب جعلی در جهت مشروعیت بخشیدن به اعمال خود استفاده می کنند. کتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن » نوشته ی خانم مری کریستینا ویلسون استاد دانشگاه ماساچوست آمریکا، بهترین کتابی است که در این زمینه نگاشته شده و نویسنده در آن با استفاده از منابع مهمی همچون اسناد فاش شده ی وزارت کشور و مستعمرات بریتانیا، نسب جعلی خاندان پادشاهی اردن را آشکار نموده است.(63)

 

حال با توجه به اینکه خاندان پادشاهی اردن از خاندان بنی هاشم نیستند، متعلق به کدام قبیله ی قریش می باشند؟

 

انتساب خاندان سلطنتی اردن هاشمی به قبیله ی  قریش  تا  حد  زیادی  تأیید می شود. چرا که شریف حسین جد ملک عبدالله و بنیان گذار این خاندان سلطنتی، متعلق به خاندان شریف های حجاز بوده و خاندان شریف  یکی  از خاندان های قدیمی شهر مکه می باشد(64) و از آنجا که بسیاری از ساکنین قدیمی مکه متعلق به خاندان قریش می باشند، به احتمال زیاد خاندان شریف نیز متعلق به قبیله ی قریش می باشد.

 

با توجه به اینکه سیادت خاندان شریف و خاندان پادشاهی اردن تا حد زیادی رد می شود، به احتمال زیاد خاندان پادشاهی اردن متعلق به یکی دیگر از طوایف قبیله ی قریش می باشد.

 

اما نکته ای که درباره ی خاندان شریف حسین و خاندان پادشاهی اردن عجیب به نظر می رسد، این است که رنگ قرمز به عنوان نماد خاندان شریف حسین و خاندان پادشاهی اردن برگزیده شده است و حتی مطابق دیکشنری Islamica، رنگ قرمز موجود در پرچم  کشور اردن و بسیاری از دولت های عربی منطقه، منبعث از پرچم قرمز خاندان شریف حسین می باشد که برای اولین بار توانست سرزمینهای عربی را از عثمانی مستقل کند.(65)

 

 

 

پرچم قرمز، نماد خاندان شریف های حجاز و پرچم شریف حسین جد ملک عبدالله پادشاه اردن. 

 

 

پرچم قرمز، نماد خاندان شریف های حجاز و پرچم شریف حسین جد ملک عبدالله پادشاه اردن.

 

 

 

 

پرچم قرمز، نماد خاندان شریف های حجاز و پرچم شریف حسین جد ملک عبدالله پادشاه اردن. 

 

با توجه به اینکه پرچم خاندان شریف حسین سرخ رنگ می باشد و از سوی دیگر این طایفه متعلق به قبیله ی قریش است، احتمال اینکه خاندان شریف حسین ریشه در بنی امیه داشته باشد، بیش از پیش تقویت می گردد. جالب اینکه خاندان پادشاهی اردن که خود را اردن هاشمی می نامد، به جای اینکه پرچم سبز رنگ را که نماد اهل بیت (ع) می باشد به عنوان نماد خود برگزیند، پرچم قرمز را که نماد بنی امیه بوده است(66) برای خود برگزیده است و این نکته ای است که نمی توان به سادگی از آن عبور کرد. گرچه این فرضیه قطعی نمی باشد، اما با توجه به اینکه در رابطه با مطالب گفته شده مستندات قوی وجود دارد، باید پیرامون آن کنکاش جدی صورت گیرد.

 

 

 

پرچم امویان سرخ رنگ بوده است. 

 

متاسفانه پرچم بسیاری از کشورهای عربی منطقه نیز به تأسی از رنگهایی که شریف حسین برای حکومت خود برگزیده بود، انتخاب شده است(67) که این مسئله را حتی در پرچم فلسطین، امارات و ... نیز می توان یافت. ای کاش این کشورها در این زمینه دقت بیشتری به خرج می دادند.

 

 

ذکر یک نکته ی بسیار مهم: رنگ قرمز و سایر رنگ هایی که در پرچم اردن و کشورهای  عربی  به کار  رفته  است،  ممکن  است  در  پرچم  سایر  کشورها  و  حتی دولت های اروپایی نیز به کار رفته باشد،  اما  این کشورها  به هیچ  عنوان  با فلسفه ای که پشت پرچم اردن پنهان شده است، به انتخاب رنگ پرچم خود مبادرت نورزیده اند و بنابراین نمی توان آنها را تأثیر گرفته از پرچم اردن به شمار آورد؛ اما پرچم اردن  و رنگ قرمز آن دقیقاً به دلیل استفاده ی خاندان شریف حسین از رنگ قرمز انتخاب شده است و این نکته ای است که در دیکشنری Islamica نیز بیان گشته است.(68) ذکر این نکته حائز اهمیت است که در بسیاری از کشورها رنگ قرمز نماد انقلاب، شهادت و مجاهدت در راه آرمان می باشد؛ اما خاندان شریف حسین قبل از اینکه حتی انقلاب عربی را به راه بیندازند، پرچم قرمز رنگ داشتند؛ بنابراین احتمال اینکه رنگ قرمز پرچم خاندان شریف حسین به دلیل انقلاب یا قیام باشد، بعید به نظرمی رسد؛ چرا که قبل از این انقلاب، پرچم آنها به همین رنگ بوده است.

 

 

4 – نفرت و کینه ی سفیانی نسبت به خاندان پیامبر (ص) و اهل بیت (ع): مطابق روایات اسلامی، سفیانی  کینه  و  عداوت  عمیقی  نسبت  به  خاندان پیامبر (ص)، اهل بیت (ع) و شیعیان دارد.(69) در این میان کینه ی سفیانی نسبت به شیعیان ایران که روایات آنها را اهل خراسان می نامند، بیش از دیگران است.(70) روایاتی که در این رابطه بیان شده اند، عبارتند از:

 

« از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: گویا من سفیانی یا رفیق او را می بینیم که در سرزمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده، و منادی او ندا می دهد: هر کس سر یک تن از شیعیان علی (ع) را بیاورد، هزار درهم پاداش او است. در این هنگام همسایه به همسایه حمله برده و می گوید: این شخص از شیعیان است؛ پس گردن او را می زند و هزار درهم جایزه می گیرد. آگاه باشید در آن روز فرمانروایی شما به دست حرامزادگان خواهد افتاد ... »(71)

 

در روایت دیگری نیز بیان شده است: « سواران سفیانی به جستجوی اهل خراسان می آیند و شیعیان آل پیامبر (ص) را در کوفه می کشند؛ آنگاه اهل خراسان در جستجوی حضرت مهدی (عج) بیرون می آیند. »(72)

 

همان گونه که در روایات فوق ملاحظه فرمودید، سفیانی نسبت به شیعیان بسیار کینه ای  و  حاسد  است  و  در  این میان  نسبت  به  شیعیان  ایران  نیز  کینه ای مثال زدنی دارد.

 

ملک عبدالله اردن نیز نسبت به شیعیان بسیار کینه می ورزد و در این میان بیش از همه از ایرانیان متنفر است. فراموش نمی کنیم که اولین کسی که عبارت « هلال شیعی » را بر سر زبان ها انداخت و از خطرناک بودن « هلال شیعی » سخن راند، ملک عبدالله دوم پادشاه اردن بود.(73) 

 ملک عبدالله دوم پادشاه اردن: اولین کسی که از عبارت « هلال شیعی » استفاده کرد.

 

 

ملک عبدالله پادشاه اردن طی اظهارات خود از اینکه دولت شیعی در عراق به روی کارآمده است، اظهار نگرانی کرده و آن را در راستای تشکیل هلالی از سرزمینهای شیعه اعم  از  ایران،  بخش  اعظم  عراق،  بخشهایی  از  سوریه،  لبنان  و  مناطق نفت خیز عربستان دانست.(74) این سخنان ملک عبدالله نشان از کینه ی وی نسبت به شیعیان داشته و در حالی که هر روزه شیعیان بسیاری در عراق و نقاط دیگر جهان توسط گروههای تکفیری به شهادت می رسند، سخن او تلاشی در جهت آسیب بیشتر به شیعیان می باشد.

 

بعد از بیان عبارت « هلال شیعی » توسط ملک عبدالله اردن، بسیاری از رهبران منطقه نیز از سخنان وی استقبال کرده و بیش از پیش به ایراد اتهام علیه شیعیان مبادرت ورزیدند. دامنه ی این سخنان حتی از منطقه فراتر رفته و عبارت مذکور مورد پسند آمریکاییها و اروپاییها نیز قرار گرفت و آنها از این مسئله به عنوان ابزاری در جهت آزار شیعیان استفاده کردند.(75)

 

متأسفانه رسانه های کشور ما گوینده ی اصلی این سخن را فراموش کردند و امروزه نیز اردن در سکوت خبری به سر می برد؛ حال آنکه این کشور مرکز بسیاری از فتنه های منطقه می باشد. ترور « شهید مغنیه » نیز که با همکاری عوامل اطلاعاتی اردن، عربستان، موساد و سیا شکل گرفت،(76) خبر از اعمال شیطانی دولتمردان اردن علیه شیعیان می دهد. همچینین اردن هر از چند گاهی به عنوان کشور حد واسط برای فرستادن گروههای مخالف حزب الله لبنان به اسرائیل عمل کرده و احتمالاً نقش واسطه را بین اسراییل و  گروههای  مخالف  حزب الله  بازی می کند.(77)

 

کشور اردن از دیرباز دشمنی آشکاری با کشور عزیزمان ایران نیز داشته است. هموطنان عزیزمان فراموش نمی کنند که پدر ملک عبدالله یعنی ملک حسین در روزهای آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران،  دست  در  دست  صدام  ملعون، گلوله ی توپی رابه سمت کشورمان شلیک کردند.(78) در آن زمان اردن به عنوان اولین کشور عربی و به نمایندگی از سایر اعراب حمایت خود را از کشتار مردم مظلوم و بی دفاع کشورمان توسط ارتش بعثی اعلام کرد.

 

از زمان روی کار آمدن ملک عبدالله نیز هر از چندگاهی خبرهایی از دسیسه ی این پادشاه علیه جمهوری اسلامی ایران به گوش می رسد. حمایت عبدالله دوم از منافقین،(79) پناه دادن و حمایت از خانواده ی  صدام،(80)  استفاده از عبارت « هلال شیعی »(81) و متهم کردن ایران به استفاده از این هلال برای قدرت طلبی، از جمله مهمترین اقداماتی است که عبدالله دوم علیه ایران عزیز انجام داده است.  

 

 

حمایت کامل ملک عبدالله اردن از منافقین.

 البته خوشبختانه به دلیل سیاست های خصمانه و شیطانی دولت اردن، روابط سیاسی ایران و اردن چندان دوستانه نیست و به همین دلیل آسیب چندانی به ایران نرسیده است؛ اما در هر حال باید بیش از پیش مراقب رفتار خطرناک دولت اردن بود.

 

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، عبدالله دوم نیز همچون سفیانی روایات، کینه ی عمیقی نسبت به شیعیان و بخصوص ایرانیان (اهالی خراسان) دارد.

 

ادامه دارد ...

 

به امید ظهور منجی موعود، حضرت مهدی صاحب الزمان (عج)

کاری از: خادم الامام (عج)- وعده صادق