آخرین امام رجعت کننده درعصرظهور کیست؟
ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : شما
مرحوم حسن بن سلیمان در بصائر الدرجات نقل می کند: ای پیامبر من، علی(ع) اولین امام از ائمه است و من عهد و میثاق او را از مردم می گیرم و آخرین امامی که من روح او را قبض می کنم، این روایت با رجعت می سازد.

عقیق:آیت الله نجم الدین مروجی طبسی، مدرس مرکز تخصصی مهدویت در برنامه "نشان صبح" به بررسی تحقیقی روایات نشانه های مهدویت می پردازد.

روایت هفتم از امام رضا(ع) نقل شده است که به مامون فرمودند: رجعت حق است، در امم پیشین بوده و در قرآن به آن اشاره شده است و همانطور که پیامبر(ص) فرمودند هر چه در امت های قبل بوده در این امت هم است پس رجعت هم در این امت است.

در روایت هشتم که در بحار الانوار جلد 53 نقل شده است، امام صادق(ع) فرمودند: پیامبر فرمودند؛ خداوند مرا به آسمان ها برد از پس پرده حجاب به من وحی کرد و یکی از چیزهایی که خداوند فرمود این بود که یا محمد، علی(ع) آخرین امامی است از ائمه معصومین که او را قبض روح می کنم و او دابه الارض است، که مصداقش امام علی(ع) می باشد.

مصدر اصلی این روایت در بصائر الدرجات است که مرحوم حسن بن سلیمان نقل می کند: ای پیامبر من، علی(ع) اولین امام از ائمه است و من عهد و میثاق او را از مردم می گیرم و آخرین امامی است که من روح او را قبض می کنم. این روایت با رجعت می سازد و اینکه آخرین حجت علی بن ابی طالب است او را ظاهر می کنم چیزی که من برای تو ظاهر کردم مخفی نکن و بگو و مطلبی که من به عنوان سر و راز قرار دادم تو نگو، ای پیامبر، علی(ع) بلند مرتبه است و علی(ع) را از هر چه که از حلال و حرام آفریدم آگاه کردم.

روایت بعدی را عبدالکریم خثعمی از ارشاد شیخ مفید نقل می کند، امام صادق(ع) می فرماید: نزدیک ظهور امام زمان بارانی می بارد که مردم نظیرش را در عمرشان ندیده اند در ماه جمادی و ده روز از رجب، در حالی که ظهور طبق روایات روز عاشورا ولی این نزدیک ظهور است، به برکت این باران، به امر خدا مومنین زنده می شوند و بعد اداه می دهند؛ گویا من می بینم کسانی که زنده شدند و همانطور در حال آمدن هستند از طرف جهینه در حالی که خاک را از سرشان می تکانند.

مفاد این روایت رجعت است منتها این رجعت طبق روایت، ریزش باران و زنده شدن در ماه جمادی و رجب است و مضمون روایت رجعت مومنین است منتها قبل از ظهور است. جهینه کجاست؟ در معجم البلدان دو تا محل را مطرح می کند اول روستایی در موصل است کنار دجله به طوریکه کسی که بخواهد وارد بغداد شود باید از این منطقه عبور کند و نقطه دوم قلعه ای است در بلندی های مازندران، طبق این نقل از جهینه گروه گروه به طرف عراق سرازیر می شوند.

ای فرد در پایان روایت حرف مرحوم مجلسی را می آورد که می گوید: گمان نمی کنم در قول به رجعت تو شک داشته باشی رجعتی که تمام شیعه در تمام دوران ها به آن اجماع دارند و شهرت یافته بین شیعه و مانند خورشید در وسط روز همه می بینند، کسی که ایمان به حقانیت ائمه دارد چه جور شک کند در روایاتی که با تواتر در مورد رجعت رسیده به طوری که 200 حدیث صریح از ائمه رسیده و چهل و اندی، این روایات را در بیش از 50 کتاب نقل کردند.

این فرد حرف مرحوم مجلسی را کامل نمی آورد در حالی که مجلسی می فرماید: اگر احادیث رجعت متواتر نیست که همینطور نسل به نسل اینها را نقل نمی کردند و به گمان من کسی که در اینها شک کند شک در خود ائمه دارد و جرات نمی کند که بگوید و برای تخریب اعتقادات از طریق دیگر وارد می شود و شبهات را القا می کند.

ارشاد از این فرد نقل می کند که گویا تنها کسی که مدافع این مساله است مرحوم مجلسی است و به حرف ایشان اشکال وارد می کند و می گوید اجماع شیعه در این مورد ثابت نشده بلکه مساله خلافی است و آدم های متقی و خداترس آن را می گویند، رجعت نه از اصول دین است و نه فروع و نه اعتقاد به آن واجب است.

باید در جواب این حرف گفت آیا بسیاری از علما که مساله رجعت را بیان کردند، آدم های کمی بودند اینها آدم های اهل ورع نیستند در حالی که اجماع شیعه بر رجعت نیز بر اساس روایات تایید شده است و تمامی علما بر این امر واقف هستند.

به طور مثال مرحوم ابن بابویه می فرماید: نظر شیعه است به رجعت همانا حق است، مرحوم حسن بن سلیمان قمی می فرماید: اجماع امامیه است، سید مرتضی هم گفتن اجماع است که مومنین رجعت می کنند بعد از اینکه مردند، علامه حلی هم اجماع را می گوید، شیخ مفید و علم الهدی نیز می گویند نظر شیعه است و علامه مجلسی رجعت را از اختصاصات شیعه می دانند.

 

منبع:شبستان