امام مهدی(عج) در کلام امام رضا علیه السلام/ "علی . ی"؛ مکذّبی که ادعای
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۳ : توسط : شما

گروه اندیشه و معارف رجانیوز- به نام خدای مهربان. آجرک الله یا بقیة الله یا صاحب العصر و الزمان! اربعین  شهادت جدتان

 امام حسین علیه السلام گذشت.


چند روز دیگر رحلت حبیب و رسول خدا ؛جد بزرگوارتان حضرت ختمی مرتبت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، روزی که سرآغاز  ظلم بر خاندان رسالت و غربت مولایمان امیر المؤمنین علیه السلام ،شهادت فاطمه سلام الله علیها و مظلومیت تاریخی شیعه است . روزی که ظلم از شیطان آموخت چگونه حق خاندان رسالت را غصب کند و خون اولیاء الله را بر خود مباح داند. روزی که نطفه ی مظلومیت و شهادت حسن و حسین و فرزندان حسین علیهم السلام بسته شد. روزی که صورت مادرتان در حالی که هنوز پیکر پدر بزرگوارشان بر زمین بود، کبود شد و ... و امیرالمؤمنین ؛ حیدر کرّار به امر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای حفظ اسلام سکوت اختیار کرد تا انتقام سیلی زهرا سلام الله علیها را فرزندشان مهدی (عج) شما، از اولین ظالم ها بر خاندان نبوت بگیرید. ان شاالله

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد  آل محمد وآخر تابع له  علی ذلک.

 

 

 *****

امام مهدی (عج) در قرآن

وَ لَقَدْ کَتَبْنٰا فِی اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّکْرِ أَنَّ اَلْأَرْضَ یَرِثُهٰا عِبٰادِیَ اَلصّٰالِحُونَ(انبیاء /105)  

و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

*کلمۀ «ارض» وقتى به صورت مطلق و بدون قرینه مى‌آید، همۀ کرۀ زمین را دربرمى‌گیرد و مراد از «وراثت زمین» این است که سلطه بر منافع و استفاده از آنها از دیگران، به بندگان صالح منتقل شده و برکات زندگى نصیب ایشان و مختصّ آنان خواهد شد.

«وراثت زمین» طبق آیه شریفه به انسان‌هایى خواهد رسید که داراى دو صفت بسیار مهم باشند:

«عبد خدا» بوده و هیچ استقلالى براى خود قائل نیستند. همه وجودشان را براى خدا قرار داده‌اند و مهر عبودیت بر پیشانى‌شان مى‌درخشد.

اینان به مرز ایمان و توحید واقعى رسیده‌اند و همه چیز را در شعاع وجود او و براى او و به سوى او مى‌بینند.

«صالح» و شایسته بوده و لیاقت بهره‌بردارى را دارا هستند. تفسیر آیه، مربوط به حضرت مهدى علیه السّلام است و حتى اگر در روایتى، به آن حضرت اشاره نشده بود، باز هم آیه حکومت او را مطرح مى‌کند؛ زیرا:

قیام جهانى حضرت مهدى علیه السّلام یکى از امور مسلّم در معارف اسلامى است.

بیان خداوند در آیه، به صورت وعده است؛ یعنى، وعده داده که زمین در اختیار بندگان صالح قرار مى‌گیرد.

«کتب» در اصطلاح از امرى حتمى و قطعى حکایت دارد. در مفردات راغب، آمده است: از حکم امضا شده و از اثبات، به کتابت تعبیر مى‌شود شىء ابتدا به ذهن مى‌آید و مورد خواست انسان قرار مى‌گیرد، سپس به گفت‌وگو مى‌گذارد و پس از تصویب و پذیرفتن، براى عملى شدن ثبت و مکتوب مى‌شود

کلمۀ «ارض» در آیه، سراسر کره زمین را شامل مى‌شود و این فقط در زمان ظهور امام زمان (عج) تحقّق خواهد یافت.

«ارث بردن» ، یعنى اینکه وارث در نحوه استفاده از مال و همۀ منافع آن، اختیار کامل داشته باشد و چنین استفاده‌اى از منافع زمین، تنها در زمان ظهور براى «بندگان صالح» فراهم است.

امام باقر علیه السّلام مى‌فرماید:

مراد از کلمۀ «ذکر» در وَ لَقَدْ کَتَبْنٰا... همۀ کتاب‌هاى [پیامبران] است. و مراد از أَنَّ اَلْأَرْضَ...(1) قائم علیه السّلام و یاران او مى‌باشد.

از روایت بالا استفاده مى‌شود که این وعدۀ الهى در همۀ کتاب‌هاى آسمانى بیان شده است.

با نگاهى کوتاه به زندگى و آرمان‌هاى انسان‌ها از آغاز تاکنون، به روشنى در مى‌یابیم که یکى ازبزرگ‌ترین آرزوها و خواسته‌هاى همه پیامبران و اولیا و انسان‌هاى طالب حق و آزاد اندیش، بر پایى جامعه توحیدى و حکومتى بر پایۀ فرمان‌هاى آسمانى و عدالت‌گستر الهى است تا در پناه آن با دستیابى عادلانه و صحیح بر منافع و منابع موجود، انسان‌ها به سعادت ممکن و بالندگى و رشد روزافزون و کسب درجات کمال در خورشأن خویش برسند. روشن است که این امید و آرزو زمانى محقق مى‌گردد که حاکمى عادل، کاردان و توانا، در رأس آن قرار گیرد و خود را موظّف به انجام فرمان‌هاى الهى بداند.

اینک ما در عصرى به سر مى‌بریم که تنها و تنها این امید، از آخرین خورشید هدایت و امامت انتظار مى‌رود؛ او که نامش در کلام پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و معصومین علیهم السّلام و به حدّ «تواتر» و یقین بیان شده و جاى تردید در این زمینه وجود ندارد.

باتوجه به ذیل آیه «وعد اللّه» از این آیه نیز وجود امام زنده حاضر استفاده مى‌شود.(2)

*****

طرح گرافیکی

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن (علیهما السلام)

برای دریافت پوستر در ابعاد بزرگ روی تصویر کلیک کنید

*****

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام و امام مهدی (عج)

شیخ صدوق در کتاب شریف کمال الدین 7 حدیث از امام رضا علیه السلام درباره امام مهدی (عج) نقل نموده است. موضوع این احادیث : اشاره به مخفی بودن ولادت حضرت حجت علیه السلام،غایب بودن حضرت (عج)، سایه نداشتن حضرت (عج)، برپایی عدالت بعد از ظهور، روشن شدن زمین به نور حضرت در زمان ظهور، ندای منادی که مردم را اجابت دعوت آن بزرگوار می خواند، طولانی بودن عمر حضرت (عج) و سیمای جوان ایشان،قدرت فوق العاده امام مهدی (عج)، برپایی عدل و داد پس از ظلم و جوری که بر مردم رفته.

یکی از احادیثی که امام رضا علیه السلام درباره امام عصر (عج) فرموده اند با این مضمون است:«پدر و مادرم فدای او باد. همنام جدّم و شبیه من و شبیه موسی عمران است و بر او گریبان و طوق های نورانی است که از شعاع نور قدس پرتو گرفته است و هنگام فقدان «ماء معین» بسیاری از زنان و مردان مؤمن، دلسوخته و متأسف و اندوهناک خواهند بود، گویا آنها را در ناامیدترین حالتشان می بینم که ندا می شوند به ندایی که از دور همانگونه شنیده می شود که از نزدیک :او رحمتی بر مؤمنان و عذابی بر کافران است.(3)

*****  

ویژگی های امام مهدی (عج)

غوث

از القاب خاصّه آن حضرت و به معناى پناه و پناهگاه است.

در توسل جستن به ائمه علیهم السّلام جهت حوائج دنیا و آخرت گفته‌اند: هرگاه شمشیر به محل ذبح تو رسید (کنایه از کثرت گرفتارى و بى‌پناهى) به حضرت حجت علیه السّلام استغاثه کن؛ به درستى که تو را درمى‌یابد و او غیاث المستغیثین است. بگو: «یا صاحب الزمان! انا مستغیث بک» یا بگو: «یا صاحب الزمان! اغثنى! یا صاحب الزمان ادرکنى»(4) 

*****

 

امام مهدی (عج) و منتظران

آیت الله بهجت

حضرت آیت‌الله‌العظمى شیخ محمدتقى بهجت قدس‌سره در اواخر سال ۱۳۳۴ ه‍.ق. در شهر فومن، واقع در استان «گیلان» به دنیا آمد.

تحصیلات ابتدایى حوزه را در مکتب‌خانه فومن به پایان رساند و پس از تحصیلات ادبیات عرب در سال ۱۳۴۸ ه‍.ق. هنگامى که تقریباً ۱۴ سال از عمر شریفش مى‌‏گذشت، براى تکمیل دروس حوزوى عازم عراق شد و علاوه بر تحصیل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان بهره‌ها برد. در سال ۱۳۵۲ ه‍.ق. براى ادامه تحصیل به «نجف اشرف» رهسپار گردید و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آیات عظام شیخ مرتضى طالقانى قدس‌سره به پایان رساند و در دروس خارج محضر آیات عظام: آقا ضیاء عراقى و میرزاى نائیینى، آیت‌الله حاج شیخ محمدحسین غروى اصفهانى، سید ابوالحسن اصفهانى، شیخ محمدکاظم شیرازى، صاحب حاشیه بر مکاسب را درک کرد. در علوم معقول، کتاب الاشارات والتنبیهات و اسفار را نزد آیت‌الله سید حسین بادکوبه‏‌اى فراگرفت. آیت‌الله‌العظمی بهجت قدس‌سره در زمان تلمذ، به تدریس سطوح عالى پرداخت و در تألیف کتاب سفینة‏البحار با محدث کبیر حاج شیخ عباس قمى رحمه‌الله همکارى نمود.

در زمینه تهذیب نفس، از همان کودکی در زادگاهش فومن، محضر عالم بزرگوار سعیدى و درکربلا از برخى علماى دیگر بهره برد، تا اینکه در نجف اشرف در سن ۱۷ سالگى با آیت حق سید علی قاضى قدس‌سره آشنا شد. وی گمشده خویش را در وجود ایشان یافت و در سلک شاگردان عرفانى ایشان درآمد.

سرانجام در سال ۱۳۶۴ ه‍.ق. برابر ۱۳۲۴ خورشیدی با قلبى صیقل‌یافته از معنویت و سینه‏‌اى مالامال از عشق به حضرت حق و با کوله‌بارى از علم و کمال به سرزمین خویش هجرت نمود. او درحالى‌که آماده بازگشت به نجف اشرف بود در زمانى که هنوز چندین ماه از مهاجرت آیت‌الله بروجردى رحمه‌الله به قم نگذشته بود، موقتاً هم‌جوار حرم کریمه اهل‌بیت سلام‌الله‌علیها  شد. خبر رحلت اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف یکى پس از دیگرى سبب شد در شهر مقدس قم رحل اقامت افکند.  در شهر قم در درس آیات عظام کوه‌کمره‌اى و آیت‌الله‌العظمى بروجردى رحمهماالله شرکت نمود. همچنین معظم‌له پس از ورود به قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و به تربیت شاگردانى همت گماشت.

غروب یکشنبه، بیست‌وهفتم اردیبهشت سال ۱۳۸۸ ش. وقتی خبر رحلت آن عالم ربانی در شهر پیچید، بهت و حیرت، و آنگاه ناله و شیون شهر را فراگرفت. سیل مشتاقان و شیفتگان فقاهت و مرجعیت به‌سوی قم سرازیر شد و سرانجام پیکر مطهر آن پیر راحل در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها در مسجد بالاسر در خاک مشک‌بوی عصمت آرمید.(5)

*****

 

امام عصر (عج) در کلام آیت الله بهجت(ره)

امام زمان (عج) (عینُ النّاظره و اُذُنُه السّامِعَه ولِسانُهُ النّاطق و یَدُهُ الباسطَه: چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادۀ خداوند) است.(6)

در رؤیت امام (علیه السلام) مقابله و محاذات شرط نیست؛ بلکه هر جا نشسته، بر اَرَضین سُفلی و سماوات سبع و مافیهنَّ و ما بینهنَّ اِشراف دارد.(7)

سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم!

به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود. (8)

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.(9)

ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.(10)

دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.(11)

در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد! (12)

هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم! (13)

انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست! (14)

چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!(15)

هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک! (16)

امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.]

قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست! (17)]

اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!(18)

 


اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعاً حضرت امام زمان (عج) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است.(19)
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه. (20)

ائمه (علیهم السلام)] فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید! (21)

تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.(22)

از گناه ما و به خاطر اعمال ما است که آن حضرت [حضرت حجّت (علیه السلام)]، هزار سال در بیابان ها در به در و خائف است! (23)

اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!(24)

با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض [حضرت حجّت (علیه السلام)] رجوع کرد. (25)

حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید! (26)

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.(27)

سؤال: این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری (عج) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم!

جواب: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش. (28)

*****

امام مهدی (عج) و مکذّبین

على. ى

یکى از افرادى که در سال‌هاى اخیر ادعاى خاصّ رابطه با امام زمان را داشته، آقاى ع. ى. است. وى متولد  ١٣۴۴  تهران است. او به ادله‌اى از دانشگاه اخراج مى‌شود؛ البته خود او معتقد است براى یافتن حقیقت و رسیدن به آنچه او را راضى مى‌کند (و پس از فکر در مورد جریان امام حسین[علیه السلام]) تصمیم به ترک تحصیل مى‌گیرد. پدرش در سال  ١٣۶١   توسط گروهک منافقین به شهادت مى‌رسد. او پس از ورود به عرصۀ اجتماعى و حضور در دانش‌گاهها، متأسفانه در جمع بسیجیان و اعضاى هیأت‌هاى مخصوص اهل بیت علیهم السّلام به طرح مسایل انحرافى مى‌پردازد. مطالب او به سرعت در نقاط مختلف کشور و نیز از طریق سایت‌ها منتشر مى‌شود. وى با طرح سلسله بحث‌هایى ادعاى تسلط بر غیب کرده، مى‌گوید که این‌ها را از پدرش به ارث برده است. بسیارى از مباحثش ظاهرا مستند به آیات قرآن و گاهى نظر بزرگان است که البته در جاى خود نقد شده است در این قسمت برخى ادعاهاى وى را که به مهدویت نیز ربط پیدا مى‌کند، مى‌آوریم:

ادعاى رجعت

در جایى گفته است:

معلم [منظور معلم غیبى منحصر به فرد وى است!] به من گفته است که: تو باید اولین کسى باشى که در صبح ظهور به او مى‌رسى... ان شاء اللّه در سومین حمله از حملات جنگ اسرائیل... ماها مى‌رویم ولى رفتنى که ان شاء اللّه هستم... قبل از شما بینید که من آن‌جا جلوى شما هستم [در آن‌جا] تا امیر المؤمنین تشریف بیاورند [مى‌گویم] فعلا من هستم بگو که فلان جا چرا این کار را کردى.

وى در این جمله‌ها اطلاع از غیبت جانشینى و وکالت از ائمه در ادارۀ امور انسان‌ها و نخستین رجعت کنندۀ زمان ظهور را ادعا کرده است.

طرح نظریۀ نصب در غیبت کبرى

در جلسات ششم و چهاردهم مباحث «بسوى ظهور» بیان مى‌کند که امام و رهبرى به دلیل نصب خاصّ و معیّن امام زمان، ولىّ فقیه هستند و در جایى هم مى‌گوید: امام زمان قسم خورده‌اند که از آن به بعد هیچ روحانیى را ولىّ فقیه قرار ندهند!

نظریۀ وجود هادى در زمان غیبت

او در خلال سخنرانى‌هاى خود از لزوم وجود فردى به نام «هادى» سخن به میان مى‌آورد (هادى وقایع قبل و بعد از ظهور را مفصل بیان مى‌کند) و در جلسۀ  ٢٩  نظام بشر مى‌گوید: الان هادى در جامعه وجود ندارد و ما هم فقطسفرۀ معانى باز کرده‌ایم ولى براساس همین سلسله دروس «به سوى ظهور» که حاوى نفى اهمیت فقاهت و نیز ادعاى ارتباط خاصّ با غیب و ملکوت و... است، در واقع خود را مصداق هادى معرفى مى‌کند که مقامش در حد ائمۀ هدى است.

وى حتّى حوادث زلزلۀ ترکیه (پس از حادثۀ کوى دانشگاه) و مرگ اسحاق رابین را به خود نسبت مى‌دهد و مى‌گوید: ما از خدا خواستیم و او انجام داد. حتّى در جایى به حضرت موسى هشدار مى‌دهد که: جلوى اسرائیلى‌ها را بگیر، و الاّ من خودم اقدام مى‌کنم.

به نظر مى‌رسد با توجه به ارائه چهره دیندار و انقلابى دلسوز و پشتیبان مظلومان جهان از خود، توانسته است جمع زیادى از افرادى را که به مدعیان دیگر نمى‌پیوستند به سوى خود گرایش دهد. اطرافیان وى نیز غافل از تناقض‌هاى موجود در کلام او (مثل درستى تفسیر قرآن یا بى‌فایدگى آن، فایدۀ انقلاب و علم و فقاهت یا بى‌ثمر بودن آن‌ها، وجود یا نبود نایب خاصّ در زمان غیبت امام زمان و. . .) فریب کلام ظاهرا مستند او را خورده‌اند؛ اما با جمع‌بندى مطالب او و دقت علمى و دینى در آن‌ها، انحرافات روشن مى‌شود؛ هرچند پیروان با تکیه بر ظواهر و توهم تقویت شدن حسّ غیبى خود،چشم بسته، او را پذیرفته‌اند.( وى در سلسله مباحث نظام عالم، به مخاطبان مى‌گوید: در این مدت طینت [و فطرت]برخى از شما که این‌جا هستید بیش از  ٢٠٠  درصد اصلاح شده است!)(29)

*****

 

امام مهدی (عج) و شهدا

سردارشهید دکتر سید احمد رحیمی

در سال 1338 در بیرجند چشم به جهان گشود. با استعدادی سرشار وارد مدرسه شد و دوران ابتدایی و راهنمایی را هر ساله با رتبه ای ممتاز به پایان رسانید.

او از جمله نادر جوانانی بود که پیش از سن هجده سالگی اکثر کتاب های استاد مطهری را عمیقاً مطالعه کرده و خطوط منحرف از اسلام را می شناخت. در دبیرستان انشاهای سیاسی می نوشت و به دلیل همین بی پروایی بارها مورد عتاب قرار گرفت. احمد در سال ۱۳۵۶ دوره ی دبیرستان را با نمرات عالی به رسانید و در رشته ی پزشکی دانشگاه تهران با رتبه ای درخشان پذیرفته شد.

پایبندی احمد به مبانی اسلام و دلسوزی اش نسبت به محرومین موجب شد تا فعالیت های مذهبی –سیاسی را در دانشگاه به گونه ای تشکل یافته دنبال کند. با وزیدن نسیم انقلاب به فعالیت هایش علیه رژیم وسعت بخشید و برای انتقال اعلامیه ها از تهران، چهره و نوع پوشش خود را تغییر می داد.

او در راهپیمایی های تهران و مشهد و بیرجند حضوری چشمگیر داشت و از نزدیکی شاهد تظاهرات خونین در میدان ژاله بود. شبی پس از سخنرانی در یکی از مساجد به دست نیروهای ساواک بیرجند دستگیر شد اما با هوشیاری از زندان رهایی یافت و از آن پس نامش در صحیفه ی یاران امام به ثبت رسید.

با پیروزی انقلاب اسلامی و بازگشایی مجدد دانشگاه­ها به ادامه ی تحصیل پرداخت و با شخصیت هایی چون آیت الله بهشتی و استاد مطهری رابطه ای تنگاتنگ داشت. چندی نگذشت که در سیزده آبان ۱۳۵۸ به همراه تعداد دیگری از دانشجویان پیرو خط امام لانه ی جاسوسی آمریکا را به تصرف درآورد.

به اذعان دانشجویان، او یکی از چهره های فعال فتح لانه بود و بارها به نمایندگی دانشجویان در تجمع مردم حضور می یافت و به روشنگری می پرداخت. در همین ایام بود که با دختری متدین از بستگانش پیمان بست و مدتی پس از این میثاق، آشیانه­ی پر برکت احمد با تولد آسیه، تنها یادگارش رنگی دیگر گرفت. به درخواست دادسرای انقلاب اسلامی بیرجند به این شهرستان مراجعت نمود و مسئولیت فرماندهی سپاه پاسداران این منطقه را بر عهده گرفت.

دوران خدمتش در سپاه مقارن بود با نواخته شدن طبل جنگ و آغاز حرکات کور منافقین و فعالیت تروریست های اقتصادی و ملاکین غاصب. سه بار منافقین تصمیم به ترور وی گرفتند و کروکی منزلش در خانه های تیمی به دست آمد؛ اما هر بار با عنایت ربانی به گونه ای محفوظ ماند.

احمد رحیمی با درایت و صلابت در برابر تمامی جریانات منحرف داخلی ایستادگی کرد و پس از کسب تکلیف از محضر امام، به شایستگی به عضویت شورای سپاه منطقه ۴ خراسان و سرپرستی واحد اطلاعات منصوب گردید و خدمات ارزنده ای از خود برجای گذاشت.

با فوت پدر و بی سرپرست ماندن خانواده، علی رغم اصرار زیاد مسوولین به بیرجند مراجعت نمود و به فعالیت های آموزشی و عقیدتی بین جوانان سپاه و بسیج و سایر ارگان ها و نهادها پرداخت. او با حفظ سمت بارها برای بررسی وضعیت نیروهای لشگر ۵ نصر به جبهه رفت. در زمستان ۱۳۶۱ به شوق حضور مداوم در جبهه به همراه خانواده به خوزستان هجرت کرد و در اواخر همان سال بر اثر اصابت ترکش به پای چپش مجروح شد.

احمد پس از بهبودی نسبی، در عملیات والفجر ۱ مورخه ی ۲۴/۱/۶۲، حماسه­ای پایدار از خود به یادگار گذاشت و در حال حمل مجروحین و شهدا بار دیگر مجروح گردید. اما با همان حال آر.پی.جی یکی از رزمندگان را بر دوش نهاد و بر بلندای خاکریز ایستاد و چندین تانک دشمن را منهدم کرد و آن­گاه با اصابت گلوله ی تانک به آرزوی همیشگی خود رسید.

پیکرش پس از بیست و پنج روز در جوار رحمت حضرت دوست در بوستان شهدای بیرجند آرمید و این زمزمه­ی به یاد ماندنی شهید محقق شد: دوست دارم در جایی به شهادت برسم که هیچ کس مرا نشناسد و احمد صدایم نزنند و ناله هایم را جز خدا کسی نشنود.

خاطره ای از همسرشهید

خوب به خاطر دارم آخرین روزی را که مفقود بود . شبش خواب دیدم که در کوپه قطار به همراه دخترم نشسته ام. پس از لحظاتی دیدم شهید سید احمد در بیرون کوپه و در سالن قطار به همراه یک سید نورانی از پشت پنجره ، در حال ایستاده به من اشاره می کند و می گوید: (ناراحت نباش من دارم می آیم) آن روز صبح با این خوابی که دیدم امید داشتم که از او خبری به دستم برسد. شاید ذکر این مطلب خالی از لطف نباشد که فرزندم تا آن روز که هیچ چیز نمی گفت و تنها حامل صداهای نا مفهوم دوران نوزادی بود ، آن روز بدون مقدمه مرتب (بابا بابا می گفت) من از این امر بسیار متعجب شدم و همان روز حدود ساعت 9 به بعد بود که از تهران تلفنی تماس گرفتند که یک شهید به نام احمد رحیمی که بسیجی می باشد از ارومیه به مشهد منتقل می شود ؛ که ما احتمال دادیم که جنازه مال احمد باشد .لذا از من خواستند که به محض رسیدن جنازه برای شناسایی آن بروم. خوب حق مطلب هم همین بود که احمد به راحتی قابل شناسایی نبود چرا که دست و پای راستش چند تکه بود و تمام بدنش بر اثر موج انفجار سوخته شده بود .گوشتهای زیر گلویش بخاطر اصابت ترکش برآمده بود. دندانهایش بر اثر ترکش خرد شده بود و جراحات متعددی بر سر و پیکرش نشسته بود و به همین دلیل هم پلاکش همراهش نبود.تنها زمانی که به پای چپ او نگاه کردم، قابل شناسایی بود، زیرا همان جایی بود که 17 روز قبل از شهادت مجروح شده بود و اکنون سالم مانده بود.از طرفی تنها پشت وی بود که نسوخته بود و اسمش بر روی پیراهن او نوشته بود.با توجه به خوابی که دیدم و اینکه جنازه را با قطار به مشهد آورده بودند به عینه دریافتم که جنازه ی احمد است و شهیدان پس از شهادت هم حضوری عینی در زندگی خانوادهایشان دارند.

بعد از دیدن پیکرش بار دیگر در خواب به سراغم آمد و دلسوزانه گفت: چرا این قدر ناراحتی؟ من در آن جا از غصه هایی که تو با دیدن جنازه ام می خوری، معذبم. بعد با حالتی خاص گفت: باور کن قبل از شهادتم تعداد زیادی تانک عراقی را منهدم کردم و لحظه ی شهادت هیچ چیز نفهمیدم چون حضرت ابالفضل علیه السلام در کنارم وامام زمان عجل الله تعالی فرجه بالای سرم نشسته بودند.
آن خواب، آرامش خاصی به من داد. گویا جان تازه ای پیدا کرده بودم و فهمیدم که شهدا پس از شهادت هم در زندگی، حضوری عینی دارند (30)

کلام شهید
 بدانید هیچ کس نمی تواند ما را بسازد الا اینکه خودمان خود را بسازیم .ما موظف هستیم که برای ساختن خودمان حرکت کنیم ... کسی نمی آید دست ما را بگیرد و به جلو ببرد ،بلکه این خودمان هستیم که باید گامی به جلو برویم.گامی به پیش در شناخت رذایل خود، گامی به پیش در شناخت ضعف های خود، گامی به پیش جهت جذب نیروهای دیگر و گامی به پیش در جهت ایجاد این شعله و سوزش الهی در درون خود که انسان از هدایت دیگران و کمک دیگران و از رشد دیگران احساس آرامش می کند.

                                                                       ***                 
 اگر دیدید میان  شما و آنهای که شهیدان با آنها پیوند داشته اند رابطه ای است عاشقانه، بدانید که شما درمسیر شهیدانید واگر میان شما و آنهایی که شهیدان با آنها پیوند داشته اند فاصله ای است و دافعه ای است بدانید که شما با شهیدان فاصله دارید.خط فکری عبارت است از :اعتقاد به ولایت فقیه و تسلیم محض بودن در مقابل ولی فقیه، اعتقاد به اینکه پرچمدار انقلاب اسلامی روحانیت مبارز شیعه می باشد و ضربه و صدمه به روحانیت ، ضربه و صدمه به اسلام است.

قسمتی از وصیتنامه شهید

حمد و سپاس خداوند متعال را که با عنایت خاصه اش به ملت ایران نهضت اسلام و جمهوری اسلامی را ارزانی داشت. قلب های متفرق را متحد ساخت. و زنگار قلوب جوانان این کشور را زدود و با صبغه الله رنگ آمیزی کرد.

پروردگارا تو را سپاس گزارم که توفیق شرکت در عملیات را به من عنایت فرمودی تا بدین وسیله ناخالصی ها و تبعات معاصی را از قلبم بزدایی. بار خدایا اگر صلاح می دانی به تنها آرزوی مانده بر دلم یعنی شهادت فی سبیل الله نیز جامه عمل بپوشان.

سخنی با همه آنان که مرا می شناسند. تقوای خدا پیشه کنید و خانه دل را برای او خلوت کنید. وقتی دل از یاد خدا غافل شد، آنگاه خدا شیطان می گردد و شما را تباه می کند.

مطالعه در کتاب قلب سلیم و گناهان کبیره را به جوانان پیشنهاد می کنم امیدوارم از آن غافل نشوید.

سفارش می کنم شما را به تبعیت از امام امت که به راستی موهبتی آشکار از سوی خداست برهمه جهانیان اگر تمسک به فرمایشات ایشان در جامعه رو به تحلیل نرود یقیناً این مملکت شکست نخواهد خورد.

مادر، همسر، خواهران و برادران و دوستانم را به خدا می سپارم و از همه کسانی که مرا می شناسند طلب عفو می کنم.(31)

 *****

شعری از فیض کاشانی برای امام مهدی (عج)

دل مى‌رود ز دستم صاحب زمان خدا را

بیرون خرام از غیب، طاقت نماند ما را

اى کشتى ولایت، از غرق ده نجاتم

باشد که باز بینم، دیدار آشنا را

اى صاحب هدایت، شکرانه‌ى ولایت

از خوان وصل بنواز، مهجور بینوا را

مست شراب شوقت، این نغمه مى‌سراید

هات الصبوح حیّوا، یا أیّها السّکارا

ده روزه مهر گردون، افسانه است و افسون

یک لحظه خدمت تو، بهتر ز ملک دارا

آن کو شناخت قَدرَت، هرگز نگشت محتاج

این کیمیاى مهرت، سلطان کند گدا را

آئینه ی سکندر، کى چون دل تو باشد

با آفتاب تابان، نسبت کجا سها را

در کوى حضرت تو، فیض ار گذر ندارد

در بارگاه شاهان، ره نیست هر گدا را (32)

 

*****

نوا 

 

مناجات با امام زمان(عج)

مناجات با امام زمان(عج) با نوای مرحوم رضا انصاریان

 

مناجات با امام زمان(عج) با نوای حاج احمد إثنی عشران

 

----------------------------------------------------------------------

منابع:

1-مجمع البیان، ج  ۴ ، ذیل آیه

2- امام مهدی (عج) در قرآن ، مهدی یوسفیان صص51-47

3- کمال الدین و تمام النعمه باب35 صص 69-58

4- موعودنامه فرهنگ الفبایی مهدویت، مجتبی تونه ای، صص518

5- پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت

6-در محضر بهجت:1/22

7-در محضر بهجت:1/41

8-همان/102

9-همان/187

10-همان/311

11-همان/363

12-همان/247

13-همان/364

14-در محضر بهجت:2/366

15-همان/366

16-همان/133

17-همان/179

18-همان/188

19-همان/250

20-همان/324

21-همان/400

22-فیضی از ورای سکوت:65

23-در محضر بهجت:2/44

24-همان/256

25-همان/271

26-همان/299

27-همان/347

28-به سوی محبوب:59

29پیچک انحراف: زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گرایش برخی از مردم به مدعیان مهدویت و نیابت در دو قرن اخیرجلدصص151-149

30- هفته نامه ی پرتو سخن/سال هشتم/ش369

31-وبلاگ شهید رحیمی

32-نشانه های یار و چکامه های انتظار صص148-147

----------------------------------------------------------------------