نگاهی به رخدادهای آخرالزمان از منظر قرآن - بخش 1
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : شما

 

آیاتی که به ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورتی آشکار یا به اشاره دلالت دارند، شش دسته اند:
الف)آیاتی که بر طغیان و سرکشی گروهی از مردم به رهبری سلسله جنبانان کفر و فسق هم چون لشکر سفیانی و دجّال دلالت دارند و به استناد روایات در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دست ایشان یا عیسی علیه السلام هلاک خواهند شد.

 


 

نویسنده: دکتر علی نصیری(1)

 

چکیده

آخرالزمان و مجموعه حوادث آن از جمله مباحثی است که در آیات و روایات اسلامی بدان توجه شده و افزون بر تفسیر و حدیث، در حوزه کلام و مهدویت پژوهی اهمیت ویژه ای دارد. در این نوشتار، نخست مفهوم آخرالزمان و تفاوت آن با اشراط الساعه بررسی شده و نگاه قرآن و دیگر ادیان به این مسئله مدنظر قرار گرفته است. آن گاه مهم ترین رخدادهای آخرالزمان بازکاوی شده اند که عبارتند از: ظاهر شدن دود در آسمان، ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی، خروج دجّال، فرود آمدن عیسی علیه السلام از آسمان، خروج یأجوج و مأجوج،‌ خروج دابه الارض و رجعت. این رخدادها در قرآن و نیز روایات فریقین مورد تأکید قرار گرفته اند.

واژگان کلیدی

آخرالزمان، اشراط الساعه، فلسفه فرجام هستی، ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی.

مفهوم آخرالزمان

به دوران پایانی عمر جهان که از یک سو پایان بخش دوران هستی است و از سوی دیگر آغازگر فروریختن جهان و شروع قیامت است، آخرالزمان گفته می شود. این اصطلاح افزون بر آن که در منابع اسلامی به گونه ای گسترده انعکاس یافته، در منابع و فرهنگ غیر اسلامی نیز راه یافته و امری شناخته شده است.(2)
در منابع اسلامی در کنار اصطلاح آخرالزمان از اصطلاح دیگری به نام «اشراط الساعه= نشانه های قیامت»نیز یاد شده است(3)، اما تاکنون تحقیق جامعی برای بازشناخت عناصر مفهومی این دو اصطلاح و تفاوت های آن ها انجام نگرفته است. از این رو در بیش تر مباحث مربوط و نیز کتاب هایی که به این مسئله پرداخته، درهم آمیختگی آشکاری به چشم می خورد.
با کنکاشی گسترده و عمیق درمی یابیم اصطلاح اشراط الساعه اعم از اصطلاح آخرالزمان بوده و میان آن دو تفاوت هایی از این دست وجود دارد:
1. دامنه مفهومی در اصطلاح اشراط الساعه از دوران بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم آغاز می شود(4) و تا فروریختن نظام عالم شامل فروریختن آسمان ها، زمین، کوه ها و ... استمرار می یابد(5)، در حالی که دامنه مفهومی آخرالزمان تنها به دورانی خاص، یعنی دوره پایانی هستی و پیش از فروریختن نظام عالم، محدود است.
2. از آن جا که آخرالزمان، ‌دورانی ملحق به دنیا محسوب می گردد، مبانی تکلیف شامل آگاهی، اراده و اختیار در این دوران سریان دارد. از این رو مردم در این دوره برای انتخاب دین حق یعنی اسلام- که از سوی مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف ابلاغ می شود- کاملاً مختار خواهند بود و راه برای توبه و بازگشت کافران و فاسقان هم چنان هموار است، مگر آن که به تیغ قهر آن حضرت گرفتار شوند.
از طرفی به تصریح قرآن با آمدن قیامت و «طلوع خورشید از مغرب» به عنوان تحقق یکی از آیات الهی و آغاز از هم پاشیدن نظام دنیا دوران بازگشت به ایمان و عمل صالح پایان پذیرفته و صف مؤمنان از کافران به صورتی ناخواسته از هم متمایز می شود.(6)این امر نشان می دهد اگر در بخشی از دامنه مفهومی اشراط الساعه، یعنی از دوران رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تا دوران آخرالزمان، دامنه تکلیف استمرار دارد، در بخشی دیگر از آن، یعنی پس از دوران آخرالزمان تا ظهور قیامت، ‌عرصه تکلیف رخت برمی بندد.
از طرف دیگر با تکیه بر این نکته می توان مصادیق رخدادهای آخرالزمان را از اشراط الساعه متمایز ساخت. به این بیان که مصادیقی هم چون ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فرود آمدن عیسی علیه السلام، رجعت و ظاهر شدن دود در آسمان ناظر به رخدادهای آخرالزمان خواهد بود، در حالی که حوادثی هم چون طلوع خورشید از مغرب، شکافتن آسمان و... مربوط به اشراط الساعه است. بر این اساس، ثبات و ماندگاری نظام عالم و استمرار قانون تکلیف از اختصاصات آخرالزمان است، در حالی که با شروع آن دسته از نشانه های قیامت(اشراط الساعه) که پس از آخرالزمان تحقق می یابد، افزون بر آن که دامنه تکلیف برچیده می شود، نظام عالم فرو خواهد ریخت؛ چنان که آخرالزمان و رخدادهای آن را تماماً باید به عنوان یکی از نشانه های قیامت و اشراط الساعه ارزیابی کرد.(7)

آخرالزمان در قرآن

در قرآن کریم از آخرالزمان به روشنی سخن به میان نیامده، اما در لا به لای برخی از آیات به آن اشاره شده است. این آیات را به چند دسته می توان تقسیم کرد:
1. از وقوع برخی از رخدادها خبر داده که از گذشته تا حال تحقق نیافته و از آن جا که در خود این آیات وقوع آن ها به ظهور نشانه های قیامت هم راه است، می توان نتیجه گرفت که ظرف تحقق آن ها آخرالزمان است(8)، چنان که از خروج یأجوج و مأجوج و خرابی سدّ ذوالقرنین خبر داده و این رخداد را نزدیک به قیامت دانسته است.(9) هم چنین نزول عیسی علیه السلام از آسمان را از نشانه های قیامت برشمرده(10)و رجعت گروهی از انسان ها به عنوان رخدادی پیش از وقوع قیامت معرفی شده است.(11)
2.از میراث بری زمین توسط صالحان و مستضعفان و حکومت آنان به عنوان سنت و اراده تخلف ناپذیر الهی خبر داده شده است(12)و از آن جا که میراث بر، اموال و امتیازات صاحبان پیشین را مالک می شود، می توان دریافت چنین میراث بری گسترده ای که تمام زمین را دربرمی گیرد، پس از آخرین سلسله از حکم رانی و سلطه بر زمین توسط زمام داران ناشایسته در فرجام جهان، تحقق می یابد؛ زیرا با فرض هر حکومتی پس از صالحان و مستضعفان، میراث بری آن ها مفهومی نخواهد داشت.
3. چیره شدن اسلام بر همه ادیان و حاکمیت مطلق اسلام بر تمام جهان که در آیاتی از قرآن پیش بینی شده است(13) امری است که تاکنون تحقق نیافته و رخدادی نیست که به صورت طبیعی و بدون استفاده از دعوت علنی و همگانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و استفاده از قدرت اعجاز و قهر تحقق پذیر باشد. از این رو باید پذیرفت این وعده الهی در دوران پایانی دنیا هم زمان با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام خواهد گرفت(14).
افزون بر قرآن، آخرالزمان و رخدادهای آن به صورتی بس گسترده و با جزئیات بسیار در روایات فریقین انعکاس یافته و صاحبان جوامع روایی این روایات را در کتاب هایی با عناوین الفتن و الملاحم یا الفتن و اشراط الساعه(15)ذکر کرده اند.

فرجام جهان از نگاه ادیان آسمانی

قرآن اعلام داشته که میراث بری زمین توسط صالحان در کتاب زبور نوشته شده(16)، چنان که در آیه «و إن منْ اهلِ الکتابِ إلا لَیُومنَنّ به قَبلَ مَوته»(17)به طور ضمنی از نزول عیسی علیه السلام سخن به میان آورده است. این امر نشان گر آن است که ادیان آسمانی پیشین کم و بیش از فرجام جهان و نشانه های آن خبر داده اند.
در تورات در داستان پیامبرانی چون عاموس، هوشع، اشعیا، میکا، ارمیا و... از روز خدا سخن به میان آمده که در آن پادشاهی از نسل داود- یعنی فرزند انسان- که روح خدا بر او قرار گرفته ظهور خواهد کرد و جهان را از عدل و خیر و برکت پر خواهد ساخت. هم چنین در پیش گویی های حزقیان از هجوم جوج(یأجوج)و هلاکت آن ها و تغییرات کیهانی مانند تاریکی خورشید و ستارگان خبر داده شده است و در نوشته های بین النهرین از هجوم سپاه یأجوج و مأجوج و فتنه مسیحای دروغین(دجّال) و ظهور منجی ای که پسر انسان، پسر خدا و انسان یاد شده، گزارش شده است.
در اناجیل مسیحیان از نزدیک بودن پایان دنیا، رجعت عیسی، ظهور مسیحیان دروغین، شایع شدن قحط سالی، وبا، زلزله های مرگ بار، جنگ ها و بلاهای سخت و نابود شدن سپاه یأجوج و مأجوج گفت و گو شده است.(18)
عیسی علیه السلام در عبارتی چنین می فرماید:« کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید. مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید...» و اساساً گفته شده که محور و مرکز تعلیمات عیسی علیه السلام بشارت نجات و تحقق ملکوت خداست.(19)

فرجام جهان از نگاه اسلام

از مجموعه آیات و روایات درباره آخرالزمان چنین بهره می گیریم:
1. همان گونه که جهان با آفرینش آدم به عنوان نخستین انسان، آغازی روشن دارد، در پایان نیز فرجامی مشخص و معین خواهد داشت و اول و آخر این کهنه کتاب، چنان که برخی پنداشته اند، نیفتاده است.
2. جهان به سوی حاکمیت ظلم و کفر پیش می رود و با وجود تلاش پیامبران، مردم از مسیر ترسیم شده آن ها منحرف می شوند و در نظام اجتماعی، ستم و در روابط فردی، فسق و فجور حاکم خواهد شد.
3. با این حال در پایان هستی، ظلم و کفر از جهان رخت برمی بندد و با چیره شدن اسلام بر تمام ادیان، صالحان مستضعف حاکمیت جهان را برعهده خواهند گرفت.
4. برای برچیده شدن ظلم و کفر و حاکمیت عدالت و اسلام، انسانی والا و بزرگ از سلسله امامان به نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذخیره شده است.
5. با بسته شدن پرونده جهان با حاکمیت دین و عدالت، جهانیان مهیای ظهور رستاخیز و برچیده شدن نظام هستی می شوند.

فلسفه فرجام هستی

مکاتب زمینی از ترسیم آینده جهان ناتوانند و هیچ پاسخ روشنی در این باره ارائه نمی کنند. در مقابل، ادیان آسمانی به ویژه اسلام به طور شفاف به پایان هستی و فرجام نیک آن پرداخته اند. ادیان الهی، در کنار تعریفی روشن از خالق، هستی و انسان، تعریفی روشن از جهان، آغاز و انجام آن دارند. توان گزارش گری از آینده به منزله اخبار از غیب، نشانه ای از حقانیت ادیان آسمانی است. آیا دینی که از آبشخور وحی آسمانی بهره ندارد، می تواند با قاطعیت اعلام کند روزی منجی عالم ظهور خواهد کرد؟
از سوی دیگر، همواره هر انسان مؤمن و آزاده از حاکم نبودن دین و عدالت بر پهنه گیتی رنج می برد. این حاکمیت، گاه چنان تاریخ تلخی داشته که امید رهایی و نجات را در دل هر انسان میرانده و از این رو، بسیاری با ناامیدی کامل چشم از جهان فرو بستند. در مقابل، چراغ امید و آرزو در دل کسانی که با آموزه های پیامبران آشنایند و از فرجام نیک جهان آگاهی یافته اند، هماره روشن است. وجود چنین امیدی در دل ها، موجب پویایی، حرکت و تلاش است. بدین سبب، انتظار ظهور منجی نه تنها باعث رخوت و سستی نمی شود، بلکه موجی از حرکت و جوشش را به دنبال می آورد.

رخدادهای آخرالزمان

به استناد آیات قرآن و روایاتی که در تفسیر و تبیین آن ها وارد شده است، رخدادهای آخرالزمان را می توان چنین برشمرد:
1. ظاهر شدن دود در آسمان؛ 2. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ 3. خروج سفیانی؛ 4. خروج دجّال؛ 5. فرود آمدن عیسی علیه السلام از آسمان؛ 6. خروج یأجوج و مأجوج؛ 7. خروج دابه الارض؛ 8. رجعت.
در میان این رخدادها، ظاهر شدن دود در آسمان، تغییری کیهانی بوده و سایر رخدادها مربوط به تحولات اجتماعی است.

1. ظاهر شدن دود در آسمان

«فارتَقبْ یومَ تأتی السّماءُ بدُخانٍ مبین»(20)؛
پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایان برمی آورد.
برای این آیه شریفه دو شأن نزول ذکر شده است:
الف) از آن جا که مشرکان مکه بر کفر و لجاجت خود پافشاری کردند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن ها را نفرین کرد و از خداوند خواست آنان را به قحط سالی دوران یوسف علیه السلام مبتلا کند. در اثر نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قحط سالی شدیدی به مشرکان منکر روی آورد، به گونه ای که در اثر شدت گرسنگی، آسمان را به سان دود می دیدند.(21)
بر اساس این شأن نزول، وعده ظاهر شدن دود در آسمان، پیش از این در مکه رخ داده و دود نیز واقعی نبوده، بلکه آنان از شدت گرسنگی، آسمان را دود می دیدند.
ب)مفسران بزرگ بر آنند که این آیه، یکی از تغییرات کیهانی را نشانه ای از آخرالزمان برشمرده که در زمان موعود تحقق خواهد یافت.(22)
آن چه از ظاهر این آیه و آیات پسین به دست می آید، شأن نزول دوم را تقویت می کند؛ زیرا از ظاهر آیات درمی یابیم:
1. ظاهر کلمه«دخان»دود واقعی است و حمل آن بر تاریکی آسمان در اثر گرسنگی خلاف ظاهر است.
2. توصیف دخان به مبین (آشکار)با برخورد انحصاری آن با گروهی از مشرکان مکه سازگار نیست.
3. این دود تمام مردم را دربرمی گیرد( یغشی الناس). با چنین توصیفی نمی توان پذیرفت تنها در منطقه ای محدود هم چون مکه منتشر شده باشد(23). از آن جا که پس از استغاثه کافران این عذاب الهی از آنان برداشته می شود، این رخداد مربوط به آخرالزمان خواهد بود که در آن باب توبه و بازگشت و رفع عذاب هم چنان گشوده است.
در روایات فراوانی دود آسمان به عنوان یکی از نشانه های قیامت که در آخرالزمان رخ می دهد، معرفی شده و در توصیف آن چنین آمده است: دودی آشکار به سان سر گوساله بریان شده از عدن برمی خیزد و چهل شبانه روز مشرق و مغرب جهان را چنان پر می کند که زمین به خانه ای می ماند که در آن آتش افروخته باشند و همه شکاف های آن پر از دود شود. این دود تمام ساکنان زمین را فرا می گیرد، با این تفاوت که برای مؤمن موجب زکام می شود، اما کافر را مست و بی هوش کرده از بینی و گوش او خارج می گردد.(24)

2. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

آیاتی که به ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورتی آشکار یا به اشاره دلالت دارند، شش دسته اند:
الف)آیاتی که بر طغیان و سرکشی گروهی از مردم به رهبری سلسله جنبانان کفر و فسق هم چون لشکر سفیانی(25)و دجّال(26)دلالت دارند و به استناد روایات در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دست ایشان یا عیسی علیه السلام هلاک خواهند شد.
ب)آیاتی که به نزول عیسی علیه السلام از آسمان اشاره دارند(27)و به استناد روایات، این نزول هم زمان با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و برای حمایت از ایشان انجام می گیرد.
ج)آیاتی که بر خروج دابه الارض از زمین و بازگشت گروهی از صالحان و فاسقان دلالت دارد(رجعت)(28)و بر اساس روایات، این ماجرا در دوران ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ می دهد.
د)آیاتی که از وعده و سنت الهی پیروزی صالحان و مستضعفان بر مستکبران، و حکومت صالحان بر سراسر زمین خبر داده(29)و براساس روایات، به ظهور و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره می کنند.
هـ)آیاتی که از چیره شدن فراگیر اسلام بر جهان و نابودی همه ادیان دیگر سخن به میان آورده اند(30)و تحقق چنین مسئله ای در دوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
و)آیاتی که به خروج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گرد آمدن یاران ایشان پرداخته اند(31).
از آن جا که سه دسته نخست آیات به طور جداگانه در این نوشتار بررسی شده اند، به بررسی دیگر آیات می پردازیم:

وعده الهی حکومت صالحان

از دو آیه «إنّ الارضَ للهِ یوُرثُها من یشاءُ»(32)و « و لقدْ کتبْنا فِی الزّبور من بعدِ الذّکر أنّ الارض یرِثُها عبادیَ الصالحون»(33)در می یابیم:
الف) میراث بری زمین توسط صالحان، وعده حتمی الهی است.
ب) این وعده افزون بر قرآن- که در آیه فوق از قرآن با عنوان ذکر یاد شده است- در برخی دیگر از کتاب های آسمانی پیشین هم چون زبور داود نیز گزارش شده که بیان گر فراگیر بودن انتظار منجی و نجات و پیروزی صالحان در میان ادیان آسمانی است.
ج)تأکید بر واژه «ارض» نشان گر وسعت و فراگیر بودن دامنه وعده الهی است که تمام زمین را دربرمی گیرد.
هـ)به کار بردن واژه «ارث» نشان می دهد پیش از آن ها حکومت جهانی به دست انسان های ناشایست و غیرصالح اداره می شود که با فرارسیدن وعده الهی، این حکومت از دست آن ها خارج و به عنوان میراث به دست صالحان می رسد.
با توجه به این که قرآن انسان هایی که از هر نظر روان خود را پالایش کرده و گوهر جان آن ها خدایی شده است صالح می نامد، می توان نتیجه گرفت انسانی بس شایسته رهبری صالحان وارث زمین را برعهده خواهد گرفت. به بیان روشن تر، از این آیات افزون بر آن که درمی یابیم زمام داران عصر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انسان هایی صالح و شایسته اند، می توان گفت شخص مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان رهبر و پیشوا در اوج نزاهت و صالح بودن قرار دارد.
بنابر آن چه گفته شد، تطبیق این آیات بر حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات(34)کاملاً منطقی به نظر می رسد.
در آیه « و نُریدُ انْ نَّمُنّ علی الذین استُضعفوا فی الارضِ و نجْعلَهُم ائمهً و نَجعلهم الوارثینَ»(35)از اراده تخلف ناپذیر الهی برای پیروزی مستضعفان و پیشوایی آن ها سخن به میان آمده که در روایات به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق شده است.(36) این آیه در لا به لای آیاتی قرار دارد که در آن ها تفصیل ماجرای ستم فرعون و استضعاف بنی اسرائیل و نجات آن ها به دست موسی علیه السلام بیان شده است و با وجود آن که ظاهر آیه از اراده الهی برای نجات بنی اسرائیل مستضعف از دست فرعون و حکومت وی خبر داده، اما اراده ای فراگیر که روزی همه مستضعفان جهان را دربرمی گیرد، از مفهوم آیه برداشت شده است.
شباهت هایی که بین داستان موسی علیه السلام و بنی اسرائیل با داستان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مستضعفان آخرالزمان وجود دارد، صحت و ظرافت این برداشت فراگیر را تأیید می کند(37). این شباهت ها بدین قرارند:
1. به سان دوران موسی علیه السلام، پیش از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراعنه و حکم رانان جبّار و ستم گری حکومت خواهند داشت و چنان که در روایات متواتری آمده است، جهان در اثر ستم گری آن ها پر از ظلم و بیداد خواهد شد.
2. چنان که بنی اسرائیل با وجود همه ستم های بسیار حکومت فرعون، به آمدن انسانی منجی به نام موسی امید داشتند، مؤمنان و مستضعفان هماره به آمدن منجی عالم، یعنی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آرزومندند و آمدن او را انتظار می برند.
3. همان گونه که سنت و اراده تخلف ناپذیر خداوند مبنی بر حکومت مستضعفان در ماجرای بنی اسرائیل به دست شخصی به نام موسی علیه السلام تبلور یافت، این سنت در آخرالزمان به دست انسانی به نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق خواهد یافت.
4. همان گونه که خداوند موسی علیه السلام را در دل خانه دشمن و به صورت ناشناس حفظ و حراست نمود، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نیز با وجود زندگی بین دشمنان به صورت ناشناس حفظ و نگاهبانی می کند.
5. همان گونه که در فرجام ماجرای بنی اسرائیل، فرعون و حکومت او نابود شد و حکومت الهی به دست موسی علیه السلام شکل گرفت، همه مؤمنان مستضعف به دست مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زیر یوغ ستم گران و کافران نجات یافته و حکومت الهی توسط آن امام تشکیل خواهد شد.
تنها تفاوت این دو ماجرا سطح و گستره آن هاست. گستره پیام و نجات بخشی موسی عجل الله تعالی فرجه الشریف منحصر به بنی اسرائیل و بخشی از زمین بوده است اما پیام، نجات بخشی و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تمام جهانیان در گستره زمین را دربرخواهد گرفت.

حاکمیت اسلام در سراسر گیتی

از ظاهر آیه «هوَ الذّی ارسَلَ رسولهُ بالهُدی و دینِ‌الحقّ لِیُظهرهُ علی الدین کُلّه و لوْ کَره المُشرکون»(38)در می یابیم هدف نهایی رسالت پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم چیره شدن اسلام به عنوان دین حق بر تمام ادیان جهان است، گرچه مشرکان در برابر تحقق این هدف ایستادگی خواهند کرد. پیداست این هدف تاکنون تحقق نیافته و اسلام تنها در بخشی از جهان گسترده شده است. در روایات اهل بیت علیهم السلام زمان تحقق این هدف، ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعلام شده است. امام صادق علیه السلام در پاسخ ابوبصیر فرمود:« سوگند به خدا، هنوز تفسیر این آیه تحقق نیافته است و وقتی با اراده خداوند، قائم قیام نماید، کافران و مشرکان از قیام و ظهور وی ناراضی و نگران خواهند بود.»(39) حضرت امیر علیه السلام نیز فرمود:« خداوند مصداق این آیه را آشکار نساخته است. سوگند به کسی که جانم به دست اوست، هیچ آبادی نمی ماند، مگر آن که هر صبح و شام در آن شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دهند.»(40)
امام باقر علیه السلام زمان تحقق تفسیر آیه «وَ قاتَلوهُم حتی لا تکونَ فتنهٌ و یَکونَ الدینُ کلُّهُ لله»(41)را زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دانسته که اثری از شرک در زمین باقی نخواهد ماند(42)و امام کاظم علیه السلام در تفسیر آیه « و لهُ اسلمَ منْ فی السماواتِ و الارضِ طوعاً و کرهاً و إلیه یُرجعونَ»(43)فرمود:
این آیه در شأن قائم نازل شده، که هنگام ظهور، اسلام را بر یهودیان، مسیحیان، ستاره پرستان، بی دینان، مرتدان و کافران در شرق و غرب جهان عرضه می نماید. هر کس از روی تمایل اسلام را بپذیرد او را به نماز و زکات و انجام دستوراتی که بر هر مسلمان واجب است، مکلف می سازد و هر کس تن به پذیرش اسلام ندهد گردنش را می زند، به طوری که در سراسر جهان جز موحّد و یکتاپرست باقی نمی ماند.(44)

ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گرد آمدن یاران او

در برخی روایات، آیه:«سَنُریهمْ آیاتِنا فی الآفاقِ و فی انفسِهم حتّی یتَبیّنَ لهمْ انّه الحقُ»(45)بر خروج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به تأویل برده شده(46)و نیز در برخی دیگر از روایات، آیه «خاشعهً اَبصارَهُم ترهَقُهم ذلّهٌ و قد کانوا یُدعونَ»(47)بر قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق شده است.(48) بندگانی که یهود طغیان گر را «پس از طغیان دوم گوش مالی خواهند داد»(49)مهدی و یارانش خواهند بود(50)و آیه «اینَ ما تکونوا یأت بِکُم اللهُ جمیعاً»(51)بر گرد آمدن یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر شده است.(52) علامه طبرسی می گوید: در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده که مراد از آن ها یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان است.(53) به استناد برخی روایات، این امر زمانی روی می دهد که آن حضرت وارد مسجدالحرام شده و پشت به حجرالاسود با صدای بلند خود را معرفی کرده و یاران خود را به یاری می طلبد. صدای ایشان چنان طنین انداز می شود که تمام ساکنان زمین از ظهورش مطلع می گردند.(54)
از مجموع آیات مورد اشاره، نکات زیر به دست می آیند:
1. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سان ظهور موسی علیه السلام از وعده های حتمی و سنت های تخلف ناپذیر الهی است که زمانی تحقق خواهد یافت. روایاتی هم چون« لوْ لمْ یَبْقَ من الدّنیا إلا یومٌ واحدٌ لبَعثَ اللهُ فیه رجُلاً من اهل بیتی یملَوُها عدلاً کما مُلئت جورا»(55) ناظر به همین وعده حتمی الهی است.
2. از مضامینی هم چون میراث بری و نیز علایمی دیگر درمی یابیم ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان و پیش از پایان یافتن دنیا انجام می گیرد.
3. ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در شرایطی است که در دنیا ادیانی به جز اسلام حاکم است و با ظهور ایشان اسلام بر سرتاسر گیتی حاکم خواهد شد.
4. مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شرایطی ظهور می کند که ظلم، فسق و فجور جهان را فراگرفته است و حکومت ایشان پایان بخش ستم ها خواهد بود.
5. قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با حوادثی هم چون خروج دجّال و سفیانی و برخی تغییرات کیهانی هم راه است.
6. در دوران حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ماجرای رجعت رخ خواهد داد.
7.با توجه به این که در برخی آیات، پس از یاد کرد علایم ظهور و حکومت ایشان از نشانه های ظهور قیامت هم چون دمیدن در صور سخن به میان آمده، می توان نتیجه گرفت که پایان حکومت و دوران ایشان آغازگر ظهور رستاخیز خواهد بود.

 

راسخون

 

پی‌نوشت‌ها:

1. دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران.
2.نک: دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص 132،‌ مقاله «آخرالزمان».
3.برای آگاهی بیش تر از مفهوم اشراط الساعه، نک: دائره المعارف قرآن، ج3، ص 354 و 345؛ پیام قرآن، مقاله «اشراط الساعه»، از نگارنده، ج6، ص 21-40.
4. اشراط الساعه در آیه شریفه «فَهلْ ینظُرونَ إلا السّاعهَ ان تأتیَهُم بغتهً فَقَدْ جاءَ اشْراطُها...»؛ «آیا [کافران] جز این انتظار می برند که رستاخیز به ناگاه بر آنان فرا رسد؟ و علامات آن اینک پدید آمده است...»(سوره محمد، آیه 18)به بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم تفسیر شده است؛ زیرا از ایشان روایت شده که فرمود:« بین بعثت من و ظهور قیامت به فاصله انگشت میانه و سبابه فاصله است.»(روح المعانی، ج14، ص 80).
5.المیزان، ج20، ص 162.
6.آیه چنین است:« هل یَنظُرونَ إلا أن تأتیَهُمُ الملائکهَ اوْ یأتیَ ربُکَ أو یأتی بعضُ آیاتِ‌ ربّکَ...»(آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سویشان بیایند، یا پروردگارت بیاید، یا پاره ای از نشانه های پروردگارت بیاید؟...» (سوره انعام، آیه 158) و بیش تر مفسران به استناد روایت گفته اند که مقصود از آمدن برخی از آیات الهی، طلوع خورشید از مغرب است.(الجامع لاحکام القرآن، ج13،‌ص 158؛ المیزان، ج15، ص 396 و ج7، ص 388؛ التفسیر الکبیر، ج11، ص 73؛ جامع البیان، ج12، ص 69 و 139).
7. برای مثال در روایات مفصلی انتشار فسق و فجور و حاکمیت ارزش های ضد اخلاقی که مربوط به دوران آخرالزمان است، به عنوان اشراط الساعه معرفی شده است(نک: المیزان، ج5، ص 394-401).
8. بحارالانوار، ج51، ص 99-100.
9.«فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکَّاءَ وَ کَانَ وَعْدُ رَبِّی حَقّاً »؛«و چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن[ سدّ] را درهم کوبد، و وعده پروردگارم حق است.»(سوره کهف، آیه 98)؛ «حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ یَنْسِلُونَ»؛ «تا وقتی که یأجوج و مأجوج [راهشان] گشوده شود و آن ها از هر پشته ای بتازند».(سوره انبیا، آیه 96).
10.«وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً »؛ « و از اهل کتاب، کسی نیست مگر آن که پیش از مرگ خود حتماً‌ به او ایمان می آورد، و روز قیامت[عیسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود.»(سوره نساء،‌ آیه 159).
11.«وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لاَ یُوقِنُونَ‌ »؛ «و چون قول[ عذاب] بر ایشان واجب گردد، جنبنده ای را از زمین برای آنان بیرون می آوریم که با ایشان سخن گوید که: مردم[ چنان که باید] به نشانه های ما یقین نداشتند.»(سوره نمل، آیه 82).
12.«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ‌»؛«و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث[ زمین] کنیم.»(سوره قصص،‌آیه 5).
13.این امر در آیه 33 سوره توبه،‌ آیه9 سوره صف و آیه 28 سوره فتح انعکاس یافته است. در سوره های توبه و صف چنین آمده است:«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‌ »؛«اوست کسی که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد، تا آ‌ن را بر هر چه دین است فائق گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آید.»
14. در روایاتی از اهل بیت علیهم السلام بر این امر تصریح شده است. برای مثال، نک: بحارالانوار، ج52، ص 191.
15.برای مثال نک: بحارالانوار، ج6، ص 291، باب اشراط الساعه و قصه یأجوج و مأجوج؛ صحیح بخاری، ص 1249، کتاب الفتن؛ صحیح مسلم، ص 1208، کتاب الفتن و اشراط الساعه؛ یأجوج و مأجوج فتنه الماضی و الحاضر و المستقبل.
16.«وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ‌ »؛ «و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»(سوره انبیاء، آیه 105).
17.سوره نساء، ‌آیه 159.
18.برای تفصیل بیش تر، نک: دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص 132، مقاله«آخرالزمان».
19.برای تفصیل بیش تر، نک: کتاب مقدس، اشعیاء 11و 12؛ دانیال 2: 44؛ متی24: 15-44؛ مکاشفه یوحّنا، 4-22.
20.سوره دخان، آیه 10.
21. جامع البیان، ج13، ص 143؛ المیزان، ج18، ص 138؛ مجمع البیان، ج9، ص 104.
22.التفسیر الکبیر، ج9، ص 656؛ المیزان، ج18، ص 137.
23.التفسیر الکبیر، ج9، ص 656-657.
24.الکشاف، ج4، ص 272؛ جامع البیان، ج13، ص 147-148.
25.درباره آیه«و لوْ تَری إذْ فَزِعوا فلا فوتِ و اُخذوُا من مکانٍ قریب» ؛ «و ای کاش می دیدی هنگامی را که [کافران] وحشت زده اند[ آن جا که راه] گریزی نمانده است و از جایی نزدیک گرفتار آمده اند.»(سوره سبأ، آیه 51)گفته شده که مقصود، لشکر سفیانی است. البته این امر می تواند بر اساس تأویل باشد.(نک: جامع البیان، ج12، ص 130)این مطلب در بخشی از گفتار حضرت امیر علیه السلام در نامه ای خطاب به معاویه نیز آمده است(نک: بحارالانوار، ج33، ص 157-158 و ج52، ص 185).
26.براساس برخی روایات، مقصود از مجادله کنندگان در آیه«إِنَّ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ »؛ «در حقیقت، آنان که درباره نشانه های خدا-بی آن که حجتی برایشان آمده باشد- به مجادله برمی خیزند در دل هایشان جز بزرگ نمایی نیست.»(سوره غافر، آیه 56)گفتار یهود درباره ظهور دجال در آخرالزمان است.(نک:کشف الاسرار، ج8، ص 482).
27.سوره نساء، آیه 159؛ سوره زخرف، آیه 61.
28.سوره نمل،‌آیه 84-83 .
29.سوره انبیاء، آیه 105؛ سوره قصص، آیه 5.
30.سوره توبه، آیه 33؛ سوره فتح،‌آیه 28؛ سوره صف، آیه 9.
31. سوره بقره، آیه 148؛ سوره سجده، آیه 56.
32. «زمین از آن خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می دهد.»(سوره اعراف، آیه 128).
33. سوره انبیاء،‌آیه 105.
34.البرهان، ج5، ص 256-257؛ مجمع البیان، ج7، ‌ص 106.
35.سوره قصص، آیه 5.
36.نک: نهج البلاغه، حکمت 209؛ کمال الدین و تمام النعمه، ‌ص 425؛ بحارالانوار، ج24، ص 167-171؛ ج51، ص 3، 18،‌51؛ البرهان، ج6، ص 53-56.
37.در روایتی از امام سجاد علیه السلام، اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان، به موسی علیه السلام و پیروان او، و دشمنان اهل بیت علیهم السلام و هم راهان آنان به فرعون و پیروان او تشبیه شده اند. گفتار امام سجاد علیه السلام چنین است:« و الّذی بعثَ مُحمّداً بالحقّ بشیراً و نذیراً إنّ الابرارَ منّا اهل البیتِ و شیعَتَهُم بمنزِلَه موسی و شیعَتهِ و إنّ عَدوُّنا و شیعَتَهُم بمَنزلهِ فرعونَ‌و اشیاعه»(البرهان، ج6، ص 56؛ مجمع البیان، ج7، ص 375).
38.سوره توبه، آیه 33.
39.کمال الدین و تمام النعمه، ص 67؛ تفسیر الصافی،‌ ج2، ص 337.
40.بحارالانوار، ج51، ص 54.
41.«و با آنان بجنگید تا فتنه ای برجای نماند و دین یک سره از آن خدا گردد.»(سوره انفال، آیه 39).
42.تفسیر العیاشی، ج2،‌ص 56؛ بحارالانوار، ج13، ص 188.
43.«هرکه در آسمان و زمین است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است، و به سوی او بازگردانیده می شوند.»(سوره آل عمران، آیه 83).
44. تفسیرالعیاشی، ج1،‌ص 183.
45.«به زودی نشانه های خود را در افق ها[ی گوناگون] و در دل هایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او خود حقّ است.»(سوره فصلت، آیه 53).
46.الکافی، ج8، ص 166 و ص 381؛ کتاب الغیبه، ص 269؛ بحارالانوار، ج24، ص 164.
47.«دیدگانشان به زیر افتاده، خواری آنان را فرو می گیرد، در حالی که[ پیش از این] به سجده دعوت می شدند.»(سوره قلم، آیه 43).
48.معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، ص 460.
49.سوره اسراء، ‌آیه 5.
50. نورالثقلین، ج3، ص 138.
51.«هر کجا که باشید، خداوند همگی شما را [ به سوی خود باز] می آورد.»(سوره بقره، آیه 148).
52.امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه مذکور فرمود:« یَعنی اصحابَ القائمِ الثُلاثَمائَهِ و البِضعهَ عشرَ رجُلاً...»(الکافی، ج8، ص 313).
53.مجمع البیان، ج1، ص 426.
54.کتاب الغیبه، ص 152.
55.این روایت به صورت های مختلف نقل شده است.(نک: کمال الدین و تمام النعمه، ص 280 و 577؛ کفایه الاثر، ص 266؛ وسائل الشیعه، ج17، ص 598؛ بحارالانوار، ج51، ص 85، ج36، ص 368.