امام زمان علیه السلام با یاران نیکوکارش دیدار می کند
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : شما

مهدى ، جوانى از یاران و نزدیکانش را در 23 یا 24 ذى حجه ( 15 شب پیش از ظهور ) مى فرستد ، تا بیانیه اش را در مسجد الحرام بخواند . پس از نماز وقتى مى ایستد و نامه امام یا قسمت هایى از آن را مى خواند ، به او حمله مى برند و او را بین رکن و مقام ، به طرز وحشیانه مى کشند . شهادت فاجعه آمیزش، در زمین و آسمان تأثیر مى گذارد



همانطور که می دانید در زمان ظهور امام یارانش همچون پاره هاى ابر پاییزى در مکه جمع مى شوند و با امام دیدار مى کنند .

 


از شمار این احادیث در تفسیر عیاشى 2/56 از امام باقر(علیه السلام) آمده است : صاحب الامر در برخى از این دره ها غیبت مى کند (امام به ناحیه ذى طوى که از دره هاى مکه و ورودى هاى آن است، اشاره کرد ) خدمتگزار امام، دو شب پیش از خروج، با برخى از یاران امام ملاقات کرد و پرسید : اینجا شما چند نفرید؟ مى گویند : حدود چهل مرد ! مى پرسد: اگر امامتان را ببینید، چه مى کنید؟ پاسخ مى دهند : به خدا سوگند ! اگر به کوه ها پناه ببرد ، ما هم همراهش پناه مى بریم ! خدمتگزار سال بعد نزد آنان مى آید و مى گوید : ده تا از پیرتر ( بزرگ تر) ها و نیکوکاران تان را (براى ملاقات با امام) انتخاب کنید ، سپس خدمتگزار آنها را به خدمت امامشان مى برد و امام بدانان شب بعد را وعده مى دهد .

نعمانى  از امام صادق(علیه السلام) آورده است : یاران صاحب الامر برایش محفوظ و نگه دارى شده اند . حتى اگر همه مردم روى برگردانند ، خدا یارانش را گرد مى آورد . خدا درباره اینان فرموده است : « فإن یکفر بها هؤلاء فقد وکلنا بها قوماً لیسوا بها بکافرین » ; همچنین فرموده است :  « فسوف یأتى الله بقوم یحبّهم ویحبّونه اذلّة على المؤمنین أعزّة على الکافرین » .

امام باقر(علیه السلام) فرمود : برخى از یاران مهدى ، شب هنگام از بستر خود مفقود مى شوند و صبح در مکه اند . بعضى در روز سوار بر ابر دیده مى شوند که گردش مى کنند ، و به نام و نام پدر و اوصاف و نسب شان شناخته مى شوند . پرسیدم : فدایت شوم ! ایمان کدام یک بیشتر است ؟ فرمود : آن که سوار بر ابر در روز گردش مى کند .

نعمانى /312 و به نقل از بحار 52/368 .

گردش آنها بر فراز ابر در روز ، به این معناست که خدا به وسیله ابر و به گونه کرامت و معجزه ، آنان را به مکه منتقل مى کند . شاید هم معنایش آن باشد که با هواپیما ـ مانند دیگر مسافران ـ با گذرنامه که نام خود و پدرشان در آن نوشته شده ، مى آیند .

دلائل الامامه  مى گوید : خدا در مکه و در یک شب ( شب جمعه ) آنان را در صبح آن روز در مسجد الحرام گرد مى آورد و حتى یکى از آنها جا نمى ماند .
این حدیث همخوان با روایت سنى و شیعى است که خدا امر امام را در یک شب سر و سامان داده ، ظهورش در عصر روز جمعه ، نهم محرم است .


قیام آزمایشى ، شهادت نفس زکیه

طبق روایات نیروهاى فعال در مکه هنگام ظهور مهدى(علیه السلام) عبارتند از :

1. حکومت حجاز که به رغم ناتوانى در رویارویى با ظهور امام ، نیروهایش را متمرکز مى کند ، اما مسلمانان چشم به راه آمدن مهدى از مکه اند و در موسم حج ، ذهن شان بدان مشغول است .

2. سازمان اطلاعاتى و جاسوسى سفیانى که در تعقیب فراریان از مدینه اند . اینها اوضاع را براى ورود به مکه زیر نظر دارند تا در وقت مناسب ، هر جنبشى را سرکوب کنند .

3. دستگاه هاى اطلاعاتى دولت هاى بزرگ که براى یارى حکومت حجاز و نیروهاى سفیانى تلاش مى کنند و اوضاع مکه را به طور ویژه زیر نظر دارند .

4. یمنى ها هم در مکه نقش دارند ، چون دولت شان که مقدمه دولت مهدى است ، چند ماه پیش ایجاد شده است .

در اینچنین اوضاع و جو ناهمگون و مخالفى است که امام مهدى ( ارواحنا فداه) قیام مى کند و از حرم شریف کار را آغاز نموده و بر مکه چیره مى شود .

اینکه روایات جزئیات را ذکر نکرده ، و به مسائلى که در پیروزى انقلاب مقدس ایشان سودمند بوده یا ضررى بدان نداشته ، اکتفا کرده ، طبیعى است .

از بارزترین نکات احادیث ، این است که مهدى ، جوانى از یاران و نزدیکانش را در 23 یا 24 ذى حجه ( 15 شب پیش از ظهور ) مى فرستد ، تا بیانیه اش را در مسجد الحرام بخواند . پس از نماز وقتى مى ایستد و نامه امام یا قسمت هایى از آن را مى خواند ، به او حمله مى برند و او را بین رکن و مقام ، به طرز وحشیانه مى کشند . شهادت فاجعه آمیزش، در زمین و آسمان تأثیر مى گذارد و قیامى آزمایشى و داراى ثمرات بسیارى است ، از جمله اینکه دَدْ منشى حکومت را براى مردم آشکار و زمینه را براى قیام مهدى(علیه السلام) که دو هفته پس از آن خواهد بود ، هموار مى سازد ، شاید هم به سبب این اقدام وحشیانه شتابزده ، سستى و تزلزل در دستگاه حاکم به وجود آورد .

اخبار شهادت این جوان پاک ، در منابع سنى و شیعى بسیار و در منابع ما هم (شیعى) زیاد است . نامش غلام ، نفس زکیه و در برخى منابع « محمد بن حسن » است . احادیث مربوط به این رخداد ، در فصل یاران مهدى(علیه السلام) گذشت .

در روایتى طولانى از ابوبصیر از امام باقر(علیه السلام) آمده است : قائم به اصحابش مى فرماید : اهالى مکه مرا نمى خواهند اما من کسى را نزدشان مى فرستم تا چنان که شایسته امثال من است ، با آنان اتمام حجت کند . پس به مردى از اصحابش مى گوید : نزد اهالى مکه برو و بگو : اى اهل مکه ! من فرستاده فلانى به سوى شمایم و او به شما مى گوید : ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافتیم . ما ذریه محمد و سلاله پیامبرانیم . به ما ستم شده و آزار دیده ایم ، بر ما غالب شده اند و از روزى وفات پیامبرمان تا امروز حقمان را غصب کرده اند . ما از شما یارى مى جوییم ، پس یاریمان کنید .

وقتى آن جوان ، این سخنان را بگوید ، او را بین رکن ومقام سر مى برند ، و همو نفس زکیه است . وقتى خبر به امام برسد ، به یارانش مى گوید : به شما نگفتم اهالى مکه خواهان ما نیستند! اهالى مکه از امام دعوت نمى کنند ، تا اینکه خود امام حرکت و خروج مى کند . همراه سیصد و سیزده مرد ( به شمار جنگجویان بدر ) از عقبه طوى (= که یکى از ورودى هاى مکه) پایین مى آید تا به مسجدالحرام برسد . چهار رکعت نماز نزد مقام ابراهیم مى خواند و به حجرالأسود تکیه مى دهد، آن گاه حمد و ستایش خدا را گفته، نام پیامبر را مى بَرَد و بر او درود مى فرستد و سخنانى مى گوید که احدى از مردم آنها را نگفته است !

 

بحار 52/307 .

آنچه درباره نفس زکیه روایت شده ، معتبر است ، اما ترجیح دارد بگوییم امام و یارانش جداگانه وارد مسجد مى شوند

 وعده صادق