شباهت شیوه‎های منافقان در ماجرای خیبر با ترساندن از تهدید و تحریم دشمن/ واکنش به
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ : توسط : شما

دکتر لنکرانی در هفتمین نشست جبهه پایداری فارس عنوان کرد؛

گروه استان‌ها- فارس: "تحلیل تاریخی غزوه خیبر و تطبیق مصداقی آن با شرایط روز، واکنش به اظهارات علایی و افروغ، لزوم مقابله به مثل عاملان شهادت دانشمندان کشورمان و عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب نسبت به مجازات مرتکبان این ترور، واکاوی دلایل درخواست اوباما از ایران برای مذاکره با کشورمان که در نامه به مقام معظم رهبری مطرح کرد، انتقاد از حاشیه‌سازی دوباره در دولت به جای خدمت‌گذاری، تاکید بر بهتر اداره شدن کشور در شرایط فعلی با تبعیت از ولایت، چرایی لزوم جلوگیری از وابستگان و وام‌داران کانون‌های قدرت و ثروت به مجلس و توانایی بالای انقلاب نسبت به تحمل ریزش‌های بزرگ به دلیل رویش‌های بزرگ" از جمله محورهای سخنان عضو موسس جبهه پایداری انقلاب اسلامی در هفتمین نشست این جبهه در شیراز بود.

به گزارش رجانیوز، دکتر کامران باقری لنکرانی اگرچه علی رغم اصرارهای نخبگان، کاندیدای انتخابات مجلس نشد، اما هر هفته به یک مسجد در شیراز می‌رود و نشست‌های هفتگی جبهه پایداری را در این شهر، فعال‌تر از همه مناطق کشور جلو می‌برد. متن سخنرانی وی در مسجد امام حسن به همراه پرسش و پاسخ‌ها در ادامه آمده است:


چرا در دوران خیبر قرار داریم

هفته پیش رهبر عزیزمان فرمودند که اگر دشمنان خیال می‌کنند که با این تحریم‌ها، ما را در شرایط شعب‎‌ ابی‌طالب قرار می‌دهند اشتباه کرده اند، ما در شرایط بدر و خیبریم، هفته گذشته در خدمت دوستانی دیگر بودیم در خصوص شرایط جنگ بدر صحبت کردیم. در این جلسه که در آستانه شهادت پیامبرصلی الله و علیه و آله هستیم، فرصتی هست که یک مروری بر آنچه در خیبر گذشت کنیم و ان‌شاء الله از خیبر برای امروزمان درس بگیریم. خداوند متعال در قرآن کریم فرمودند: "لقد کان لکم فی رسول الله اسوة الحسنة"؛ پیامبر بزرگوار اسلام ‌صلی الله و علیه و آله برای همه ما اسوه است و دستور خداوند است که از آن درس گرفته و برای امروزمان به کار ببریم.

سال هفتم هجری بعد از اتفاقات جنگ احزاب که همه کفار بر علیه اسلام ‌بسیج شدند و پشتیبان مالی اینها هم یهودیان آن زمان بودند، مسلمانان تصمیم گرفتند که به برخی از این یهودیان که آن زمان در خیبر که 32 فرسخی مدینه بود، پناه گرفته بودند، یک گوش‌مالی دهند و تکلیف آنها را روشن کنند.

تدبیر رسول الله برای مقابله با فتنه منافقین در ماجرای خیبر

در این غزوه و نبرد، ابتدا که سپاه اسلام حرکت کرد که از مدینه خارج شود، حضرت رسول صلی الله و علیه و آله نفرمودند که کجا می‌رویم و هدف حمله کجاست. یکی از دلایلش هم این بود که یهودیان متحدانی داشتند. یکی از منافقین داخل مدینه به دشمنان اسلام خبر داده بود که سپاهی در مدینه در حال تشکیل است ولی نمی‌فهمیم که سمت شما می‌خواهد بیاید یا سمت خیبر می‌رود. ینها یک هوشیاری اجمالاً پیدا کرده بودند که می‌خواهد یک حمله‌ای شود. این احتمال وجود داشت که این دو جبهه با هم متحد شوند و کار برای سپاه اسلام مشکل شود. تدبیری که حضرت رسول صلی الله و علیه و آله فرموده بودند، این بود که به کسی نگفتند که به چه سمتی حرکت می‌کنند. از سمت مدینه خارج شدند و وسط راه مسیر را به سمت خیبر کج کردند. همین مانور باعث شد که این دو گروه فرصت اتحاد پیدا نکنند.

خیبر هفت دژ بود و هر کدام برج و بارویی داشت و  از آن مراقبت می‌کردند. از نظر کشاورزی فضای حاصل‌خیز و از نظر تولید انواع و اقسام محصولات کشاورزی داشت. آنها از سابق سلاح‌های جنگی و مواد غذایی را جمع کرده و آماده بودند که اگر حمله‌ای شود، سلاح و غذا به اندازه کافی ذخیره کرده باشند. علاوه بر آن دژهای محکم با مردمانی جنگ آور هم داشتند. خلاصه آمادگی کامل جهت مقاومت را برای مقابله با سپاه اسلام داشتند.

سپاه اسلام ‌شبانه به آنجا رسید و این قلعه‌ها را محاصره کرد و طوری مخفیانه کار کردند که صبح که اینها در قلعه‌ها را باز کردند که به سرزمین‌های‌شان بروند، با سپاه اسلام مواجه شدند. جنگ در گرفت و این محاصره یک ماه طول کشید. در این یک ماه، برخی دژها فتح شد اما آن دژ اصلی فتح نمی‌شد. سپاهیان اسلام هم که برای یک جنگ طولانی نیامده بودند در این محاصره یک‌ماهه در فشار گرسنگی قرار گرفتند.

تاریخ صحنه‌های زیبایی را در این ایام ثبت کرده است. یک چوپانی آنجا بوده که گوسفندان این خیبری‌ها دستش بوده است، می‌آید و مراجعه می‌کند به وجود مقدس پیامبر اسلام ‌صلی الله و علیه و آله و می‌گوید که اسلام را به من عرضه فرمایید، اسلام را عرضه می‌کنند و مسلمان می‌شود، می‌گوید این خیبری‌های صهیونیست پدر ما را در می‌آوردند و ما را تحقیر می‌کنند، ولی دین اسلام دین بسیار خوبی است. بعد می‌گوید این گوسفندها امانت اینها دست من بوده است و حالا که مسلمان شده‌ام چه کار کنم؟ خوب سپاه اسلام هم با کمبود غذا مواجه است، بعضی‌ها شاید می‌گفتند که بلاخره ما داریم با آنها می‌جنگیم، این گوسفندها هم حلال؛ خوب این گوسفندها را سر ببریم! حضرت رسول صلی الله و علیه و آله فرموند نه. چون اینها امانت دست تو بود، اینها را باید جلو قلعه‌شان ببری که داخل بروند و بعد خودت هم هر کاری خواستی بکن که این چوپان هم همین کار را می‌کند و بعد به سپاه اسلام باز می‌گردد.

اعتراض پیامبر به رد کردن اسیران یهود از کنار کشته‌های‌شان

صحنه زیبای دیگری هم تاریخ ثبت کرده است، زمانی که سپاهیان اسلام لشکر کفار صهیونیست را به هلاکت رساندند، جمعی را به اسیری می‌گیرند که دو نفر خانم هم که یکی از آنها بعداً به همسری پیامبر صلی الله و علیه و آله در می‌آید، به نام صفیه جزو اسرا بوده‌اند. بلال حبشی اینها را از کنار کشته‌های سپاه کفر رد می‌کند. حضرت عتاب می‌کنند که مگر تو رحم نداری. چرا این خانم‌ها را از کنار کشته‌های فامیل‌شان رد کردی. چرا این کار غیر اخلاقی را انجام دادی. از این جنس نکات زیبای اخلاقی در این نزدیک یک‌ماه در آنجا زیاد اتفاق افتاد.

باز مشهور است که آن قلعه اصلی فتح نمی‌شد. اولی و دومی ‌مامور شدند که بروند آن قلعه را فتح کنند. رفتند و کاری از پیش نبردند، روز اول، اولی رفت و روز دوم هم دومی ‌رفت اما به نتیجه‌ای نرسیدند. حضرت رسول صلی الله و علیه و آله که در این جنگ تاریخ ثبت کرده که سردرد شدیدی داشتند و خودشان در میدان جنگ نمی‌آمدند و از دور سپاه را هدایت می‌فرمودند، در شب سوم می‌فرمایند که من فردا کسی را به میدان می‌فرستم که خدا و پیامبر خدا او را دوست دارد و او هم آنها را دوست دارد. پرچم را دست کسی می‌دهم که هیچ شکستی در کارش نیست و این قلعه را فتح خواهد کرد. صبح بعد از نماز همه جلو خیمه حضرت صلی الله و علیه و آله جمع می‌شوند که ببینند این افتخار نصیب چه کسی می‌شود. حضرت نگاه می‌فرمایند. همه منتظر بودند؛ خصوصاً اولی و دومی، ‌می‌گفتند بلاخره ما شیخین هستیم و لابد باید به ما ‌بسپارند. حضرت محمد صلی الله و علیه و آله می‌فرمایند علی ابن ابی‌طالب علیه‌السلام کجاست؟ می‌گویند که آقا چشم درد دارند و نمی‌توانند تشریف بیاورند. کسی را می‌فرستند که امیرالمومنین علیه‌السلام را بیاورند. دعایی می‌فرمایند. چشم درد امیرالمومنین علیه‌السلام خوب می‌شود تا آنجا که حضرت امیر علیه‌السلام فرمودند که من تا اخر عمرم چشم درد نگرفتم. پرچم سفید را به دست حضرت امیر علیه‌السلام می‌دهند و حضرت حرکت می‌کنند، جلوی در قلعه پرچم را مستحکم می‌کنند. خیبری‌ها جنگ آوران خود را می‌فرستند. جنگ آور اول که کشته می‌شود، برادرش مرحب به خون‌خواهی می‌آید و بلاخره در حین جنگ سپر از دست علی علیه السلام می‌افتد و در قلعه خیبر را از جا کنده و به عنوان سپر استفاده می‌کنند و مرحب هم کشته می‌شود. بعداً هشت نفر از مسلمانان هر چقدر سعی می‌کنند که این در را بلند کنند، نمی‌توانند. بلاخره آن فتح بزرگ رخ می‌دهد.

رهبر عزیزمان فرمودند که ما امروز صحنه‌مان، صحنه خیبری است باید از خیبر درس بگیریم و ان‌شاء الله این صحنه را به تأسی از حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام، واقعاً خیبری بگردانیم.

منافقان در جنگ خیبر دل سپاه اسلام را خالی می‌کردند

در جنگ خیبر یکی از اتفاقاتی که افتاد این بود که قبل از شروع جنگ، منافقین سعی می‌کردند دل سپاه اسلام را خالی کنند. برخی اخبار را برای دشمن می‌بردند. اینها مورد لعن قرار گرفتند و حضرت تدبیر هم کردند، حرکت سپاه را بی اطلاع بیش بردند تا این منافقین نتوانند کسب اطلاع کنند و به دشمن خبر دهند. ما امروز هم باید حواس‌مان جمع باشد که یک عده‌ای در بین امت حزب الله هستند که در تلاش هستند دل‌های مومنین را خالی کنند. مدام می‌گویند چطور می‌خواهد شود، وای تحریم شده است، اتفاقات عجیب و غریبی دارد می‌افتد، بازار دیگر قابل کنترل نیست، ارز بالا رفته، گرانی بی‌داد می‌کند. نه اینکه اینها نیست، اما دلیل نمی‌شود که ما از اعتمادمان و از باورهای‎مان دست بردایم و به‌دلیل هجمه دشمن، از حرف حق‌مان کوتاه بیاییم. آن کسانی که این مسیر را درجامعه اسلامی‌ترویج می‌کنند، خوب که نگاه می‌کنیم شاهدیم که با منافقین صدر اسلام هیچ تفاوتی ندارند و همان کار را می‌کنند. باید اینها را بشناسیم و حواس‎مان باشد و در تار و پود آنها قرار نگیریم.

ما به عنوانین کار نداریم به موازین نگاه می‌کنیم

بعضی‌ها هم که این کارها را دانسته و ندانسته با مدل‌های دیگر می‌کنند. شما در همین هفته اخیر ملاحظه بفرمایید. دو نفر که در دفاع از انقلاب، ادعایی هم دارند، یکی‌شان سردار دفاع مقدس هم هست، یک مطلبی می‌نویسد که تا مدت‌ها باعث شوق و ذوق ضد انقلاب می‌شود و لذت می‌برند از اینکه کسی که کسوت سرداری سپاه اسلام، ‌تنها افتخارش بوده است، حالا می‌آید حرف‌هایی می‌زند که از دل آن شبهه‌ای پیش می‌آید که مثلاً ما پشیمانیم. باید حواس‌مان به اینها جمع باشد که حتی منصب سرداری، جانبازی و حتی حضور در جبهه و افتخارات بالاتر هم باعث مصونیت از لغزش‌ها نمی‌شود. ما شاقول و معیار داریم. طبق آن نگاه می‌کنیم. حالا یک آدمی‌بیاید و همه اعتقادات و باورهای ما را زیر سوال ببرد، این آدم هر کس هم می‌خواهد باشد، از نظر ما همان روزی که این کار را کرد، دیگر هیچ احترامی‌ندارد. ما طبق موازین حرکت می‌کنیم و به عناوین کار نداریم. هر کس به این موازین پایبند بود، محترم است و اگر موازین را زیر پاگذاشت، خودش احترام خودش را از بین برده و خود را از وجاهت انداخته است.

دو نفری که این هفته اظهاراتی داشتند، ابتدا با فتنه بودند بعد هم سکوت کردند

یک بحث اینجا مطرح است که چرا برخی افراد این طور می‌شوند. اتفاقاً افراد این‌چنینی قبلاً در یک صحنه‌ای رفوزه شده اند، آن‌هم صحنه سال 88 بوده است. هر دو نفری که این هفته یک صحبت‌های خلاف موازینی کرده‌اند، هر دو نفر اینها از کسانی بوند که در جریان فتنه ابتدا همراهی کردند و بعد هم دیدند که مسیر، مسیری است که موافق خط مردم نیست، سکوت کردند. هیچ‌کدام‌شان کسانی نبودند که در مقابل فتنه در میدان آمده باشند و روشن‌گری کرده باشند و یا با فتنه مقابله ای کرده باشند. هر دو نفرشان این نمره رفوزگی را دارند. هم در تشخیص اولیه شان که تا مدتی با فتنه همراهی کردند و هم در تشخیص ثانویه که نتوانستند برگردند و جبران کنند.

هر دو نفر هم که امروز آمده‌اند و اظهار پشیمانی کرده‌اند، در این پشیمانی هم یک ذره نگرانی می‌بینید. نیامدند بگویند که ما حرف‌های‌مان اشتباه بود، می‌گویند نه ما معتقدیم. این چه اعتقادی به رهبری و ولایت فقیه است که شما یک چنین حرف‌هایی می‌زنید، بعد هم از حرف خودت عذرخواهی نکنی و نگویی من این حرفی که زدم اشتباه بود، این امتحان است و همه ما در امتحان هستیم. کسانی که می‌توانند این حرف‌ها را بزنند و می‌زنند، یک امتحان می‌دهند و رفوزه می‌شوند. آن کسانی که این حرف‌ها را نقل کردند و سعی می‌کنند دل مومنین را خالی کنند، به یک شکل دیگر رفوزه می‌شوند. آن کسانی که این حرف‌ها را باور می‌کنند، یک‌طور دیگر رفوزه می‌شوند. همه ما در امتحان هستیم، این آیه اول سوره عنکبوت را همه شما بلد هستید. می‌فرماید "احسب الناس این یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون" چه خیال بی‌خودی کرده‌اند. خیال کرده‌اند هر کس آمد، گفت من ایمان آورده‌ام، از او قبول می‌کنیم و امتحانش نمی‌کنیم، نخیر همه را امتحان می‌کنیم. این سنت الهی است، هیچ کسی از این سنت خارج نیست و همه ما امتحان می‌شویم. امتحان هر کسی یک جوری است. آن کسانی که دل مومنین را خالی می‌کنند و حرف‌های دشمن مشارکتی را بزنند و حرف‌هایی بزنند که نتیجه‌اش نوعی تردید، ابهام و ناامیدی باشد، معلوم است که اینها در این امتحان رفوزه هستند. حالا هر چقدر که حرف‌های‌شان را شکل علمی ‌و روشن‌فکری دهند. باید از وقایع تاریخی درس بگیریم.

رمز پیروزی در خیبر

در جبهه خیبر، آن چیزی که باعث پیروزی شد، اطاعت از پیامبراسلام صلی الله و علیه و آله بود. پرچم سفید به دست امیرالمومنین علیه‌السلام بود. امیرالمومنین علیه السلام که با همه عظمتش در این سپاه خودش را سرباز حضرت رسول صلی الله و علیه و آله می‌داند و از خودش ادعایی ندارد و پشت سر حضرت و با دستور ایشان با چشم بیمار، آمده و کارش را انجام داد. امروز هم اگر قرار است ما صحنه خیبری بیافرینیم که ان‌شاء الله به فضل خدا خواهیم آفرید، باید متاسی به امیرالمومنین علیه‌السلام باشیم از خودمان و برای خودمان حیثیتی قائل نباشیم و هرچه داریم را فدای باورها و اعتقادات‌مان و فدای این حبل متصل به ولایت الهی‎مان کنیم. راه پیروزی همین است.

خیبر صحنه برجسته پیروزی مسلمانان به دلیل تبعیت کامل از رسول الله بود

خیبر یک صحنه کاملاً برجسته‌ای از پیروزی است که بر مبنای ایمان اسلامی ‌و اطاعت از رهبر وقت جامعه اسلام یعنی پیامبر صلی الله و علیه و آله ایجاد شد. ما که امروز می‌گوییم "خیبر خیبر یا صهیون"، می‌گوییم که یادت نرود که آن خیبری که مولای‌مان در 1400 سال پیش برای شما رقم زد، ان‌شاء الله باز هم رقم می‌زنیم، باید همان طور علوی و حیدری عمل کنیم. هم در شجاعت و هم در اطاعت علوی و حیدری عمل کنیم.

اسرائیل در ماجرای ترور اخیر تا دید ماجرای خیبر در حال تکرار است، عقب کشید

همین دو سه موضع گیری که حضرت آیت الله خامنه‌ای روحی فداه فرمودند و تاکید داشتند که ما نمی‌گذاریم خون این شهید بزرگوار پایمال شود و آن کسانی که این شهید بزرگوار و بقیه شهدای جهاد علمی ‌را به شهادت رساندند را به سزای عمل‌شان خواهیم رساند، دیدید که امروز رییس رژیم پلید و جعلی اسراییل گفته که اسراییل در این کار دست نداشته است! حالا تا دیروز برای اینکه ابهتی برای خودشان بتراشند، خبر ساختند و خبرگزاری رویترز دقیقه به دقیقه شهادت شهید احمدی را روایت کرد که یک اتاق فرمان داشتیم و اتاق فرمان با اسراییل ارتباط داشت و ما از آنجا دستور داشتیم و این شهید ساعت 8 سوار ماشین شد و... حالا که دیدند نه، دارد خیبر رقم می‌خورد، گفتند نه ما نبودیم. معلوم است که این حرف‌ها به جایی نمی‌رسد و ان‌شاء الله انتقام الهی از مسببان و همراهان این کار گرفته خواهد شد و درس عبرتی خواهد شد که دیگر در کارهای کشور عزیزمان صهیونیست‌ها دخالت نکنند و به خودشان اجازه فضولی ندهند.

اما روسیاهی به کسانی می‌ماند که درست در این صحنه آمدند، حرف‌های دشمن شاد کن زدند. در همین هفته که هنوز خون شهید یک هفته از آن نگذشته است، آمدند خلاف آرمان‌های این شهید حرف زدند. اگر قرار باشد که این مسیر را تا آخر برویم، باید حواس‌مان باشد که اولاً به خودمان و به احدی حسن ظن نداشته باشیم. ما یک شاقول بیشتر نداریم: "رهبر معظم انقلاب اسلامی‌ روحی فداه". ما همه را با این شا قول می‌سنجیم. ولایت ما از این کانال است که ولایت تکوینی و ولایت الهی می‌شود. اتصال ما با ولایت الهی، امر امام زمان‌مان ارواحنا لتراب مقدمه الفداه در عصر غیبت این است که باید از ولی فقیه اطاعت کنیم. هر کس هر حرفی غیر از این بزند، برای ما حجت و محلی از اعراب ندارد، ما به این شکل خودمان را تنظیم می‌کنیم و ان‌شاء الله شاهد خواهیم بود که ملت بزرگوار، رو سفید از این میدان خیبری هم بیرون خواهند آمد، همان گونه که آن پرچم سفید را امیرا المومنین علیه‌السلام در جنگ خیبر به پرچم ظفرو پیروزی تبدیل کرد.

درخواست اوباما برای مذاکره با ایران بیش‌تر به نفع امریکا است

نکته‌ای که باید به آن اشاره کنم این است که بالاخره مشکلات اقتصادی وجود دارد، سخت‌ترین تحریم‌ها در طی این 33 سال در همین چند هفته اخیر دارد اعمال می‌شود؛ درست است که ما بعد از پیروزی انقلاب همواره با آمریکا در حال نبرد بوده‌ایم و همواره تحریم می‌شدیم، اما الان فشارشان را تشدید کرده‌اند. شاید به همین دلیل هم بوده که آن رییس جمهور پلیدشان خیال کرده که یک موقعیت خوبی است و مثلاً نامه نوشته و گفته که با ما مذاکره مستقیم کنید. البته رهبری معظم انقلاب پیش از این موضع جمهوری اسلامی ‌را روشن کردند. جمهوری اسلامی‌ایران با هیچ مستکبری مذاکره نمی‌کند، به دلیل اینکه سلام بر متکبر باعث جری شدن متکبر در تکبرش می‌شود. وقتی دو نفر آدم به هم احترام می‌گذارند با هم حرف می‌زنند، یک وقتی از موضوع اقتدار و زورگویی می‌خواهد منویاتش را تحمیل کند، معلوم است که درست نیست که آدم زیر بار زورگویی برود، چون این زورگویی هم حدی ندارد. تا استقلال کشور و اسلامیت نظام و حیثیت نظام و کشور ما را به باد ندهند، دست برنمی‌دارند. امروز آنها خیلی بیش از ما احتیاج به مذاکره دارند. جنبش بیداری اسلامی ‌جهان را به لرزه درآورده است و این جنبش امروز نه فقط در کشورهای اسلامی ‌بلکه در سراسر جهان اثر گذاشته و معلوم است که برای آنها خیلی مهم است که این نقطه اقتدار مسلمین جهان و این ام القرای جهان اسلام را دراذهان مردم تضعیف کرده و ضعیف نشان دهند.

روشن است که آنها در این مذاکره خیلی بیش از ما سود می‌کنند و هیچ امتیازی هم نخواهند داد. کما اینکه در گزارش‌های‌شان هم هست که ما باید از این مذاکره استفاده کنیم و این کشورهایی را که مردم‌شان علیه استکبار و نوکران‌شان شورش کرده‌اند، نا امید کنیم و بگوییم هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی قلدری آمریکا بایستد و بعد هیچ امتیازی هم نمی‌دهیم، مگر اینکه امتیازهای بسیار بزرگ‌تری را بگیریم. رهبری هم مطلب را روشن فرمودند و هرچه هم امر کنند ما باید همان را عمل کنیم.

ما معتقدیم کشور را خیلی بهتر از این می‌شود اداره کرد/ توقع ما از مسئولان این است که به‌جای تطهیر اشخاص به وظیفه خدمت‌گزاری‌شان بپردازند

اما معتقدیم کشور را خیلی بهتر از اینها هم می‌شود، اداره کرد. نمی‌خواهیم اجر و زحمت مسئولین محترم و خدمت‌گزار را زیر سوال ببریم، از زحمات شبانه روزی همه مسئولین دلسوز تشکر می‌کنیم. البته از آنها می‌خواهیم و خاضعانه هم می‌خواهیم که به جای اینکه بخواهند برخی از اشخاص را تطهیر کنند و بگویند آقای فلانی، خیلی آدم خوبی است یا آقای فلانی خیلی دید روشنی دارد، به جای اینکه به این کارها مشغول شوند - که به نظر ما شأن مسئولین نیست - به همان وظیفه خدمتگزاری‌شان بپردازند. ما دست‌بوس خدمتگزاران نظام اسلامی‌ هستیم و توقع داریم که مسئولین ما حاشیه‌ها را به حداقل رسانند، ولی اعتقاد داریم که حتی در این شرایط اگر بتوانیم متعهدانه‌تر با پاکی و خلوص بیشتر با تمسک بیشتر به ولایت عمل کنیم، حتماً این بحران‌ها را هم می‌توانیم پشت سر بگذاریم و حتماً هم فشار بر مردم کمتر خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب امسال را، سال جهاد اقتصادی اعلام کردند اما بعضی‌ها گمان کردند که این یک فرمایش شعاری است. رهبری عزیز می‌دیدند که دشمن دارد صحنه اقتصاد را به صحنه فشار آوردن به کشور تبدیل می‌کند، توقع از مجلس و دولت محترم این بوده که آماده شرایط شوند. این فضا می‌تواند خیلی بهتر از این مدیریت شود. ما کشوری هستیم که توانمندی درونی‌مان بسیار زیاد است. کشور کوچکی نیستیم. باید از این توانمندی‌ها بیشتر استفاده کنیم و فراتر از لج‌بازی و بحث‌های سلیقه‌ای با دست به دست هم دادن، به ویژه قوه مقننه و مجریه شاهد باشیم که این قبیل بحران‌ها کمترین آسیب به اقشار محروم و ضعیف وارد آورد.

کسی که وام‌دارانه به مجلس می‌رود، وام‌دارانه تصمیم می‌گیرد

ما فکر می‌کنیم که مجلس آینـده می‌تواند خیلی موفق‌تر از مجلس فعلی باشد، ما فکر می‌کنیم که مجلس آینده اگر یک مجلس مومنانه باشد خیلی قوی‌تر می‌تواند عمل کند. دقت کرده‌اید رهبر عزیزمان امسال چند بار که در مورد مجلس صحبت کردند، یک جور نگرانی‌شان را گفتند و فرمودند که افرادی که وابسته به کانون‌های قدرت و ثروت هستند، به مجلس نروند. به نمایندگان که فرمودند که خودتان را وام‌دار کانون‌های قدرت و ثروت نکنید. چرا این هشدار را می‌دهند؟ چون کسی که وام‌دارانه به مجلس می‌رود، تصمیماتش را هم وامدارانه می‌گیرد. ما باید ان‎شاء الله شاهد باشیم که مجلس آتی بتواند این منویات را پیگیری کند و کار را به نتیجه برساند.

ما معتقدیم که در این صحنه جهاد اقتصادی هم آنچه که می‌تواند ما را به پبیش ببرد، تقوای الهی و حرکت بر مسیر تقوای الهی است. تقوای الهی برای عرصه تصمیم‌گیران حکومتی این است که تاکیدشان این باشد، هر تصمیمی‌ که می‌گیرند اولین دغدغه‌شان این باشد که طبق احکام الهی عمل کنند. بر اساس سلیقه‌ها و توصیه‌های بانک جهانی و خود مستکبران عمل نکنند.

در تصمیم‌گیری‌ها نگاه به عامه مردم و ملاحظه اقشار ضعیف جامعه اصل باشد نه دور و بری‌ها

یکی از مهمترین توصیه‌های دینی ما که هم امام و هم رهبر معظم انقلاب روحی فداه مرتب به مسئولان فرمودند این است که هر تصمیمی ‌که می‌گیرند، ملاحظه اقشار ضعیف جامعه را بیش از همه داشته باشید. امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند که شما هر تصمیمی‌ که می‌گیرید نگاه‎تان به عامه مردم باشد، برای دل‌خوش کردن چند نفر دور وبری تصمیم نگیرید.

مردمی‌که در فتنه‌ سال 88، فتنه‌ای که 20 سال دشمن برای آن برنامه ریزی کرده بود، سربلند بیرون آمدند، معلوم است که مقاله 19 دی 90 را زیر پا می‌گذارند، معلوم است که به هر کسی که حاشیه و انحرافی بخواهد درست کند، محل نمی‌گذارند. معلوم است که به کسانی که با توسل به کانون قدرت و ثروت و وامدار شدن به آنها می‌خواهند به مجلس بروند محل نمی‌گذارند.

انقلاب به دلیل رویش‌های بزرگش، ریزش‌های بزرگ را به راحتی تحمل می‌کند

انقلاب یک حرکت مستحکمی‌است که ریزش‌های بزرگ را به راحتی تحمل می‌کند چون رویش‌های بزرگی دارد. مهم‌ترین رویش‌هایش هم در میان نسل جوان است که همین شهید بزگواری که امروز هفتمین روز شهادتش را در این مسجد گرامی‌می‌داریم از جمله آنهاست. جوان نسل سوم این انقلاب که متولد 1358 است. یعنی حتی انقلاب را ندیده است، این شهید بزگوار به مقامی‌می‌رسد که در این صحنه افتخار آفرینی می‌کند. این رویش‌های بزرگ انقلاب ما را بیمه کرده است.البته آرزو می‌کنیم که ریزش نداشته باشیم.

از خدا می‌خواهیم که به همه ما این توفیق را بدهد تا آخر با این نظام و انقلاب باشیم و دستمان را از ولایت کوتاه نکنیم و مسیر ولایت جز از مسیر ولایت فقیه نیست، این را باور داریم.

 خدایا خودت شاهد باش که این را با اعتقاد می‌گوییم و اعتقاد داریم که باید از رهبر عزیزمان اطاعت کنیم، همان‌طور که شهید دستغیب به ما یاد داد و فرمود "من اطاع الخمینی فقد اطاع الله". یادم نمی‌رود این جمله را شهید دستغیب در سال 58 و 59 در همه محافل مکرر می‌فرمود که اطاعت خدا یعنی اطاعت امام؛ امروز هم اطاعت خدا یعنی اطاعت این امام، رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی، و ما افتخارمی‌کنیم که در شهری هستیم که آن شهید محراب، این را به ما یاد داده است.

 اسم و وابستگی فامیلی که اصل نیست، مشی و مرام مهم است. ما این مرام را از شهید دستغیب یاد گرفته‌ایم. ما با همین همه را محک می‌زنیم و با همین معلوم می‌شود که چه کسی دارد راه شهید دستغیب را طی می‌کند و چه کسی خلاف این راه حرکت می‌کند. این یک شاقول روشنی است. خداوند متعال وعده داده که "فان مع العسر یسرا، ان مع العسر یسرا،" باید تلاش کنیم که ان‎شاء الله این عروة الوثقی یعنی مسیر ولایت را از دست ندهیم.

برخی با خلط حق و باطل هم خودشان گمراه می‌شوند و هم‌دیگران را گمراه می‌کنند

در ادامه این مراسم، دکتر لنکرانی به پرسش‌های حاضران پاسخ گفت:

سوال: در رابطه با اظهارات "عماد افروغ" در برنامه پارک ملت توضیح دهید.

بنده در سخنرانی عرایضی را در این خصوص داشتم، اما از بابت تکمیل آن باید بگویم که هیچ کسی در طول تاریخ نگفته که آی مردم دروغ بگویید، آی مردم خلاف مسیر الهی حرکت کنید، همیشه شروع انحراف با یک توضیحات خوبی بوده است.

مثلاً آدم‌های دروغ‌گو این‌طوری شروع می‌کنند و می‌گویند: "خدا را خوش می‌آید که ما زحمت کشیده‌ایم ضرر کنیم؟!" خوب حالا یک دروغی هم می‌گوییم! توجیه بر مقدمه قرار دادن یک سری اصولی که مورد قبول است، مسیر همیشگی انحراف بوده است. هیچ آدم منحرفی در طول تاریخ پیدا نمی‌کنید که از اول گفته باشد من منحرف هستم. هر کسی یک توجیهی بافته است. خیال نکنید که همه حرف‌ها غلط است. اشکال به این شکل پیش می‌آید که برخی حرف‌های درست را با حرف‌های باطل مخلوط می‌کنند و هم خودشان گمراه می‌شوند و هم دیگران را گمراه می‌کنند.

این مسیر فعلی و ریزش‌های فعلی هم از این موضوع جدا نیست. اینها هم از مصادیق صحبت جبهه پایداری است که می‌گوید کسانی که در فتنه 88 در دفاع از نظام و رهبری کم گذاشتند، قابل اعتماد نیستند و در صحنه‌های دیگر امر که مشتبه می‌شود و فشار و شبهه آفرینی‌ها دشمن بیشتر می‌شود، اینها به جای اینکه رفع شبهه کنند خودشان می‌روند در زمره شبهه افکن‌ها!

جبهه پایداری تا اطمینان پیدا نکند کسی را معرفی نمی‌کند

سوال: می‌گویند اصلاح طلبان وجریان انحرافی با چراغ خاموش و موتور روشن وارد شده‌اند، اگر ممکن است در خصوص موضع جبهه پایداری در این زمینه و اینکه آیا احتمال نفوذ آنها در جبهه پایداری وجود دارد توضیح بفرمایید.

ما در جبهه پایداری با وسواس درخصوص کاندیداها برخورد می‌کنیم. به دلیل همین وسواس ممکن است در برخی جاها نتوانیم کاندیدا معرفی کنیم. یعنی اگر اطمینان پیدا نکنیم، قطعاً معرفی نمی‌کنیم. جایی معرفی می‌کنیم که نسبت به آن فرد یک اطمینان خوبی پیدا کنیم.

البته خداوند متعال با کسی شوخی ندارد و در سوره مبارکه عنکبوت هم مضمون آیه شریفه این است که همه ما همیشه در معرض امتحان هستیم، این‌طور نیست که اگر در یک صحنه امتحان موفق بودیم، همیشه تا آخر موفق خواهیم بود.

جمله‌ای از رهبر عظیم الشان انقلاب هست مبنی بر این که بصیرت یعنی اینکه این شمری که فجیع ترین فاجعه تاریخ را درست کرد، جانباز جنگ صفین است! در جنگ صفین در میدان حق بوده و حتی زخم هم خورده است. بنابراین احدی نمی‌تواند بگوید که من در یک اوجی هستم که در آینده هیچ اشکالی برای من اتفاق نمی‌افتد. مهم این است که ما همیشه هم خودمان و هم دیگران را رصد کنیم و بر اساس موازین برخورد کنیم.

البته در این انتخابات بر اساس مشاهدات در جریان اصلاحات و جریان فتنه یک نوع گسست فکری ایجاد شده است. برخی افراد بودند که اعتقاد داشتند که حضورشان در صحنه انتخابات خوب است و آمده‌اند ثبت نام کرده‌اند. کسانی هم که در فتنه نقش بیشتری داشتند، برا این باور بودند که نباید بیایند. البته حتماً از کاندیداهای نزدیک‌تر به خودشان حمایت می‌کنند. مکرر هم در رسانه‌های‌شان گفته‌اند.

ما خوشحالیم که رهبر اصلاحات از جبهه پایداری احساس خطر می‌کند

همین آقایی که خودش را رهبر اصلاحات تلقی می‌کند، اخیراً در جلسه‌ای گفته است که ما نگرانی‌مان درخصوص مجلس آینده، درباره جبهه پایداری است که خیلی عجیب از رهبری اطاعت می‌کنند، این جبهه پایداری خیلی از رهبری حمایت می‌کنند. البته ما خوشحال هستیم که ایشان از جبهه پایداری احساس خطر کرده و این را به فـال نیک می‌گیریم.

امیدواریم که همین مسیر را بتوانیم پیش ببریم و خوشحال هستیم که آن آقا ناراحت شده‌اند و فکر می‌کنیم که اگر ما این مسیر را با همین پرچم و رویکرد پیش ببریم، می‌توانیم مطمئن باشیم که آینده انقلاب اسلامی‌ تضمین می‌شود. البته باید هوشیار بود و به صرف ادعا بسنده نکرد و ملاحظه عملکردها را داشت. خیلی‌ها حرف‌های خوبی می‌زنند. باید مطمین شویم که این حرف‌های خوب با عملکردها همراهی و همسویی داشته باشد.

بر مبنای قرآن هر رقابتی بد نیست

سوال: چرا تفرقه و چند گانگی در جبهه اصولگرایی ایجاد شده است؟ نظر جنابعالی در خصوص جبهه متحد چیست و آیا تعاملی با ایشان دارید؟

ما خوشحال خواهیم شد که همه بتوانیم براساس موازین روشن به یک فکر و هدف برسیم. اولا که ما احدی از دوستان را متهم به اصولگرا نبودن نمی‌کنیم. اعتقاد داریم که هر کس می‌گوید من اصولگرایم حرفش درست است. منتها یک مشکل داریم و آن این است که صرف ادعای اصولگرایی باعث اطمینان نمی‌شود، باید نگاه به عملکرد کنیم. اگر کسی عملش خلاف اصولگرایی بود، مثلاً سال 88 در فتنه، رهبری گفته‌اند روشنگری کنید اینها گفته اند ما آبروی خودمان مهمتر است و سکوت را ترجیح می‌دهیم یک دعوایی شده و به ما ربطی ندارد، دید بصیر نداشته و ندیده که این صحنه، صحنه مقابله با انقلاب است. حتی عاشورای 88 هم که خیمه عزاداری سید الشهداء علیه السلام را آتش زدند، باز هم سکوت کرده یا واکنش در خور توجه نشان ندادند، اینها را نمی‌توانیم فراموش کنیم.

اما در مجموع جبهه پایداری در حال مذاکره است و امیدواریم در برخی حوزه‌ها این مذاکرات به نتیجه برسد و بتوانیم با همراهی و هم‌فکری بیشتر در آن صحنه‌ها حاضر شویم درعین حال هم رقابت همیشه هم چیز بدی نیست. یکی از مصادیق «فاستبقوا الخیرات» این است که نظرها و سلیقه‌های مختلف وقتی وجود دارند، خودشان را عرضه کنند و مردم بین اینها انتخاب کنند و آن سلیقه‌ای را انتخاب کنند که بیشتر و سریع‌تر و مستحکم تر به هدف می‌رسد.

سوال: کسانی هستند که از نام شخصیت‌های مشهور مثل شهید آیت الله دستغیب خیلی سوء استفاده و البته بسیاری هم خوب استفاده می‌کنند! اینها را برای مردم توضیح دهید که مردم آگاهانه رای دهند، حالا به صرف اینکه فامیل کسی دستغیب است یا مطهری است یا بهشتی است مردم رای دهند در حالی‌که هر گردی گردو نیست.

خدا خیرتان دهد! شما بهتر از من توضیح دادید و کار ما را هم آسان کردید! صلوات ختم بفرمایید. 

رجا نیوز

کد خبر:114257 -

دومین نامه 12 فرمانده سپاه به حسین علایی

فارس: پس از انتشار دومین جوابیه حسین علایی درخصوص مقاله 19 دی و ابراز وفاداری به نظام اسلامی و رهبری معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جمعی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پیش از این طی نامه ای به علایی از مواضع او ابراز گلایه کرده بودند، دومین نامه‌ خود خطاب به حسین علایی، را منتشر کردند.

متن کامل نامه در ذیل آمده است:

برادر عزیز سردار حسین علایی!
با سلام
همواره ذات اقدس پروردگار را سپاس گفته‌ایم که در عصری زیسته‌ایم که شاهد احیای ارزش‌های والای اسلامی و تجلی و تعالی دوباره جاودانه‌ترین مکتب بوده‌ایم و در دوره‌ای که لبریز از کرامت و سعادت معنوی است، شاهد ظهور و بروز نعمت بی‌بدیل ولایت و عزت و برتری آشکار اسلام ناب محمدی در برابر فرسایش طاغوت‌ها و اسلام آمریکایی هستیم.

در طول سال‌های پر افتخار انقلاب اسلامی و به ویژه سال‌های خون و قیام و حماسه و ایثار در هشت سال دفاع مقدس و در سایه رهنمودهای آسمانی امام امت(ره) جان‌نثاران و دلباختگانی را پیش‌روی خویش، استوار و مقاوم و فداکار می‌دیدیم که هیچ‌گاه و هرگز یاد و خاطره شکوهمندی‌های ماندگار آنان را فراموش نمی‌کنیم و همواره خویش را وامدار همت و ایثارشان می‌دانیم.

برادر علایی عزیز!
بی‌تردید هرگز خاطره با شما بودن در شب‌های عملیات، همنشینی در پایگاه منتظران شهادت، همدلی و همراهی در جای جای خاک مقدس جنوب کشور و در قرارگاه نوح نبی و نیز خروش الهی‌تان در برابر شیخ درباری در مدینه منوره را که در جوار بارگاه حضرت رسول اکرم(ص) و با حمایت دستگاه تبلیغاتی عربستان، اسلام آمریکایی را به حجاج القا می‌کرد، نه فقط از یاد نمی‌بریم که با آن زندگی می‌کنیم و افتخار می‌ورزیم و از همین رو است که وقتی نامه 27 دی ماه شما که حکایت از ارادت و عشق و علاقه سرشار از ایمانتان به نظام مقدس اسلامی و ولایت فقیه، خاصه، سرو بلند آزادگی و قصیده معرفت و حکمت، حضرت امام خامنه‌ای عزیز (مدظله) است را دریافت کردیم، این عهد را به یاد آوردیم که فرزندان امام(ره) هرگز به آرمان‌های دوستان شهیدشان خیانت نمی‌کنند و جز در مسیر روشن و مستقیم انقلاب اسلامی گام برنمی‌دارند و در این فضای غبارآلود، با بصیرت، کینه و عداوت دشمنان را ناکام می‌‌گذارند.

از آنجا که ما به عنوان همسنگران و دوستان دیرینه شما در عرصه‌های گوناگون انقلاب بر این باوریم که حسین علایی، پیمان پایداری خود را با ارزش‌های متعالی انقلاب نخواهد شکست، ضمن دلجویی از آن برادر ارجمند که در این چند روزه به دلیل برخی واکنش‌ها که ناشی‌ از احساس تکلیفی مقدس نیز بود، از دوستان و دوستداران خود نگران و رنجیده خاطر شدید، بار دیگر به امت قهرمان و همواره در صحنه اطمینان می‌دهیم که ما سپاهیان و مریدان و دلدادگان رهبر فرزانه انقلاب، تا جان در بدن داریم با آرمان‌های سترگ شهدا خواهیم ماند و چونان گذشته باید واحده در سایه سار رهنمودهای ولایت و همراهی امت حزب‌الله، توطئه‌ها و فتنه‌های خصم به ویژه آمریکای متجاوز را به خودشان باز خواهیم گرداند.
انشاءالله.

سردار اسدی، سردار زاهدی، سردار فضلی، سردار صفاری، سردار کوثری، سردار حجازی، سردار قاآنی، سردار جعفری، سردار قربانی، سردار جلالی، سردار همدانی، سردار بنی لوحی