ضربه سنگین امنیتی عملیات قندیل
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : شما

با سلام

این مطلب اگر چه در ظاهر میتواند موضوعیتی با موضع وبلاگ نداشته باشد ولی حیفم امد که این مطلب را از رجا نیوز نگذارم  نوشته ای که باعث افتخار هر ایرانی میشود

 

 

سعدالله زارعی

درگیری روزهای اخیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با گروهک‌های ضدانقلاب در منطقه کوهستانی و صعب العبور شمال غرب کشور که ترکیبی از گروهک های سنتی ضدانقلاب و گروه‌های جدید که پس از اشغال عراق توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی تشکیل شده اند، ثابت کرد که سپاه در شناسایی و شکار عوامل ضدانقلاب از توانمندی بالایی برخوردار است و علی‌رغم اشراف دشمن بر کوه‌های مرتفع و صعب العبور، می تواند ضربات اساسی بر آن‌ها وارد نماید.


ر این میان سپاه در چارچوب پروتکل امنیتی با دولت اقلیم کردی از کوه‌های مرزی سردشت، پیرانشهر و اشنویه عبور کرد و ضدانقلاب را در عمق کوهستان‌های شمال عراق مورد تعقیب قرار داد و ده‌ها نفر از آنان را به هلاکت رساند.

سپاه در کوهستان‌های مرتفع شمالی عراق با نیروهایی درگیر شد که از گزارش های ویژه اطلاعاتی امریکا برخوردار بوده و به عبارتی تحت پوشش کامل و همه جانبه اطلاعاتی امریکا قرار داشتند و از سوی دیگر به انواع سلاح های پیشرفته امریکایی مجهز بودند.

پیروزی سپاه بر چنین نیرویی در واقع پیروزی بر پارتیزان های تعلیم دیده و مجهز امریکایی بود و از این رو از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

به یاد بیاوریم بامداد صبحی در دی ماه 1385 که شش فروند هلی کوپتر آپاچی- مجهز به سیستم خاص لیزری و قابلیت پرواز در تاریکی مطلق- در یک ساختمان دیپلماتیک ایران در اربیل -مقر حکومت دولت اقلیم کردستان عراق- فرود آمد و پنج نفر از نیروهای ایرانی را با خود به بغداد برد و با افتخار فراوان اعلام کرد که تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران ایران را دستگیر کرده است و حال آنکه حمله به یک مقر معین که فاقد حفاظت و ایمنی خاص است، حتی برای یک دسته 10-12 نفره نظامی هم افتخار ندارد چه رسد به نیروی اشغالگری که -در آن زمان- نزدیک به 300 هزار نیروی نظامی و امنیتی در عراق داشت.

عملیات اخیر سپاه پاسداران در نوار مرزی سردشت و در عمق چند کیلومتری خاک عراق و کشتن دهها نفر از پارتیزان های آمریکایی و اسرائیلی به خوبی نشان می دهد که موازنه عملیاتی به نفع که و به ضرر چه کسی است.

در واقع در عملیات اخیر ایران با پارتیزان های جدید و قدیم امریکا و اسرائیل، سپاه نشان داد که از یک طرف ظرفیت اطلاعاتی بالایی دارد، از سوی دیگر از ظرفیت عملیاتی چشمگیری برخوردار می باشد و علاوه بر این ها می تواند هماهنگی های لازم در داخل و خارج مرز برای ضربه زدن به ضدانقلاب فراهم کرده و بلافاصله آن را به اجرا بگذارد.

در خصوص عملیات یاد شده نکات زیر قابل ملاحظه می باشد:

1- برخلاف آنچه که تبلیغ می شود "پژاک" -که در درگیری های اخیر فعال تر از بقیه گروهک های ضدانقلاب بود- بخشی از PKK نیست، کما اینکه برخلاف آنچه امریکایی ها ادعا می نمایند، شاخه ایرانی PKK هم نیست. پ.ک.ک واقعا نماینده سیاسی کردهای ترکیه است و از پشتیبانی بخش زیادی از کردهای ترکیه استفاده می کند و سابقه ای چند ده ساله دارد.

پ.ک.ک اگرچه به دلیل ارتکاب به جنایات و توسل به شیوه های غیرانسانی یک گروه مردود به حساب می آید ولی بالاخره دارای خط مشی و چارچوب معین و استراتژی های اعلام شده است در حالی که هیچ‌کدام از این خصوصیات در مورد پژاک صدق نمی کند.

پژاک از پشتیبانی کردهای ایران برخوردار نیست و حتی نتوانسته در روستاهای نزدیک مرز برای خود پایگاه و جان پناه به‌دست آورد و لذا در موارد متعدد اقدام به قتل یا گروگان گیری روستاییان بی پناه کُرد، حاشیه مرز کرده است.

برخلاف PKK، پژاک از حمایت خارجی برخوردار است. امریکایی ها رسما از این گروهک حمایت می کنند. حتی رادیو فردا -وابسته به سیا- در برنامه ای در سپتامبر 8002 -شهریور 68- که متن آن هم اکنون هم روی صفحه ویکی پدیا وجود دارد، این گروه را مورد حمایت امریکا دانست.

پژاک زمانی متولد شد که امریکا عراق را به اشغال خود درآورده بود و برنامه ای برای مشغول کردن ایران به اجرا گذاشت. جالب این است که در همان زمان گروه‌های سنتی ضدانقلاب نظیر حزب منحله دمکرات و گروهک کومله به گمان اینکه آمریکا دنبال جایگزین کردن نیروی جدید به جای نیروهای سنتی است، به افشاگری علیه این گروهک - پژاک- روی آورده و نقش امریکا را در راه اندازی آن برملا کردند.

پژاک اولین کنگره رسمی خود را در سال 2004، -یک سال پس از اشغال عراق- برگزار کرد. محل این کنگره ساختمانی در اطراف مقر نظامیان امریکایی در شهر سلیمانیه بود و در همان زمان، خبرگزاری رویترز و روزنامه واشنگتن پست گزارش دادند که در اطراف مقر نظامیان آمریکایی در سلیمانیه، نیروهای گروه تازه تاسیس پژاک را با سلاح های آمریکایی دیده اند.

نکته جالب تر این است که اعضای پژاک ترکیبی از نیروهای منطقه ای -چند کشور منطقه- هستند و وجه مشترک آن ها این است که در برنامه ای امریکایی علیه ملت های منطقه ایفای نقش می نمایند و این نکته ای است که دولت اقلیم کردی را در همکاری با نیروهای امنیتی و نظامی ایران متقاعد کرده است.

یک نکته جالب دیگر این است که دولت ترکیه در اسفند 88 از پلیس آلمان درخواست کرد که در دستگیری گروهی از PKK با نیروهای امنیتی آنکارا همکاری کند. در این بین، نیروهای پلیس آلمان هم‌زمان به یک گروه کوچک به سرپرستی حاجی احمدی که خود را رهبر پژاک معرفی می کند، برخورد و به گمان اینکه این ها هم بخشی ازPKK است، دستگیر کرد ولی دو روز بعد در حالی که عناصر PKKرا به نیروهای امنیتی ترکیه تحویل داد، تیم حاجی احمدی را آزاد کرد. و حال آنکه در همان زمان دستگاه اطلاعاتی ایران تقاضای انتقال اعضای این گروهک را به ایران داشت؛ این خود دلیل جداگانه ای است که نشان می دهد از نظر غرب هم پ.ک.ک غیر از پژاک است.

2- گروهک هایی که این روز مورد تعقیب و شکار نیروهای سپاه پاسداران واقع شده اند، وانمود می کنند که "برای احقاق حقوق مردم کُرد" مبارزه می کنند و حال آنکه از یک طرف خود این ها تنها وقتی تحت فشار قرار می گیرند، از مبارزه مدنی و نه تجزیه طلبی حرف می زنند و از سوی دیگر، عملیات های تروریستی این گروهک نوعاً در مناطقی رخ می دهد که محل اصلی کسب و کار و درآمد و تجارت کردهای ایرانی و کردهای عراقی است.

همه می دانیم که اشتغال در مناطق صعب العبور چقدر اهمیت دارد و در عین حال چقدر دشوار است. ناامن کردن مناطق کسب و کار و تجارت کردها ضربه مهم و اساسی به زندگی مردم محروم در دو سوی مرز است و به همین دلیل کردها نفرت عجیبی از پژاک دارند و از نیروهای امنیتی در ریشه کن کردن آنان پشتیبانی می کنند.

از این رو عملیات اخیر سپاه که چشم انداز پاک‌سازی این گروهک در دو سوی مرز را به تصویر کشید و بارقه ای از بهبود شرایط کسب و کار را در این مناطق صعب العبور به وجود آورد، مورد پشتیبانی کردهای محروم قرار گرفت.

3- مناطق عملیاتی سردشت و از آن طرف، ارتفاعات "قندیل" در خاک عراق محل عملیات پیروزمندانه "والفجر2" در 92 تیر ماه سال 62 است. در این عملیات، رزمندگان اسلام، -به‌خصوص تیپ 33 المهدی فارس- پنجه در پنجه نیروهای ویژه ارتش عراق انداختند و بر آن چیره شدند. آن عملیات پس از آن اتفاق افتاد که چند عملیات، از جمله عملیات رمضان نتوانسته بود در دشت های جنوب راه پیش ر وی رزمندگان اسلام را بگشاید و پیروزی در عملیات والفجر 2، نشانه توانمندی ویژه ای بود که قفل جنوب را گشود.

در واقع عملیات این روزهای سپاه در این منطقه هم نشان می دهد که علی‌رغم پروژه های سنگین دشمن، نیروهای اطلاعاتی ایران روز به روز قدرتمندتر شده اند. عملیات در منطقه بسیار سخت قندیل نشان داد که سپاه در اوج آمادگی اطلاعاتی و عملیاتی است.

جالب این است که عملیات سپاه درست در زمانی انجام شد که به لحاظ فصلی، ضدانقلاب امکان می یابد از سوراخ های تعبیه شده در کوه های مشرف به مرز ایران سر بیرون بیاورد و به خودنمایی بپردازد.

در این میان یک نکته کلیدی این است که بر خلاف ضد انقلاب استقرار یافته در این نقاط و برخورداری آنان از پشتیبانی جدی اطلاعاتی، تسلیحاتی و لجستیکی آمریکایی ها، سپاه در منطقه ای با آنان درگیر شد که فاقد پاسگاه های پشتیبانی بود. کما اینکه پاسگاه های حکومت اقلیم کردی نیز در این مناطق بسیار اندک بوده و اساساً امکان بهره گیری از امکانات و پشتیبانی لازم برای سپاه وجود نداشته است.

در عملیات اخیر، نیروهای ضد انقلاب با پشتیبانی امریکا از کوه های شمالی این منطقه به سمت مناطق پایین تر که امکان عملیات در آن بیشتر است، گسیل شده و گمان می کردند می توانند یک تابستان خونین را در منطقه کردستان ایران رقم بزنند، به گونه ای که از یک سو ایران با یک چالش عمده امنیتی مواجه شود و از سوی دیگر برای آمریکایی ها و صهیونیست ها امکان به تصویر درآوردن یک ایران "با موقعیت ضعیف امنیتی" فراهم گردد. ابتکار عمل سپاه پاسداران یادآور ابتکار عمل حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه است که توانست با پیش دستی از یک توطئه پیچیده جلوگیری کند.

4- پیش از این ما در همین ستون از یک سند که یک طرح آمریکایی را فاش می کرد، خبر دادیم که بر اساس آن، آمریکایی ها روی ایجاد درگیری در مناطق قومی ایران و به‌خصوص در آن مناطقی که از نظر مذهبی میان مذهب غالب کشور و مذهب غالب در منطقه خاص تفاوت وجود دارد، تأکید کرده بودند.

در آن سند که مربوط به "مرکز امنیت امریکای جدید" بود، مسئولان امنیتی آمریکا گفته بودند: «به جای شعار جدایی طلبی باید روی درگیری های قومی تأکید کرد وقتی در عمل درگیری به وجود می آید نفرت مردم از حکومت افزایش می یابد چرا که در این صورت یا حکومت متهم به دست داشتن در درگیری می شود و یا متهم به ناکارآمدی می گردد و این هر دوموقعیت امنیتی ایران را شکننده می کند.»

در واقع، عملیات برون مرزی سپاه و تعقیب تروریست های امریکایی در ارتفاعات "قندیل" نشان داد که سپاه چشم فتنه ای آمریکایی را از حدقه درآورده و "مسئله امنیتی" را به منطقه تحت پوشش آمریکا منتقل کرده و این در حالی است که تجربه 10 سال اخیر نشان داده که آمریکایی ها در حل "مسئله امنیتی" از توانمندی چندانی برخوردار نیستند.