جریانهای عصر ظهور
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : شما

جریانهای عصر ظهور


جریانهای مختلف ظهور توسط "حزب الله" و "حزب الشیطان" سازماندهی و عملیاتی میگردند و این بزرگترین تقابل صدق و کذب هستی است؛ از یک طرف ولی خدا با ایجاد جریانی پرشور و نورانی که خود مشتمل بر جریانهای متعدد و زیر مجموعه های مختلفی ست نور هدایت الهی را بسط میدهد و از سوی دیگر شیطان با ایجاد جریان انحرافی خود که بطور همزمان از محورهای "سیاسی"،"اقتصادی" و "فرهنگی" به نبرد ولی الله الاعظم روی آورده است، سعی در تبلیغ و توجیه شیطان پرستی و محو توحید نموده است .این جریان شیطانی پس از شکست در محورهای "اقتصاد" و "سیاست" به جنگ گسترده رسانه یی از طریق "دجال" ، رسانه ی قوی و همه گیر خود روی می آورد و اینجا دقیقا نقطه رویاروئی جریانهای الهی و شیطانی ظهور است؛ از یکسو ولی الله به ظهور خویش نزدیک میشود و از سوی دیگر شیطان از طریق دجّال جهانگیر شده و در پی ظهور نهائی خویش است .این آوردگاه عظیم در هر دو سو متکی به عقبه های متعدد با فرماندهی واحد است و گوئی آنچه در صحنه عیان جهان، روی میدهد در مرکز فرماندهی طرفین برنامه ریزی و عملیاتی میگردد و رسانه های طرفین صرفا بیانگر و ظهور بخش آن فعالیتهای نامرئی طرفین هستند...

 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

جریانهای عصر ظهور

 

قَدْ کانَ لَکُمْ آیَةٌ فی‏ فِئَتَیْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ أُخْرى‏ کافِرَةٌ

یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ آل عمران13


 

مقدمه؛

وجود و ظهور منجی که در همه مکاتب الهی نقشی محوری و پررنگ دارد نه صرفا بعثت و بروز شخص یا شخصیتی برای نجات انسانها از بدبختی و گمراهیست بلکه در واقع تجلی و نمود عینی معرفت مردمان هر عصر به خداوند متعال است . این قاعده ریشه دار، فطری انسان و ضامن شکوفائی استعدادهای خدادادی او و بیانگر غایت آمال و آرزوها و ظرفیت وجودی او نیز میباشد و با توجه به اینکه منجی بشریت جانشین خدا برروی زمین و اختنیاردار مدیریت عالم برای رشد و تعالی انسانهاست لذا انسانها و جوامع انسانی خواسته یا ناخواسته به سمت جایگاه معنوی و خدائی منجی در حرکت هستند و بی آنکه بخواهند قدرت مدیریت الهی خلیفة الله را با دوستی یا دشمنی خویش به تجلیگاه می آورند .

انسانهای پاک سرشت و نیک سیرت رفته رفته خود نیزمنجی میشوند و ناپاکان و بدسیرتان مانع نجات بشریت ؛ هر انسانی که به فکر نجات خویش از تباهی و بدعاقبتیست به همان میزان منجی خویش است و اگر این صبغه ی نجات دهندگی بر همه افکار و اعمال او سایه بیندازد، او متوجه و متذکر وجود منجی بزرگتری میشود که فی الواقع او باب نجات و نهایت کمال است . این حقیقت شگفت انگیز ، زیبا و اندیشه ساز در معارف شیعی و مهدوی به "ظهور انفسی" مشهور است و مقدمه لازمی است برای "ظهور آفاقی" که بروز نجات بخشی جانشین خدا از طریق برقراری حکومت عدل الهی برروی زمین میباشد .

قلوب انسانهای پاکنهاد که در راستای اصلاح خویش و رهائی از فساد درون و بیرون تلاش میکنند در نظمی عجیب و هدفمند به سمت انسان کامل متوجه میگردد تا ساختار عظیم حکومت الله 1 برروی زمین متحقق شود؛ در این بین میزان و شاخص، کمال گرائی و ملاک، ولی خداست و شایستگیهای فردی بر خلاف روشهای مادیگرایانه همه جانبه و متضمن سعادت فرد است .

انبیاء و اوصیاء الهی صلواة الله علیهم اجمعین در طول تاریخ بشریت بر اساس این ساختار، ایفای نقش نموده و به هدایت انسانها همت گمارده اند تا با تشکیل جبهه یی واحد از مومنان، به جنگ شیطان و ایادی او بپاخیزند اما در اکثر برهه ها ولی خدا با اندکی از مومنان خالص در جنگی نابرابر همه هستی خویش را فدا نمودند تا چراغ هدایت همچنان روشن بماند تا شاید انسانهای دنیازده دست از غفلت خویش بشویند و حول محور جانشین خدا به تشکیل حکومت عدل همت بگمارند اما سُستیها و خمودگیها و فریبخوردگی ها و انحرافات ، تحقق این آرزوی همیشگی اولیاء الله را به تاخیر انداخت تا جائیکه هر یک از آنها که خود منجی امت خویش بودند آرزوی تعجیل در فرج منجی نهائی برای همه بشریت را اوج آمال و اهداف خویش قرار دهند؛ گوئی سرنوشت محتوم این بود که جریان نجات بخشی و هدایتگری تمام و کمال بشریت، گنج نهانی باشد برای روزگاری که مردمانی با قلوب نورانی و ایمانهای مستحکم، اراده های پولادین را مبنای شوق و اصلاحگری خویش قرار داده و به فریاد رسای خاتم الاوصیاء لبیکی جانانه بگویند.

جریان چیست؟

در لغت و اصطلاح رایج جریان به معنای تکرار امر واحد و حرکت مداوم و هدفدار میباشد اما از دیدگاه کلان نگر، هر فرد، گروه یا واحدی که "صاحب اندیشه و فکر"، دارای "نماد و پرچمدار مشخص" و همچنین "قدرت اثر گذاری بر غیر" را داشته باشد، جریان نامیده میشود . در تاریخ اسلام جریانهای فکری، فقهی و سیاسی مختلفی وجود داشته اند که در هر دو جناح حق و باطل موثر بوده اند لکن بنابر ادبیات قرآنی و روائی ما به "آل" ، "بنی" ،"قوم"، "فئة"، "ملأ" و "امة" نامیده شده اند . بر این اساس میتوان گفت هر فرد یا گروهی که صاحب اندیشه منسجم و هدفداری باشد و برای حضور در جامعه نماینده و شاخصی تعیین کند تا با اثرگذاری مداوم، به اهداف خود نائل شود "جریان" نامیده میشود .

 

حزب الله و حزب الشیطان

آخرالزمان نه تنها به سروریِ برترین ولی خدا مفتخر است بلکه آزموده ترین مؤمنان را در رکاب ولی مطلق حق نظاره گرست تا جریان نجات بخشی بشریت با ساختاری بی نظیر و جهان شمول همه خاکریزهای دشمنان خدا را در طرفة العینی تسخیر نماید . این جریان قوی و موثر به هر میزان که قلوب مؤمنین را بنابر اصلاحگری و شوقی که از خویش نشان میدهند به هم پیوند میدهد تجلی بیرونی نیز دارد و آن تشکیل حکومت جهانی اسلام در یک بازه زمانی خاص و نسبتا طولانی است .

ولی الله نقطه کانونی جریان ظهور و مومنانی با ایمانهای قوی و ثبات قدم، اولین حلقه های گسترش این جریان در بین عموم مومنین هستند تا ساختار عظیم و منسجم "حزب الله" در برابر جریان انحرافی شیطان و حزب گمراهش صف آرائی نماید .

"حزب الشیطان" با ساختار عنکوبتی خویش که هراس انگیز اما سست و از هم گسیخته است با بهره مندی از همه امکانات مادی، جریان گسترده یی از اغواگری را سامان بخشیده است تا در شؤونات مختلف فردی و اجتماعی میدان دار مدیریت بشریت و جهان باشد ."قدرت"،"ثروت"و"علم" سه زمینه اصلی فعالیت اوست تا با هم افزائیهای پی در پی، در اندشیه تسخیر جهان و اثبات ادعای دروغین الوهیت خویش باشد .

جنگ بزرگ "حزب الله" با "حزب الشیطان" که به درازای تاریخ بشریت قدمت دارد در آخرالزمان به نهایت خویش و همه بعدی بودن میرسد و هر سه مؤلفه اصلی را در بر میگیرد؛ گرچه در فرازهائی از تاریخ نیز این نبرد عظیم در همه شؤونات زندگی فردی و جمعی انسانها رخ نمود تا الگو و راهکاری برای آخرالزمانی ها باشد پس تصور تقابل صرفا نظامی بین حق و باطل خیالی خام و برآمده از بی بصیرتی و سُستی ایمان است .

 

جریانهای عصر ظهور

جریانهای مختلف ظهور توسط "حزب الله" و "حزب الشیطان" سازماندهی و عملیاتی میگردند و این بزرگترین تقابل صدق و کذب هستی است؛ از یک طرف ولی خدا با ایجاد جریانی پرشور و نورانی که خود مشتمل بر جریانهای متعدد و زیر مجموعه های مختلفی ست نور هدایت الهی را بسط میدهد و از سوی دیگر شیطان با ایجاد جریان انحرافی خود که بطور همزمان از محورهای "سیاسی"،"اقتصادی" و "فرهنگی" به نبرد ولی الله الاعظم روی آورده است، سعی در تبلیغ و توجیه شیطان پرستی و محو توحید نموده است .

این جریان شیطانی پس از شکست در محورهای "اقتصاد" و "سیاست" به جنگ گسترده رسانه یی از طریق "دجال" ، رسانه ی قوی و همه گیر خود روی می آورد و اینجا دقیقا نقطه رویاروئی جریانهای الهی و شیطانی ظهور است؛ از یکسو ولی الله به ظهور خویش نزدیک میشود و از سوی دیگر شیطان از طریق دجّال جهانگیر شده و در پی ظهور نهائی خویش است .

این آوردگاه عظیم در هر دو سو متکی به عقبه های متعدد با فرماندهی واحد است و گوئی آنچه در صحنه عیان جهان، روی میدهد در مرکز فرماندهی طرفین برنامه ریزی و عملیاتی میگردد و رسانه های طرفین صرفا بیانگر و ظهور بخش آن فعالیتهای نامرئی طرفین هستند.

جریان مهدوی با سابقه برنامه ریزی چندین ساله به فرماندهی امام مهدی علیه السلام و با سه زیر مجموعه و جریان اصلی مدیریت جهان را بدست میگیرد و در مقابل جریان شیطانی نیز با سه جریان اصلی و تحت مدیریتی واحد سعی در تصاحب اتاق مدیریت جهان دارد .

جریانهای مهدوی علیرغم سادگی، متکی به ایمان و معنویات و اخلاص خویش هستند و با کمترین بهره از امکانات مادی به جنگ با جریان شیطان برمیخیزند اما جریانهای شیطانی متکی به امکانات مختلف مادی و تهی از هر گونه اخلاص و معنویت، صحنه بزرگترین جنگ بشریت را ترسیم می کنند.

جریانهای مهدوی

جریانهای "خراسانی"، " یمانی" و "شعیب بن صالح" در یک سمت این کارزار و با هدفی مشترک اما راهبردها و سازوکارهای مختلف حضور دارند. هر یک از جریانهای سه گانه الهی عصر ظهور در ساختاری مستحکم و تقوابنیان، وظایف ستادی و عملیاتی متعددی را به عهده دارند و گذشته از ویژگیهای اصلی اعتقادی-سیاسی در محورهای مختلفی علیه "حزب الشیطان" صف آرائی نموده اند .

جریان سید خراسانی

"جریان سید خراسانی" در پی قیام سید قمی و بعنوان رهرو و جانشین آن عهده دار تکامل حرکت نهضت الهی او و زمینه ساز ظهور کبرای امام عصر علیه السلام است. ویژگیهای اصلی این جریان نورانی عبارتند از

تئوری سازی

زمینه سازی

استقرار

جریان سید یمانی

"جریان سید یمانی" در نوک پیکان تقابل با کانون جریانهای شیطانی و متکی به ایمانی قوی و عهده دار حرکتی فرامذهبی و فراقومیتی برای آخرین زمینه سازیهای ظهور کبراست. مهمترین ویژگیهای این جریان مهدوی از این قرارست :

عمل گرائی

جهادی

و شناور بودن

جریان شعیب بن صالح

"جریان شعیب بن صالح" عهده دار ایجاد امید به ظهور در قلوب مستضعفان و مجری تئوریهای آخرالزمانی در بسط عدل  با نگرشی جهانی و رویاروئی با جریانهای شیطانی خصوصا "دجال" است و ظهور این جریان در اوج ناباوری و از دست رفتن امید به ظهور منجی و بیم شکست همه جریانهای نورانی ظهور است لذا فراتر از نظریه پردازیهای رایج، عمل گرا می باشد. مهمترین خصال این جریان مهدوی نیز عبارتست از:

رعب آفرینی

جهان شمولی

انفجاری

البته با توجه مشخصات عدیده و منحصر به فرد برای شعیب بن صالح ممکن است این شائبه ایجاد شود که او صاحب جریان خاص و تابلوداری نیست و صرفا به عنوان فردی موثر در واپسین سالهای ظهور قیام مینماید اما با توجه به نگاه جهانی او و تاثیرات شگرف منطقه ای و جهانی و همچنین قدرت ایجاد اتحاد بین قوای سید خراسانی و دیگر یاوران ظهور، میتوان نتیجه گرفت او نیز همچون سید خراسانی در سالیان متمادی پیش از درخشش خویش مبادرت به ایجاد جریانی قوی نموده است .

جریانهای شیطانی

جریانهای شیطانی عصر ظهور نیز به ترتیب اهمیت نقشهای متفاوت، با هدفی واحد را ایفا مینمایند. جریانهای "سفیانی" ، "نفاق" و "یهود" در سمت دیگر کارزار نهائی قرار دارند تا با رهبری شیطان، دشمنی دیرینه اش با ولی الله را به پیروزی موهوم خویش منتهی سازند.

جریان یهود

"جریان یهود" به عنوان دشمن ترین دشمنان اسلام در کنار مشرکین به عداوتی آشکار با مبانی فکری و روشهای حکومتی اسلام مبادرت ورزیده و با توجه به شیطان پرستی خود، در سدد محو اندیشه توحیدی و متکفل نمادگرائی و پوچ انگاریست. این جریان سرمنشاء گسترش افکار الحادی و خوراک حرام در جامعه انسانی بوده و حتی الامکان از طریق ظواهر دینی ریشه دین حقیقی را میخشکاند تا پس از آن منکر ظواهر دین و رسالت و وحی گشته و به جنگ علنی با خدا روی آورد .

مقابله با توحید و ترویج شرک

اباحیگری و پلورالیسم دروغین

اخلاق ستیزی و لذت محوری

با هدف "نفی دین واحد" و "اسلام هراسی عمومی" و برای "برقراری بزرگترین دیکتاتوری جهان" به رهبری مستقیم شیطان(ابلیس) ، نقشهای اصلی جریان یهود است

جریان نفاق (یهود امت)

"جریان یهود امت"2  قائل به سلطنت در مقابل ولایت بوده و سست ایمان و منافق است . متکی به محافظه کاری و سازش در هنگامه جهاد و سختی بوده و قرآن و روایات را با تفسیر به رای از کارائی می اندازد. مهد ظهور این جریان انحرافی، هنگامه تشکیل حکومت اسلامی و با هدف ولایت ستیزی و کثرت گرائی می باشد .

استحاله اعتقادی

ایجاد خلل در اراده منتظران

و از بین بردن امید

با هدف "ایجاد تاخیر در ظهور" از مهمترین وظایف جریان "نفاق" یا همان "یهود امت اسلامی" است که از طریق

اختلاف افکنی

سکولاریزه سازی حکومت و جامعه اسلامی

و افراط در اخباری گری

جامه عمل میپوشاند.

جریان سفیانی

"جریان سفیانی" جریان خشونت گرا و بی منطق و مخالف هر نوع اندیشه و همگرائی ست . در طول تاریخ اسلام بلافاصله پس از تشکیل حکومت اسلامی و یا در مواقعی که امید پیروزی جبهه فرهنگی حق میرفته، ظهور پیدا کرده است . این جریان قدرت را منشاء برتری دانسته و صرفاً پیروزی را در تصاحب مناسب حکومتی و دنیائی میداند. شدیداً تجمل گراست و هیچ اعتقادی به خدا و معنویت ندارد و میکشد تا زنده بماند .

سازشکاری با کفار

بدعتگذاری در دین

سلفیگری

خشونتگرائی

نیز از جمله مهمترین وظایف محوله یهود به این جریان میباشد و شاید مهمترین ویژگی این جریان شیطانی همپیالگی با جریان نفاق و یهود امت اسلامی به جهت شباهت افکار و اعمال و فریبندگی هر دو جریان است .

 

پیش از نتیجه گیری از مباحث فوق اشاره به این نکته نیز ضروریست که در کنار این جریانهای اصلی، برخی افراد متنفذ که موفق به ایجاد جریان نمیگردند و همچنین خرده جریانهائی در هر دو سوی کازار حضور دارند که هریک به سهم خویش در این رویاروئی بزرگ نقشی ایفا مینمایند که " نفس زکیه" (3) " سید حسنی عراق" (4) "عوف سلمی"، "عبدالله دشمن سفیانی"(5)، "ابقع"، "اصهب"، "شیصبانی"، "عبدالله حجاز"، "دائیان سفیانی"، "صاحبان پرچمهای سیاه" از شاخص ترین آنهاست .


نتیجه؛

با توجه به جایگاه و اهمیت جریانهای عصر ظهور نتایج مهم و راهبردی فراوانی پیش روی منتظران ظهور قرار میگیرد که تصویر روشنی از انقلاب و حکومت جهانی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف بدست داده و در ضمن ایجاد اطمینان قلبی برای مومنان، واقعگرائی در کنار آرمانخواهی، دوست و دشمن شناسی همزمان و پیداکردن نقش و وظیفه فردی و اجتماعی هر منتظر آماده به جهاد را تبیین مینماید .

 

مهمترین نتایج توجه به وجود جریانهای مختلف الهی و شیطانی در عصر ظهور عبارتند از:

1- همانگونه که شیطان از مهلت خدادادی بیشترین استفاده را نمود و از جهات و شؤونات مختلف به زندگی فردی و اجتماعی انسانها هجوم آورد و رفته رفته مملکت وجودی ، اقلیمی و جهانی آنها را اشغال نمود و خود را خدای فریب خوردگان و غفلت زدگان قلمداد نمود، با پایان یافتن مهلت، در فرایندی پیچیده و زماندار به دست جریانهای ظهور، در یکایک جبهه ها شکست خورده و اثر وجودی او از زندگی انسانها رخ برمیبندد تا " وقت معلوم"(6) که روز مرگ او و نجات بشریت است فرابرسد.

2- تجلی ولایت الهی و ولایت پذیری در زندگی انسان به سرعت او را از تباهی و پستی نجات میبخشد و این حقیقت نورانی را هویدا میسازرد که انسانها با علم و تقوا و اخلاص و تلاش در راه خدا میتوانند به نجاتبخشی بزرگ و از آیات درخشان خدا تبدیل شوند تا "منا اهل البیت" (7) شدن سلمان سلام الله علیه در لابلای داستانهای تاریخی باقی نمانده و پیش چشم همگان عینیت یابد."سید قمی"، "سید خراسانی" و "سید یمانی" و"شعیب بن صالح" نشانه های آشکار حقیقت و خداوند متعال و بزرگترین دشمنان شیطان در عقیده و عمل هستند و این نقش الهی خویش را نه به صورت فردی و نمادین بلکه در قالب جریانهایی پویا و امیدبخش و جاری در قلوب همه مستضعفان و مضطران جهان ایجاد نموده و تسری بخشیده اند .

3- دور از ذهن نخواهد بود کسانیکه به لزوم سازماندهی تمهیدات ظهور ایمان ندارند همه اتفاقات جاری منطقه ای و جهانی را تصادفی قلمداد نموده یا در نظریات جامعه شناسان ملحد غربی بدنبال علل و عوامل آن بگردند. اینها آنقدر در قشری گرائی خویش باقی مانده اند که قلبشان مرده و چشم باطنشان کور گشته است لذا همانگونه که امرشریف ظهور را وهم آلود و خیالپردازانه می انگارند، تمهید و ممهدان را هم ندیده میگیرند در حالیکه همه اتفاقات جاری منطقه ای و جهانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر جریانهای مهدوی بوده است و بی پاسخ ماندن این سوال که رهبری انقلابهای اسلامی اخیر بر عهده کیست؟ نشانگر عدم باور به جریانهای موثر مهدوی از سوی طراحان چنین سوالاتی ست و در مقابل نیز هر سختی و بلائی که بر دوش مستضعفان و محرومان و مسلمانان مظلوم جهان تحمیل میشود بیانگر نفوذ جریانهای یهودی و اثرگذاری شیطانی آنهاست.

4- تعصب، جمود، ترس و قعود ، محصول اخباری زدگی و دوری از تفکر است که منکر ایجاد زمینه سازی برای ظهور و بلکه از عوامل فسادآفرینی در آخرالزمان بوده و تا خروج بر ولی الله به پیش خواهد رفت پس نباید و نمیتوان ظهور عدالت و برپائی حکومت جهانی اسلام را در لابلای کتب جست و جو کرد و بجای برنامه ریزی و تمهید برای تحقق وعده الهی، تسبیح گرداند و به ذکر و توسل اکتفا نمود (8) بلکه  جهاد در همه شؤونات فردی و جمعی از اصول متقن و لوازم یاری دین خداست که هدایت الهی را جلب مینماید و چون ولی خدا هادی امت است پس برای ظهور او باید بپاخاست و بدینوسیله انتظار و آمادگی برای نجات خواهی و ظهور شریفش را فریاد کشید .

5- خود حق پنداری، تکروی، ولایت گریزی، از جمله صفات ویرانگر و گمراه سازیست که با توجه و ایمان پیدا کردن به جریانهای الهی ظهور و آثار مبارکشان، از اعتبار شیطانی خویش ساقط میشوند تا همه مومنان و منتظران زیر پرچم ولایت و تحت مدیریت هریک از جریانهای مهدوی ظهور، به تلاش خالصانه برای تعجیل در فرج ولی الله الاعظم اقدام نمایند که از هم گسیختگی و تفرقه بزرگترین آفت برای جامعه اسلامی خصوصاً خواص و عناصراجتماعی آن است .

6- بی شک با ثمربخشی مجاهدتهای جریانهای مهدوی که به معنای شکست حتمی و نهائی شیطان و تجلی تام و کامل خلیفة اللهی امام مهدی علیه السلام برای آغاز "ساختن بهشت زمینی" است، آنچه دلهره آور و تامّل برانگیز خواهد بود نقش موثر و محوری و اصلی "نفس" است یعنی در وضعیت موجود پیش از ظهور و حتی پس از آن "نفس" به عنوان دشمنترین دشمنان انسان (9) او را به ورطه تباهی و نکبت و خواری میکشاند؛ پس ولایت گریزی که به انحراف از مسیر حق و ولایت ستیزی می انجامد، ریشه در نفسانیات اهل قعود و جمود و منافقان و یهودی مسلکان امت اسلامی دارد .

7- گم شدن در اخبار علائم الظهور به قیمت دوری از واقعیات تاجائی پیش می رود که بزرگترین و اصلی ترین نشانه های ظهور، نفی و کتمان گشته و پرچمداران قیام امام مهدی علیه اسلام رمی به دروغ و غلو و انحراف می شوند. عدالت، ظلم تلقی شده و علم اخلاق محور و تقوا بنیان، جهل و واپسگرائی قلمداد میگردد. دریوزگیهای سیاسی و منفعت طلبانه، حجاب ضخیمی بر سر راه دیدن طبقات یاوران مهدوی (10) خواهد شد و در حالیکه اهل کتاب و مذاهب مختلف به جریانهای الهی ظهور اعتماد کرده و با پیروی از منویات آنها قلوب و جوامع خویش را مُهیای پذیرش ولی الله الاعظم مینمایند، گمشدگان اخباری زده بر تبل دوری ظهور کوفته و فراهم نبودن شرایط آرمانی و ماورائی بودن اتفاقات منتهی به قیام نهائی امام مهدی علیه السلام را تبلیغ و ترویج میکنند.

8- جریانهای شیطانی عصر ظهور، نفوذ خویش را از آلوده سازی خوراک مسلمانان و همه انسانها آغاز نموده اند در گامهای بعدی ظاهر و باطن و فکر و عمل فریب خوردگان و غفلت زدگان را به سمت شیطان، خدای باطل خویش معطوف میسازند و برای واقعی جلوه دادن این تعبّد کورکورانه، مرض و درمان، زندگی و مرگ، شادی و غم، رکود و رونق و هر خیر و شر و بود و نبودی که لازمه زندگی دنیائی انسان است را شبیه سازی نموده و گسترش میدهند و در این راستا از بیشترین کمکهای شیاطین جنّی بهره می برند. از یکطرف خرافات و وهمیّات را بجای دین مبین اسلام نشانده اند و از طرف دیگر اسلام ناب و حقیقی را نماد جهل و توحّش و اصلی ترین عامل عقب افتادگی و فقر می نمایانند تا "سفیانی" منجی خودساخته خویش را در مهمترین لحظات آخرالزمان به داد خودفروختگان و شیطان زدگان برسانند. امام مهدی و جریانهای الهی ظهور را مروج خشونت و جنگ و عامل ظلم و تباهی معرفی نموده و موعود موهوم خود را مظهر صلح و صفا و علم و وراستگی بشمار آورند و این بزرگترین وظیفه دجال، رسانه کثیف و شیطانی آنهاست.

9- با توجه نمودن به جریانهای عصر ظهور و هدفدار بودن و دقت و سرعت عمل هریک ازآنها، به یقین میتوان دریافت که پس از قیام امام خمینی (سیّد قمی) سلام الله علیه روند ظهور کبرا به سرعت درحال شکل گیری و انجام است لذا بی آنکه نیاز به توقیت و یا افتادن در دام توقیت شیطانی باشیم در انتظار رؤیت خورشید و ظهور قریب الوقوع امام مهدی خواهیم بود و در حالیکه از یکسو مقایسه های غلط و منحرف کننده بین شرایط موجود با عهد صفوی و دیگر ایامی که منتظرانی پا به رکاب داشته، رنگ میبازد از سوی دیگر اعتقاد به احتمال تاخیر در امر فرج نیز منتفی میگردد تا با تلاش و امید و توجه به منویات پرچمداران الهی ظهور، آخرین گامها تا ظهور موعود امم را با صلابت و یقین برداریم.

خداوندا آنچه می اندیشیم و به زبان و قلم می آوریم بر گرفته از قرآن کریم و کلام اولیاء توست. ما از خود هیچ نداریم و بر آچه میگویئم و انجام میدهیم جز برای تو تعصب نمی ورزیم پس تسلیم اراده تو هستیم و افکار و اعمال خویش را حتمی ندانسته و امر تو را حتمی و وعده تو را حق میدانیم و انک لا تخلف المیعاد

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب

اول ربیع الاول 1432

سید مهدی طباطبائی

 



1- مراجعه شود به مقاله انقلاب اسلامی، ظهور و حکومت الله از نویسنده

2- در مجموعه یی از روایات شیعی خصوصا از جانب نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم منقول است که منافقین را به یهود امت ملقب نموده اند. به عنوان نمونه مراجعه شود به بحارالانوار ج 44 ص 304

3- همانگونه که بسیاری از محققان مباحث مهدوی اذعان نموده اند، بنابر روایات علائم الظهور دو سید بزرگوار به این نام ملقب هستند که یکی در عراق و به همراه یاوران صدیقش به شهادت نائل می آید و دیگری که از نزدیکان و یاوران خاص امام مهدی علیه السلام است 15 روز قبل از ظهور کبرا و در حالیکه حامل پیام امام برای سفیانی میباشد به فیض عظمای شهادت میرسد.

4- مطابق روایات مختلف علائم الظهور در سالهای پیش از ظهور 3 سید با این عنوان شناخته میشوند که ممکن است با توجه به سید حسنی بودن سید خراسانی از جانب مادر، نهایتا دو بزرگوار با این لقب معرفی شده باشند که اولی سید خراسانی مشهور و صاحب پرچم زمینه سازی ظهور و دیگری سید بزرگواری ساکمن در عراق که چند امه قبل از ظهور کبرا قیام نموده و به شهادت میرسد.

5- در عصر ظهور و سالیان پایانی غیبت امام مهدی علیه السلام 3 شخصیت موثر با این نام وجود دارد که یکی ملقب به سفیانی یکی آخرین حاکم حجاز و سومین عبدالله دشمن سفیانی ست.

6- مراجعه شود به مقاله "توقیت چیست" از نویسنده

7- پیامبر اعظم، امام علی ، امام باقر، امام صادق و امام موسی بن جعفر علیهم السلام در روایات مختلفی سلمان را از اله البیت دانسته و وزینترین مناقب و خصائص را برای او ثابت دانسته اند. بخشی از اسناد این روایات شریفه اینهاست: بحارالانوارج10ص121 و همان ج17 ص168 و همان ج22 ص 348 و همان ج23 ص 373 و عیون اخبار الرضا ج2 ص 64 و تفسیر الامام صفحه 120

8-از مهمترین موانع پیروزی انقلاب اسلامی ایران در دهه های چهل و پنجاه وجود این تفکر بین برخی عالمان دینی بود که با شدت عمل امام خمینی(ره) روبرو گردیند اما پس از پیروزی انقلاب و علیرغم نفی و طرد از سوی امام و امت اسلامی، به راه غلط خود پایفشرده و به مخالفت با جمهوری اسلامی و خصوصا ولایت فقیه همت گماردند. البته در آغاز راه به عنوان "انجمن حجتیه" شناخته میشدند اما امروزه فراتر از یک مجموعه مذهبی محدود بوده و حتی در مراکز حکومتی نفوذ یافته اند . اگرچه حضور این فرقه انحرافی هزینه های زیادی برای جمهوری اسلامی ایجاد نموده است اما دشمنان اصلی ولایت فقیه همواره دوستان و یاوران حقیقی ولی فقیه را متهم به عضویت در این فرقه نموده و از این طریق ثابت مینمایند خود از ارکان این تفکر خزنده و خطرناک بوده و جریان نفاق و یهود امت اسلامی را رهبری مینمایند.

9- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : اعدی عدوک نفسُک التی بین جنبیک / بحار الانوار ج67 ص 64

10- مطالعه دقیق مقاله "طبقات الانصار" از نویسنده مؤکداً توصیه میشود.