نگاهی به تحولات مصر از دیدگاه روایات عصر ظهور


روایات شریف از وجود التهاب و درگیری گسترده در آستانه ظهور در مصر خبر می دهند و بیان می کنند که حاکم مصر در فاصله ای بسیار نزدیک به ظهور توسط مردم کشته شده و این کشور دستخوش درگیریهای بسیاریست ، ورود نیروهای خارجی به مصر از کشورهای غربی و کشورهای عربی شمال آفریقا در روایات عصر ظهور گزارش می شود که می تواند به بهانه تامین امنیت و در قالب نیروهای حافظ صلح عربی و غیرعربی باشد ، هرچند نیروهای عربی وارد شده به مصر بعد از مدت کوتاهی به سمت شام حرکت کرده و توسط دشمنان برای یاری به موفقیت فتنه سفیانی بکار گرفته می شود ، تدوام جو اسلامی و حرکت انقلابی مردم مصر تا هنگام ظهور و استقبال از امام عصر(عج) و سپاهش توسط مردم این سرزمین توسط روایات بیان گردیده است.  

 

 



 

بررسی تحولات مصر با دیدگاه روایات عصر ظهور
کشته شدن حاکم مصر توسط مردم در فاصله بسیار بسیار نزدیک به ظهور
ورود نیروهای خارجی به مصر با هدف جلوگیری از حرکت مردمی
تداوم حرکت اسلامی مصر و استقبال مردم این سرزمین از امام زمان(عج) در هنگام ظهور


اوضاع ملتهب مصر و خروش انقلابی ملت بزرگ این سرزمین بر علیه مزدوران شیطان بزرگ ما را بر آن داشت تا نگاهی به تحولات جاری در مصر و بررسی انطباق آن با روایات عصر ظهور داشته باشیم.

مصر کشوری بزرگ با جمعیتی 75 میلیونی ، یکی از کشورهای مهم خاورمیانه و شمال آفریقا به حساب می آید ، وجود علمای طراز اول اهل سنت در الازهر مصر ، موقعیت سوق الجیشی آن و پل ارتباطی میان سه قاره آسیا ، اروپا و آفریقا ، همسایگی با رژیم صهیونیستی و علل دیگر مصر را بعنوان کشوری مهم و اثرگذار در معادلات منطقه ای و جهانی مطرح نموده است.


ائمه اطهار(ع) نیز با بیان روایات متعددی به ترسیم اوضاع مصر در عصر ظهور پرداخته اند که از اهمیت این کشور در تحولات عصر ظهور خبر می دهد.

با نگاه به روایات عصر ظهور چنین برداشت می شود که مصر در عصر ظهور شاهد چند واقعه مهم خواهد بود :


1- التهاب و درگیری سراسری در مصر و حرکت مردم بر علیه حاکمان این کشور

2- کشته شدن حاکم مصر به دست مردم

3- ورود نیروهای خارجی به مصر

4- وجود حرکت اسلامی در مصر و استقبال از امام زمان(عج) در هنگام ظهور


1- التهاب و درگیری سراسری در این کشور و حرکت مردم بر علیه حاکمان

روایات متعددی که از اوضاع مصر در عصر ظهور خبر می دهند  ، اوضاع  این کشور مهم را در آستانه ظهور ملتهب و همراه با درگیری و جنگ گزارش می دهند.

البته بنابر روایات بخشی از این التهابات و درگیریها داخلی بوده و قیام مردم بر علیه حاکمان را نشان می دهند از آنجائیکه که حاکم مصر در آستانه ظهور بدست مردم مصر کشته می شود و با کشته شدن او حوادث شدت می یابد می توان نتیجه گرفت که آغاز تحولات مصر منشا داخلی دارد هرچند در ادامه پای نیروهای خارجی نیز به این سرزمین باز می شود.


امنیت از مصر رخت برمی بندد و نظام آن از هم می پاشد نسخه خطی ابن حماد ص 78

(حکومت ) مصر چون سرگین شتر از هم می پاشد. نسخه خطی ابن حماد ص 78

مصر همانند بصره خرد و نابود خواهد شد الفتن لابن حماد ج 1/ص292


این روایات جملگی نشان دهنده وجود درگیری و التهاب و عدم امنیت در مصر در آستانه ظهور است.



2- کشته شدن حاکم مصر


یکی دیگر از تحولات مهم مصر در آستانه ظهور کشته شدن حاکم این کشور می باشد که حداقل در سه روایت ذکر گردیده است.


« اهـل مـصـر سادات(حاکمان) خـود را مـى کـشـنـد»  بشارت الاسلام ص 176

« پیش از ظهور قائم (عج) فرمانروای شام و مصر کشته می شوند ...»
الملاحم و الفتن ص ۲۰  ، بشاره الاسلام ص ۱۸۵

« هنگامی که مردم مصر زمامدار خود را بکشند و پرچم های " قیس و عرب" وارد مصر گردد و در آن متمرکز شود » الزام الناصب ص 185 ، بشاره الاسلام ص 175 و 192


روایات نشان میدهند که در آستانه ظهور حاکم مصر به دست مردم این سرزمین کشته خواهد شد ، این واقعه همزمان با چنین رویدادی در منطقه شام می باشد.

اندکی پس از قتل این حاکم پرچم های دیگری وارد مصر می شود که بر طبق روایات بر ضد حرکت مردمی مصر بوده و تلاش دارند تا حرکت مردمی را سرکوب نمایند اما اینکه تا چه حد موفق خواهند شد ، مشخص نیست.


با توجه به اینکه دو روایت از سه روایت مذکور کشته شدن حاکم مصر را منسوب به مردم این کشور می دانند می توان نتیجه گرفت که کشته شدن این حاکم بدنبال حرکت و خیزش مردمی می باشد و نه در حادثه ای اتفاقی( مانند قتل عبدالله پادشاه عربستان و یا در تسویه حسابهای فردی و جناحی ) و یا بدون پشتوانه و بدون حرکت سراسری مردمی ، بلکه قتل این حاکم در ادامه حرکت مردمی سرزمین مصر می باشد فلذا روایات شریف کشته شدن این حاکم در آستانه ظهور را توسط مردم دانسته اند.


نکته دیگری که وجود دارد این است که برخی در گذشته مصداق حاکمی که در آستانه ظهور کشته خواهد شد را " انور سادات " رئیس جمهور خائن مصر می دانستند که از قضا دارای نام سادات نیز بوده است ، هرچند محققینی مانند علامه کورانی مخالف این نظریه هستند و بیان می دارند که " سادات " در این روایت اسم خاص نیست و نمی توان گفت به صورت قطع این حاکم مقتول مصر در روایات همان سادات بوده است ، البته هیچ منعی وجود دارد که مصداق آن حاکم کشته شده هم انور سادات باشد و هم حاکم دیگری که در آستانه ظهور کشته خواهد شد هرچند احتمال قوی تر این است که این حاکمی که در آستانه ظهور کشته خواهد شد نمی تواند انور سادات باشد زیرا این قتل در فاصله زمانی بسیار نزدیک به ظهور و متصل به آن رخ خواهد داد فلذا انطباق آن بر سادات سخت است.


همچنین روایت بیان می دارد که بعد از کشته شدن حاکم مصر پرچم های " قیس و عرب " که نویسندگان محترم کتابهای عصر ظهور و یوم الخلاص آنها را همان لشگر مغرب و بربر می دانند ، مصر را اشغال خواهند نمود (که بعد از مرگ سادات چنین چیزی واقع نشد) .



محققین اعتقاد دارند که تحولات بزرگ مصر در سال ظهور رخ خواهد داد و از حرکت مردمی تا کشته شدن حاکم مصر و ورود نیروهای خارجی به این کشور که همزمان با آغاز فتنه سفیانی می باشد بیش از یک سال طول نخواهد کشید .


2- ورود نیروهای خارجی به مصر در فاصله زمانی بسیار نزدیک به ظهور



« از نشانه های او (امام عصر(عج)) ، کوچ کردن مغربی ها به سوی مصر است و آن در عهد سفیانی است » بشاره الاسلام ص 177، 183 – الملاحم و الفتن ص 47 و ...

« مغرب بر مصر چیره می شود و شامات را تحت سیطره خود درمی آورد » الزام الناصب ص 185 و الامام المهدی ص 233 و...

« هنگامی که پرچم های زرد وارد مصر شوند و بر سرزمین مصر چیره شوند .....   »
الملاحم و الفتن ص 70

امیرالمومنان :
« نشانه خروج او درگیر شدن سه لشگر است ، لشگری از عرب ، که بدا به حال مصر از حوادثی که به دست آن لشگر بر مصر روی می دهد ، و لشگری از بحرین از جزیره آرال از سرزمین فارس ، و لشگری از شام ، که یکسال درگیری بین آنها طول می کشد.» الزام الناصب ص 158

« بربر(1) به سوی وادی شام خروج می کند » الملاحم و الفتن ص 47

« سپاه بربر با پرچم های زرد بر فراز یابوهای نیرومند و بیشمار روی می آورند و وارد مصر می شوند و اهل مغرب به سوی مصر خروج می کنند ، هنگامی که وارد مصر شوند ، سفیانی به حکومت می رسد» بشاره الاسلام ص 186 ، الامام المهدی ص 96 و ...

پرچم های قیس و عرب وارد مصر می شوند. ارشاد مفید ص 340 و الزام الناصب ص 185

نشانه حادثه مدینه ، روی آوردن زمامدار مصر است . ملاحم و الفتن ص 47

هنگامی که پرچم های زرد به مصر برسند با تمام قدرت از منطقه فرار کن و  هنگامیکه آنها وارد شام بشوند دیگر موقع بلا فرارسیده است. ملاحم و الفتن ص 30 بشاره الاسلام ص 109

هنگامی که امیر امیران در مصر قیام کند و صفها فشرده شود و هزارن سپاهی گرد آید. الزام الناصب ص 109 بشارت السلام ص 49 و 176

« مغربی بر مصر چیره می شود و شامات را تحت سیطره خود درمی آورد» الزام الناصب ص ۱۸۵ ، الامام المهدی ص ۲۳۳

پیامبر (ص ) : مـردى از قـریـش(و در نقلی دیگر از بنی امیه) بـنام اءخنس در مصر وجود دارد که به قدرت مى رسد، آنگاه بر او پیروز مى شوند و یا قدرت از او گرفته مى شود و به روم مى گریزد و رومیان را به اسکندریه مى آورد و در آنجا بـا مـسـلمـانـان بـه نبرد مى پردازد و این نخستین حادثه است (کتاب فیض القدیر مناوى ج 4 ص 131 و کتاب برهان ص 200 (منقول از ابن عساکر )

 


روایات متعددی از ورود نیروهای خارجی به مصر در آستانه ظهور خبر می دهند ، در مجموع این اسامی برای نیروهای خارجی در روایات بیان شده است : اهل مغرب ، اهل غرب و رومیان ، قوم بربر ، صاحبان پرچم های زرد و ... 

هرچند علامه کورانی در کتاب عصر ظهور در بررسی وقایع مصر بیان می کند که این نیروهای خارجی به احتمال قوی و به خاطر وجود منابع روایی همان غربی ها هستند ولی عملاً در بررسی اوضاع کشور مغرب در عصر ظهور ، بیان می دارد که اهل مغرب(کشورهای شمال قاره آفریقا ) در آستانه ظهور در مصر حضور دارند و پس از عبور از مصر به سوی منطقه شام حرکت کرده و پس از درگیری با صاحبان پرچم های سیاه ، از آنان شکست خواهند خورد.(2)(عصر ظهور - ص 173 )


البته علامه کورانی نقش نیروهای شمال آفریقا در مصر را بیشتر نیروهای حافظ صلح و یا بازدارنده عربی ذکر می کند که به خاطر اوج گیری درگیریها وارد این کشور شده اند و یا می تواند بخاط محافظت از قبطیان(مسیحیان) در برابر حملات مسلمانان باشد.


دسیسه دشمنان برای فراهم کردن زمینه مداخله خارجی در مصر(نیروهای حافظ صلح)

و مهار حرکت اسلامی مردم مصر


اما آنچه صحیح تر به نظر می رسد این است که نیروهای خارجی به احتمال قوی شامل نیروهای غربی و نیروهای عربی اهل مغرب باشد که با هدفی مشترک وارد مصر شده است ، ممکن است که این نیروها در قالب نیروهای حافظ صلح سازمان ملل وارد مصر شوند که البته با شیطنت کشورهای غربی اکثریت قریب به اتفاق این نیروها از کشورهای غربی و ناتو و همچنین کشورهای عربی شمال آفریقا که اکنون تحت تسلط مزدوران استکبار می باشد ، تشکیل شده باشد و هدف مشترکی برای این نیروها تعریف شود و آن توقف و ممانعت از به ثمر رسیدن حرکت مردمی و انقلابی مصر باشد.


این احتمال وجود دارد که با اوج گیری تحولات مصر و شدت یافتن آنها مزدور مصر برای اینکه زمینه حضور نیروهای خارجی را فراهم آورد ، به انجام کشتار وسیع مامور شود و البته خود این حرکت بی رحمانه موجب کشته شدن وی توسط مردم گردد و بعد از این تحولات خونین سازمان ملل که بازیچه دست استکبار و صهیونیسم است با برنامه ای از قبل طراحی شده برای کنترل اوضاع مصر و جلوگیری از کشتار مردم! و در واقع برای فرونشاندن موج حرکت مردمی وارد با ارسال نیروهای حافظ صلح بین المللی موافقت نماید که این نیروها طبق سناریوی نوشته شده دشمنان باید اکثراً از نیروهای غربی و البته برای کسب وجهه از نیروهای کشورهای عربی شمال آفریقا که همپیمان غربیان هستند ، تشکیل شده باشند.


شکست مداخلات دشمنان در مصر و تداوم حرکت انقلابی


البته آنچه از روایات بدست می آید این است که دشمنان در سرکوبی حرکت مردمی مصر شکست خواهند خورد زیرا به فاصله اندکی و در هنگام ظهور مردم مصر با شور و اشتیاق فراوان از سپاه استقبال کرده و امام عصر(عج) بدون جنگ وارد این کشور می شود.


البته شکست نیروهای خارجی در مصر دلایل مختلفی می تواند داشته باشد من جمله اینکه برای سپاه کشورهای شمال آفریقا ماموریت دیگری نیز بیان می گردد و آن حرکت بسوی شام است و مدت حضور آنها در مصر کم است ، و ظاهراً دشمنان برای تضمین موفقیت فتنه سفیانی  و مدیریت تحولات شام و محافظت دولت یهود نیاز مبرم به سپاه اهل مغرب(شمال آفریقا ) دارند و لذاست که این سپاه از مصر راهی شام می گردد و بدین صورت زمان کافی برای برخورد با حرکت مردمی در مصر برای دشمنان وجود ندارد ، در واقع دشمنان که به علت بیداری اسلامی با کمبود نیرو مواجه هستند مجبورند که طرح های خود را نیمه تمام بگذارند و نیروهای خود را به نقطه حساس تر ببرند و می توان گفت که اصلی ترین برنامه دشمنان در هنگام ظهور فتنه سفیانی  می باشد فلذاست که می بینیم با وجود اینکه نیروهای اهل مغرب برای کنترل حرکت مردمی در مصر مورد نیاز می باشد ولی چون حرکت سفیانی بسیار مهم است با نقشه دشمنان این نیروها به شام اعزام می گردند.


4- وجود حرکت اسلامی در مصر و استقبال از امام زمان(عج) در هنگام ظهور

سمت و سوی کلی تحولات مصر در عصر ظهور مثبت ارزیابی می شود  ، محققین اعتقاد دارند که این تحولات صبغه اسلامی دارد ، فلذاست که دشمنان تلاش می کنند حرکت مردمی مصر را سرکوب نمیاند.
چند روایت وجود دارد که این حرکت پررنگ اسلامی را که احتمالا به درگیری با سفیانی نیز منجر می گردد ، نشان می دهد :

هنگامی که مردی حکومت شام را به دست آورد و دیگری بر مصر دست یابد ، آنگاه شامی(سفیانی) و مصری با یکدیگر به جنگ پردازند و مردم شام قبیله هایی از مردم مصر را به اسارت بگیرند و مردی از خراسان (سیدخراسانی) با پرچم های سیاه کوچکی از خراسان به سوی شام حرکت کند و او همان کسی است که زمینه را برای حکومت مهدی(عج) فراهم می آورد. ملاحم و الفتن ص 23

پیش از سفیانی ، مصری و یمنی خروج و قیام می کنند.  بحار ج 52 ص 210

اهل غرب به سوی مصر هجوم می آورند همینکه وارد می شوند ، فرمانروایی سفیانی برقرار می شود ، و قبل از آن شخصی مردم را بسوی آل پیامبر(ص) دعوت می کند. بحار ج 52 ص 208

چون سفیانی از حق منحرف شود و از شاهراه دین خارج شود ، نژاد قیس از مصر قیام می کنند و با سپاه سفیانی مقابله می نمایند.منتخب الاثر ص 465

وقتی که سفیانی در سرزمین مصر وارد شد ، مدت چهارماه در آن سرزمین می ماند .... الفتن لابن حماد ج 1/ص290


(ممکن است منظور از سفیانی در این روایت همان نیروهای حامی سفیانی یعنی غربی ها و یا همپیمانان سفیانی یعنی اهل مغرب باشد ، زیرا هر سه گروه یعنی سفیانی ، اهل غرب و اهل مغرب(حاکمان کشورهای شمال آفریقا ) هدف مشترک دارند و آن مقابله با حرکت اسلامی ملتهای منطقه است)


اینکه این مرد مصری انقلابی مذکور در روایات کیست یا مصداق کسی که مردم را به اهل بیت(ع) دعوت می کند ، چه کسی می باشد نمی توان دقیقا اظهار نظر کرد ، اما مهم این است که این روایات  به خوبی وجود جوی اسلامی و  انقلابی در مصر که  حتی تا دعوت به اهل بیت(ع) نیز پیش می رود ، را نشان می دهند.


البته چند روایت نیز وجود دارد که نشان دهنده درگیری سفیانی با اهل مصر است ، هرچند علامه کورانی این مسئله را بعید می داند اما به طور کامل نمی توان آن را رد کرد ، زیرا جو اسلامی و انقلابی که در مصر در آستانه ظهور به وجود می آید و روایات بالا نیز آن را نشان می دهد ، می تواند دلیلی برای تقابل میان سفیانی یا حامیان او  و اهل مصر باشد ، هرچند این تقابل می تواند ابعاد گوناگونی داشته باشد ، ولی چیزی که در آن اکثر محققین متفق القول هستند وجود جوی اسلامی و انقلابی در مصر در آستانه ظهور که توام با حرکت مردمی بر علیه حاکمان این کشور می باشد.


از سویی دیگر روایتی هست که وجود نور هدایت و اسلام را در عصر ظهور در مصر بیان می دارد.

مهدى (ع) مصر را منبر (پایگاه تبلیغى ) خود قرار مى دهد و این مطلب در روایت عبایه اسدى از على (ع) چنین وارد شده است :
شـنـیـدم امـیـرمـؤ مـنـان (ع) در حـالیـکـه شـکـوائیـه مـى کـرد (در حال تکیه ) و من ایستاده بودم فرمود: در مصر منبرى بنا کنم و دمشق را ویران سازم و یهود و نـصـارى را از تـمـام شهرهاى عربى بیرون مى کنم و با این چوب عرب ها را مى رانم . عـبـایـه مى گوید: گفتم : بگونه اى خبر مى دهى که گویا پس از مرگ زنده مى شوى ؟ فـرمـود: بـعـیـد اسـت اى عـبـایـه ، بـه خـطـا رفـتـى ! مـردى از تـبـار مـن چـنـیـن مـى کند. بحار ج 53 ص 60


همچنین روایاتی که نشان دهنده استقبال مردم مصر از امام زمان(عج) دارد ، نشان می دهد که مصر در عصر ظهور ، در دست مردم و انقلابیون مسلمان است و لشگر اسلام بدون جنگ و درگیری بر این سرزمین کهن قدم می گذارد.

و نیز از على (ع) در مورد حضرت مهدى (ع) و یارانش چنین وارد شده است .
((آنگاه (مهدى و یارانش ) به سوى مصر رهسپار مى شوند و حضرت بر منبر آنجا بالا مـى رود و مـردم را مـخاطب قرار داده و براى آنها سخن مى گوید: زمین در اثر عدالت شاد و خرم مى گردد و آسمان باران رحمت خود را فرو مى بارد و درختان بارور مى شوند و زمین گـیـاهـان خـود را بـیـرون داده و چـهـره خـویـش را بـا گـل و گـیاه براى اهل زمین مى آراید حیوانات وحشى در امن و امان بسر مى برند بطوریکه در راههاى روى زمین مانند چهار پایان اهلى به چرا مى پردازند، نور دانش در دلهاى مؤ منان افکنده مى شود، بگونه اى که هیچ مؤ منى نیاز علمى ، به برادر دانشمند خود ندارد در آن روز آیـه ((و خـداونـد بـى نـیـاز کـنـد هـر کـدام را از گـشـایـش خـود)) مـصـداق پـیـدا مى کند بشارت الاسلام ص 71


از این دو روایت چنین استفاده مى شود که مصر در حکومت جهانى اسلام ، بدست حضرت مهدى (ع) پـایـگـاه عـلمـى و تـبلیغى شناخته شده اى در جهان خواهد شد. بویژه با توجه به عبارت ((در مصر منبرى بنا خواهم کرد)) و ((آنگاه بسوى مصر روانه مى شوند و او بر مـنـبـر آنـجـا بالا مى رود)) یعنى حضرت مهدى (ع) و یارانش ‍ راهى مصر مى شوند اما نه براى فتح آنجا یا تثبیت حکومت حضرت در آنجا، بلکه بدین جهت که مصر از امام و یارانش (ارواحـنـا فـداهم ) استقبال مى کند از این رو آنجا را به عنوان منبر و کرسى خطابه خویش انـتـخـاب نـموده ، چنانکه جد بزرگوارش امیرمؤ منان (ع) بدان وعده داده است و نیز براى ایـنـکـه پـیـام خـود را از آنـجا به اهل مصر و جهان متوجه نماید.


مصر قدم به قدم بسوی تحولات بزرگ متصل به ظهور

کمی تامل در روایات عصر ظهور در مورد مصر و تحولات جاری نشان می دهد که این شرایط تا چه اندازه منطبق بر فرمایشات روایات شریف می باشد ، همچنانکه بیان شد با تامل بر روایات می توان دریافت که اوضاع مصر دیگر آرام نخواهد شد ، مصر ایام سخت و البته باشکوهی را در پیش دارد ، همه دریافته اند که خاندان مبارک دیگر در مصر جایگاهی ندارد ، استکبار جهانی به هیچ وجه از مصر چشم نخواهد پوشید زیرا به نتیجه رسیدن انقلاب مصر قطعاً تداوم انقلابهای دیگری را در پی خواهد داشت و از سویی دیگر مصر دارای مرز مشترک با رژیم صهیونیستی بوده و انقلاب در آن بسیار خطرناک است ، از این روست که دشمنان تلاش دارند که قدرت را به دست مزدوری دیگر بسپارند ، قبل از آنکه به دست انقلابیون و گروههای مخالفی چون " اخوان المسلمین " که تفکرات نزدیک به جمهوری اسلامی ایران را دارد. فلذاست که غرب با پیش بینی این روزها از قبل مهره صاحب وجهه خود را آماده کرده و اینک روانه میدان نموده است تا با ژست مخالفت با استبداد مبارک و استکبار آمریکا بتواند انقلاب مردمی مصر را مهار کند ، اما بعید است که البرادعی بتواند  ملت بپاخواسته مصر را فریب دهد .


اگر غرب بداند که این حنایش رنگی ندارد به دنبال رادیکالیزه کردن فضا خواهد رفت تا بتواند با ایجاد جو کشت و کشتار در مصر ضرورت حضور نیروهای حافظ صلح سازمان ملل را به تمام جهانیان بقبولاند و سپس در مرحله اجرا ، نیروهای کشورهای غربی و همچنین سران و عربهای شمال آفریقا که متحد استکبارند را با لطایف الحیلی برای مهار کردن حرکت اسلامی مردم مصر روانه این سرزمین کند ، هرچند روایات شریف بیان می دارند که با وجود این دسیسه ها و حضور نیروهای غربی و عربی در مصر ، همچنان آتش انقلاب مقدس شعله ور خواهد ماند تا متصل به قیام جهانی مستضعفان گردد.


نصرمن الله و فتح قریب و بشرالمومنین

 

با کمی تصرف از: http://www.u313.ir