رجعت در اخر الزمان
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩ : توسط : شما

طبق روایات، دو قیامت وجود دارد. قیامت صغری یا رجعت که قیام حضرت مهدی (عج) است و همراه با آن مردگان زنده می‌شوند. در قیامت کبری نیز همه مردم در روز رستاخیز محشور می‌شوند.

 

 

 

شیعه در بحث مهدویت قائل به «رجعت» گروهی از پاکان تاریخ برای یاری رساندن به منجی آخرالزمان است. این نوشتار کوتاه سعی دارد تا به بررسی اجمالی رجعت و زوایای مختلف آن بپردازد.

معنای رجعت از نظر لغت و اصطلاح چیست؟ رجعت در لغت به معنای «بازگشت» است. اما رجعت از نظر اصطلاح به این معنا است که به امر خداوند و به دست حضرت مهدی (عج) گروهی از مردگان زنده و با قیام حضرت مهدی (عج) همراه می‌شوند. بازگشت مردگان به دنیا قبل از روز رستاخیز صورت می‌گیرد، تا آنان به پاداش یاوری و همراهی و درک حکومت مهدی (عج) نائل آیند، و نیز خداوند برخی از دشمنان حضرتش را زنده می‌کند تا از ایشان انتقام گیرد.
این معنای اصطلاحی خلاصه‌ای از گفتار بزرگان دین از جمله شیخ مفید و شیخ حرّ عاملی و دانشمند متبحر شیعه در قرن چهارم، سید مرتضی علم‌الهدی و علامه مجلسی است.
علمای شیعه اعتقاد به رجعت را متلازم با پیروی از مذهب تشیع می‌دانند و اگر اعتقاد به امامان معصوم (ع) وجود داشته باشد، اعتقاد به بازگشت (رجعت) امامان معصوم و مؤمنان قبل از رستاخیز هم باید وجود داشته باشد و این دو لازم و ملزوم هم هستند. اعتقاد به رجعت در تمام دوران مورد اجماع علمای فرقه شیعه بوده و هیچ کسی از علمای شیعه منکر آن نبوده‌اند. علامه مجلسی در بحارالانوار نام بسیاری از علمای شیعه را که در کتاب‌هایشان به اصل رجعت تأکید کرده‌‌اند را آورده است.
همانگونه که معلوم شد، پیش از تحقق قیامت کبری رویدادی خاص در جهان به وقوع می‌پیوندند و جمعی از مردگان به دنیا بازمی‌گردند. این رویداد را «رجعت» می‌گویند و گاهی از آن به «قیامت صغری» تعبیر می‌کنند.
بنابراین طبق روایات، دو قیامت وجود دارد. قیامت صغری یا رجعت (قیام حضرت مهدی (عج) که همراه با آن مردگان زنده می‌شوند) و قیامت کبری (برانگیخته شدن همه مردم در روز رستاخیز و روز حساب و کتاب) که نام دیگر رجعت قیامت صغری است. البته مخفی نماندکه مسئله رجعت و ظهور حضرت مهدی (ع) دو رویداد مستقل از هم هستند. ابتدا ظهور حضرت صاحب‌المبر (ع) و سپس رجعت انجام می‌گیرد. بنابراین اطلاق قیامت صغری به هر دو رویداد منطبق می‌شود.

* دلیل عقلی بر رجعت چیست؟

در جواب این سؤال ما ابتدا باید توجه به سؤال‌کننده داشته باشیم که آیا وی مسلمان است یا غیر مسلمان. جواب برای یک فرد مسلمان بدین نحو است که ما مسلمانان اعتقاد به معاد داریم و معنای معاد برانگیخته شدن مردگان و بازگشت روح به جسم و از اصول شریعت است؛ بنابراین همانگونه که معاد قابل تصور است، رجعت هم قابل تصور و تحقق است.
اما آنهایی که غیر مسلمان و مادی هستند و از اصول ماتریالیسم الهام می‌‌گیرند. اولاً باید برای آنها ثابت کنیم که انسان دارای جوهری مستقل و اصیل به نام روح است. ابتدا سؤال از پیروان ماتریالیسم و مادی‌گری این است که شما وقتی نوزاد بوده‌اید دارای یک اسم خاصی بوده‌اید و بعد از چهل سال که از عمر شما می‌گذرد، همان اسم برای شما ثابت است و تمام افغال خودتان را به عبارت کلمه «من» بیان می‌کنید. مثلاً می‌گویید دست من در حالیکه این دست شما در چهل سالگی با آن دستی که در نوزادی داشته‌اید از نظر فیزیکی و شیمیایی تغییراتی داشته و بسیاری از سلول‌های جدید به وجود آمده، و از بین رفته است. ناخن دست شما همان ناخن چهل سال قبل نیست؛ ولی در عین حال می‌گویید: دست من، ناخن من، بنابراین تمام اعضای را با یک ماهیتی ارتباط می‌دهیم که آن ماهیت منیت است که با لفظ «من» توجیه‌پذیر می‌شود.
به این ماهیت غیر قابل تغییر (منیت) به عبارت دیگر من امروز با من چهل سال قبل ماهیت اصیل و جدا از جسم مادی می‌گویند که ما اسم این ماهیت اصیل را روح می‌گذاریم و طبق قول همه فلاسفه روح مجرد و همیشه زنده است که هیچ وقت فنا نمی‌پذیرد و جسم انسان در مدت چهل سال تغییر پیدا می‌کند؛ ولی روح انسان تغییر و فنا نمی‌پذیرد.
باید گفت انسان با مرگ، روح اصیل‌اش نابود نشده؛ بلکه چسم‌اش تغییر پیدا می‌کند. در رجعت روح از کالبد پوسیده شده سابق به کالبد زنده‌ای برمی‌گردد و همانگونه که گفتیم تغییر جسمی صورت می‌گیرد و تغییر جسمی در حیات جسمی ثابت شد مانند انسان امروز با انسان چهل سال قبل که انسانیت برای او ثابت مانده ولی جسم امروز با جسم چهل سال قبل فرق می‌کند.
روح برای انسان وجود دارد و انسان مادی مطلق نیست و این روح فناپذیر نیست و بقا دارد و طبق اصول ماتریالیسم باید گفت؛ فنا در جسم است نه در روح مجرد، بنابراین بازگشت روح به جسم عقلایی است.
و این مسئله روشن است که روح انسان در عالم دنیا و مادی همراه با تغییر جسمانی تغییر و فنا پیدا نمی‌کند و همیشه مجرد و زنده است.

* نگاهی به دلایل قرآنی بر رجعت

در قرآن کریم آیات زیادی دلالت بر حیات مجدد انسان دارد و نمونه‌هایی را برای ما بیان فرموده که آنها قبل از رستاخیز حیات مجدد پیدا کرده‌اند و به اصطلاح رجعت به دنیا داشته‌اند؛ بنابراین همانگونه که در اقوام گذشته رجعت صورت گرفته در آینده هم رجعت صورت می‌گیرد و رجعت محال و غیر ممکن نیست.
برای مثال نمونه‌هایی را بیان می‌کنیم که در قرآن آمده است.
1- زنده شدن مردگان به وسیله حضرت عیسی (ع)
«و احی الموتی باذن الله»؛ «و مردگان را به ذن خدای یکتا زنده می‌کنم» (آل‌عمران / 49)
در قرآن کریم در سوره آل‌عمران آیه 49 آمده است که این فرستاده الهی با اجازه پروردگار خویش به کارهای خارق‌العاده دست می‌زد.
مثلاً بیماران مبتلا به پیسی را درمان می‌کرد، نابینایان مادرزاد را بینا می‌کرد، مجسمه‌ای از خاک می‌ساخت و در آن می‌دمید و زنده می‌شد، «مردگان را احیا» می‌کرد و از توشه‌هایی که مردم در خانه‌های خود داشتند خبر می‌داد.
مفسران معروف موارد بسیار از این معجزات را آورده و داستان‌هایی از زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسی (ع) را گزارش کرده‌اند.
از علما عامه، «سیوطی» در تفسیر «الجلالین» چاپ بمبئی می‌نویسد: «او دوست خود «عازر» را زنده کرد، پسر پیرزنی را حیات دوباره بخشید، دختری را از مرگ به زندگی بازگرداند، و این هر سه پس از زنده شدن به حیات خود ادامه داده فرزندانی نیز از خود برجای گذاردند، همچنین سام‌ بن نوح را زنده کرد که بدون درنگ از دنیا رفت».
2- زنده شدن پس از صد سال مرگ (مربوط به عزیر نبی)
«فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ»؛ «پس خداوند او را به مدت صد سال میراند، سپس وی را برانگیخت» (بقره / 259)
این آیه مربوط به یکی از پیامبران الهی (عزیز) است که از روستایی عبور کرد و با آثار مرگ و نیستی در آن سرزمین روبه‌رو شد، به یاد رستاخیز و زنده شدن مردگان افتاد و در حالیکه قدرت کامله خدا را باور داشت، با تعجب از خود پرسید: مردگان این روستای ویران را بعد از درنگ درازمدت، در قبر، چه کسی حیات دوباره می‌بخشد؟ آنگاه پروردگار بزرگ با میراندن وی پاسخ این پرسش را بیان فرمود. او (عزیر) مرد و مرکبش از هم متلاشی شد؛ ولی غذایی که داشت در مدت صد سال هیچ تغییری نکرد.
پس از صد سال زنده شد و گمان کرد که تنها نصف روز خوابیده است؛ چرا که هنگام ظهر مُرد و پیش از غروب آفتاب به دنیا بازگشت.
اما وقتی به مرکب پوسیده خود نگاه کرد متوجه شد که او مرده و دوباره زنده شده است و هنگامی که آن مرکب در مقابل دیدگان او زنده شد، او باور کرد که خدای سبحان همه مردگان را در روز قیامت زنده می‌کند.
3- مرگ گروهی (از بنی اسرائیل) و حیات مجدد آنها:
(ألم تر إلی الّذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثمّ احیاهم ...»؛ «آیا ندیدید آنهایی را که از ترس مرگ «طاعون و جهاد با دشمنان» از دیار خود بیرون رفتند که هزارها تن بودند خدا فرمود، بمیرد و همه مردند پس (بخواهش پیغمبری از پیغمبران) آنها را دوباره زنده کرد ...» (بقره / 243)
مفسران می‌گویند این آیه مربوط به گروهی از بنی اسرائیل بوده که شمارشان به چهار هزار نفر می‌رسید که به سبب ترس از طاعون یا جهاد با دشمنان شهر خویش را ترک کردند و به سوی سرزمینی دیگر حرکت کردند. اما خدای توانا این فرارکنندگان را میراند و به تقاضای پیامبرانش بار دیگر آنها را زنده کرد.

 

فارس نیوز