ارتباط امام مهدی (عج) با امام حسین (ع)
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤ : توسط : شما

بی تردید از ابتدای خلقت بشر تا سرانجام تاریخ بشریت دو طایفه حق و باطل با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند حق مداران گذشته همواره بستر سازان حق گرایان آینده اند و حق گرایان آینده تداوم بخشان راه حق پرستان گذشته . بر همین اساس است سرنوشت در افتادگان از مسیر صراط مستقیم .

 

بنابراین پیروان حقیقت همواره با یکدیگر در ارتباطند . در این میان ارتباط حجت های به حق الهی در تداوم بخشی به حفظ مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیق تر و محکم تر است ; چرا که هر نبی و ولی الهی با در نظر گرفتن شرایط عصری که در آن به سر می برد، راه انبیا و اولیای الهی پیش از خود را تداوم می بخشد . به عبارت دیگر، همه انبیا و اولیای الهی چراغ های نورانی هدایتند . با این تفاوت که هر کدام متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود به نور افشانی می پردازند . در فرهنگ اسلامی، ائمه اطهار علیهما السلام به عنوان جانشینان پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله جملگی نور واحدند و هدف مشترکی را دنبال می کنند . وجود هر یک از آنان، همانند یک مشعل روشن و یا علم سرافراز، مسیر صحیح و کامل هدایت را به بندگان خدا نشان می دهد و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهی باز می دارد . با این همه، ارتباط و پیوستگی بعضی از آنان با هم یکدیگر از ویژگی و خصوصیت ممتازی برخوردار است که نگاهی اجمالی این مهم بدست می آید . بی تردید ارتباط میان امام حسین (ع) با آخرین حجت الهی خود حضرت بقیة الله بسیار بارز و در خور تعمق است ; چرا که بررسی ابعاد مختلف پیوند این دو حجت الهی به خوبی چگونگی فراهم شدن بستر حاکمیت احکام و ارزش های الهی در سراسر عالم مشخص می کند . این مقال در صدد بیان برخی پیوستگی های سید الشهدا با موعود بزرگ جهانی حضرت مهدی (عج) است .

الف: امام مهدی (ع) از تبار امام حسین (ع)

در مجموعه روایاتی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهما السلام نقل شده، بارها تصریح شده است که منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) از نسل امام حسین (ع) است . پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در یکی از روزهای آخر عمر مبارکشان در حالی که دستشان را به شانه امام حسین (ع) گذاشته بودند، خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: مهدی این امت از نسل این فرزندم است . دنیا به پایان نخواهد رسید مگر مردی از اولاد امام حسین (ع) قیام کرده، جهان را پراز عدل و داد کند . (1)

در جای دیگر ضمن تعریف معرفی ائمه اطهار علیهما السلام می فرمایند: امامان پس از من دوازده نفرند که نه نفر از آنان از تبار فرزندم حسین است و نهمین نفرشان قائم است . این دوازده تن اهل بیت و عترت من هستند گوشت آنها گوشت من و خون آنان از خون من است . (2)

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) به حضرت ابا عبدالله فرمودند: نهمین فرزند تو ای حسین قائم آل محمد صلی الله علیه وآله است . او دین خدا را آشکار ساخته و عدالت را در سرتاسر روی زمین حاکمیت خواهد بخشید . (3)

در این باره امام حسین (ع) نیز می فرمایند: نهمین فرزند من، قائم به حق است . خداوند به وسیله او زمین مرده را دوباره زنده خواهد ساخت و دین را حاکمیت خواهد بخشید . اوحق را علی رغم میل مشرکان و دشمنان، احقاق خواهد کرد . (4)

ب . تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدی (عج)

امام حسین (ع) با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و از بین بردن بدعت هایی که در نتیجه کیمت بنی امیه در دین ایجاد شده بود ، قیام کردند و در طول مسیر مدینه تا کربلا، ضمن اشاره به انگیزه قیام شان می فرمودند: «من به منظور ایجاد اصلاح در امت جدم رسول خدا صلی الله علیه وآله قیام کرده ام . می خواهم امر به معرف و نهی از منکر کنم و به همان سیره و شیوه مرسوم جدم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و پدرم علی بن ابی طالب (ع) عمل کنم . (5) و در نامه ای که به بزرگان قبایل بصره می نویسند، تصریح می کنند: من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش دعوت می کنم در شرایطی که ما زندگی می کنیم، به سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله از بین رفته است و به جای آن بدعت و احکام و ارزش های غیر اسلامی نشسته است . اگر شما دعوت مرا بپذیرید و به یاری من برخیزید، شما را به راه راست و رستگاری هدایت خواهم کرد . (6)

از مجموعه این گونه بیانات امام حسین (ع) ، اهداف والای نهضت عاشورا به خوبی روشن می شود . احیای قرآن، احیای سنت نبوی و سیره علوی و از بین بردن کژی ها، و حام ساختن حق و توان و حاکمیت بخشیدن به حق پرستان و نیز از بین بردن سلطه استبدادی حکومت ستمگران و تامین قسط و عدل در عرصه های اجتماعی و اقتصادی و . . . از جمله اهداف آن حضرت است .

حضرت علی بن ابی طالب (ع) در توصیف سیره حکومتی امام مهدی (عج) می فرمایند: . . . هنگامی که دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدم بدارند، او (مهدی موعود) امیال نفسانی را به هدایت بر می گرداند . در شرایطی که دیگران قرآن را با رای خود تفسیر و تاویل خواهند کرد . او آراء و عقاید را به قرآن باز می گرداند . همو به مردم نشان خواهد داد که چگونه می توان به سیره نیکوی عدالت رفتار کرد . و تعالیم فراموش شده قرآن و سیره نبوی را زنده کرد . (7)

امام باقر (ع) می فرمایند: قائم آل محمد مردم را به سوی کتاب خدا، سنت پیامبر صلی الله علیه وآله و ولایت علی بن ابی طالب (ع) و بی زیاری از دشمنان آنان دعوت خواهد کرد . (8)

امام صادق (ع) نیز در همین زمینه می فرمایند: حضرت مهدی بدعت های ایجاد شده در دین را در سرتاسر جهان از بین خواهند برد و در مقابل، تک تک سنت های نبوی را به اجرا در خواهد آورد . (9)

در جای دیگر، ضمن تصریح به این حقیقت که امام مهدی (عج) بر اساس سیره و روش رسول اکرم صلی الله علیه وآله عمل خواهد کرد، درباره اصلاحات انجام شده توسط آن حضرت چنین می فرماید: قائم آل محمد (عج) به همان شیوه ای که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله رفتار می کردند، رفتار خواهد کرد . آنچه را که از نشانه و ارزش ها و شیوه های جاهلیت باقی مانده اند، از میان برمی دارد و پس از ریشه کن ساختن بدعت ها، احکام اسلامی را حاکمیت خواهد بخشید . (10)

باز در زمینه نوع قضاوت و داوری و برخورد آن حضرت با ظلم و ستم می فرمایند: چون قائم ما قیام کنند، در بین مردم به عدالت داوری خواهند کرد و در زمان او بساط ستم و بیداد از روی زمین جمع خواهد شد و راه ها امن شده . . . . و هر صاحب حقی به حق خود دست خواهد یافت و احکام و ارزش های حیات بخش دینی در سرتاسر جامعه حاکمیت پیدا خواهد کرد . (11)

نیتجه آن که، علاوه بر مشترک بودن اهداف نهضت عاشورا با قیام امام مهدی (عج) در زمان حکومت جهانی حضرت ولی عصر (عج) بذرها و نهال های غرس شده در جریان قیام کربلا به بار خواهد نشست و به برکت آن، جهان پر از عدل و داد خواهد شد . و تمام اهداف انبیای الهی از آدم تا خاتم تحقق خواهد یافت و بشر طعم واقعی صلح و امنیت و سعادت را خواهد چشید .

ج . مهدی (عج) منتقم خون امام حسین (ع)

یکی از القاب حضرت مهدی منتقم است . در توضیح علت برگزیده شده این لقب بر آن حضرت، مطالب زیادی در سخنان اهل بیت وارد شده است . از جمله گفته شده است که از امام محمد باقر (ع) سؤال کردند به چه مناسبت فقط به آخرین حجت الهی قائم گفته می شود؟ امام باقر (ع) در پاسخ فرمودند: چون در آن ساعتی که دشمنان، جدم امام حسین (ع) را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتی، در حالی که ناله سرداده بودند عرض کردند: پروردگارا! آیا از کسانی که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوان مردانه شهید کردند، در می گذری؟ خداوند در پاسخ آنان، به ایشان وحی فرستاد که ای فرشتگان من، سوگند به عزت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت . هر چند پس از مدت زمانی زیاد . آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام حسین (ع) به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکی از آنان که در حال قیام بود، فرمود: با این قائم از دشمنان حسین (ع) انتقام خواهم گرفت . (12)

در تفسیر آیه «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا» . . . هر کس مظلومانه کشته شود ما برای ولی او تسلطی بر ظالم قرار می دهیم . . . . از امام صادق (ع) روایت شده است که مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین (ع) است که مظلوم کشته شد و منظور از «جعلنا لولیه سلطانا» امام مهدی است .

امام باقر (ع) تصریح می کنند که ما اولیای دم امام حسین (ع) هستیم و هنگامی که قائم ما قیام کنند، پی گیر خون امام حسین (ع) خواهد کرد .

در دعای ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است: «این الطالب بدم المقتول بکربلا» کجاست آن عزیزی که پس از ظهورش، خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس بگیرد . . . (13)

همچنین روایت شده است که وقتی حضرت مهدی (عج) پس از ظهور، در ما بین رکن و مقام برای مردم خطبه خواهد خواند، در مهم ترین از این خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تاثر شهادت مظلومه امام حسین (ع) را مورد اشاره قرار خواهد داد . از جمله خواهد فرمود: ای مردم جهان، منم امام قائم . منم شمشیر انتقام الهی که همه ستمگران را به سزای اعمال شان خواهم رساند و حق مظلومان را از آنان باز پس خواهم گرفت . ای اهل عالم! جدم حسین بن علی (ع) را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را به صورت عریان در روی خاک رها کردند . دشمنان از روی کینه توزی جدم حسین (ع) را ناجوانمردانه کشتند . (14) . . . در حقیقت، این گونه عبارات نوید انتقام خون بنا حق ریخته امام حسین (ع) را به جهانیان خبر می دهد . . .

همچنین روایات فراوانی رسیده که شعار یاران امام مهدی پس از ظهور، جمله بسیار الهام بخشی است و آن جمله عبارت است از: ای باز خواست کنندگان خون حسین . (ع) و منظور از آن، اشاره به این معناست که هنگام انتقام خون پاک امام حسین (ع) فرار »س (15) رسیده است . کسانی که می خواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون بنا حق ریخته حجت الهی را بگیرند، باید مهیا شوند .

د . مهدی (عج) همیشه به یاد حسین (ع)

از آنجا که امام حسین (ع) با تمام وجود همه توانمندی ها و سرمایه های خود را ایثار کرد تا اسلام را از خطر اساسی برهاند، آخرین حجت الهی نیز تصریح دارند که همواره به یاد ایثارگری و فدارکاری های آن حضرت هستند و شب و روز با یاد آوری مصیبت هایی که بر ایشان روا داشته شده، خون گریه می کنند .

در بخشی از زیارت ناحیه مقدسه در این باره می خوانیم: . . . اگر روزگار وقت زندگی مرا از تو (ای حسین) به تاخیر انداخت و یاری و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصیب من نشد، اینک من هر آینه صبح و شام به یاد مصیبت های تو ندبه می کنم و به جای اشک

بر تو خون گریه می کنم! . . . بی تردید این گونه تعابیر، نهایت محبت و دل بستگی حضرت مهدی (عج) را به سید الشهدا (ع) نشان می دهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره ابا عبدالله (ع) از طریق عزاداری به آن حضرت است و عمق فاجعه کربلا و جنایت بنی امیه به اسلام و انسانیت را افشا می کند . حتی به یاد امام حسین (ع) بودن در عملکرد سایر ائمه اطهار (عج) و نیز به چشم می خورد ; یعنی آنان نیز در مواقع متعدد، اشاره به فدارکاری ها و مظلومیت های امام حسین (ع) دارند . که به عنوان مثال، در دعای ندبه امام صادق (ع) یاد سید الشهدا (ع) به همراه امام مهدی گرامی داشته شده است . در حقیقت، شکایت شهادت جانگداز حضرت امام حسین (ع) به ساحت مقدس حضرت بقیة الله (عج) شده است و در خواست می شود که به عنایت خداوند متعال هر چه زودتر زمینه ظهور فراهم شود تا هر چه زودتر مهدی موعود ظهور نموده، انتقام خون آن حضرت را از دشمنان بگیرند . . . همواره به پیروان اهل بیت توصیه می شود که در شب میلاد امام عصر (عج) از زیارت امام حسین (ع) غافل نشوند .

البته، این موضوع به همین صورت در مورد امام حسین (ع) نیز مطرح است ; یعنی حضرت ابا عبدالله حسین (ع) نیز همواره به یاد مهدی موعود بوده و هستند . از این رو در دعای روز ولادت امام حسین (ع) از امام مهدی (ع) یاد می شود . در روز عاشورا و در زیارت عاشورا نام و یاد مهدی تسلی بخش قلب سوزان شیفتگان اهل بیت است . و مجموعه این ارتباطات، پیوند عاشورا و امام حسین (ع) را با قیام جهانی امام مهدی هر چه بیش تر روشن می سازند .

علاوه بر آنچه گذشت بر اساس روایات بسیاری که از حضرات معصومین علیهما السلام نقل شده است در بسیاری از مسایل جزیی نیز امام مهدی (عج) با امام حسین (ع) پیوستگی ها و ارتباطات قابل توجهی دارند که از آن جمله است:

1 . روز ظهور امام مهدی مقارن با روز عاشورا است . از امام باقر (ع) روایت شده است که قائم آل محمد در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا یعنی همان روزی که حضرت ابا عبدالله به شهادت رسیدند خواهد بود . (16)

2 . همان گونه که امام حسین (ع) نهضت خود را از مکه آغاز کردند، یعنی پس از خارج شدن از مدینه به مکه آمدند و از کنار بیت الله الحرام قیام خود را به مردم خبر دادند و به سمت کوفه حرکت کردند، از مجموعه روایات به خوبی روشن است که حضرت مهدی نیز از کنار بیت الله الحرام جهانیان را به بیعت با خود فراخواهد خواند و آن گاه حرکت های اصلاحی خود را آغاز خواهند کرد . در نهایت، مقر حکومتی خویش را در کوفه قرار خواهد داد .

3 . حتی طنین صدای امام مهدی (عج)، همان طنین صدای امام حسین (ع) است . اگر پیام مهدی همان پیام حسین (ع) که فریاد می زند: ای مردم! مگر نمی بینید به حق عمل نمی شود، از باطل کسی خودداری نمی کند . . . امر به معروف و نهی از منکر کنار گذاشته شده است و احکام الهی و سنن پیامبر صلی الله علیه وآله اشکار هتک می شود و . . . این پیام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد که امام حسین (ع) در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعیت از حق و اعراض از بدی ها فراخواندند:

«ان صوت القائم یشبه بصوت الحسین (ع) » صدای گیرا و دل نواز حضرت مهدی شبیه طنین خوش صدای آشنای اباعبدالله است .

4 . برخی از یاران حسین (ع) پس از رجعت در رکاب امام مهدی (عج) به یاری آن حضرت خواهند پرداخت و حتی برخی از فرشتگانی که جزو اصحاب امام حسین (ع) بودند، در خدمت قائم آل محمد . . . خواهند بود . . . و . . .

«اللهم نرغب الیک دولة کریمه تغربها الاسلام و اهله و تذل بهاالنفاق و اهله . . .»

پی نوشت

1 . بحارالانوار، ج 51، ص 91 .

2 . کشف الغمة ، ج 3، ص 294 .

3 . منتخب الاثر، ص 467 .

4 . اعلام الوری، ص 384 .

5 . بحار الانوار، ج 45، ص 6 .

6 . حیاة الامام الحسین (ع) ، ج 2، ص 264 .

7 . بحار الانوار، ج 51، ص 130 .

8 . الزام الناصب، ص 177 .

9 . ینابیع المودة، ج 3، ص 62 .

10 . بحار الانوار، ج 52، ص 352 .

11 . همان، ص 338 .

12 . دلائل الامامة، ص 239 .

13 . دعای ندبه

14 . الزام الناصب، ج 2، ص 282 .

15 . النجم الثاقب، ص 469 .

16 . بحار الانوار، ج 52، ص 285 .

منبع:حوزه .نت


 
احتجاج امام صادق علیه‌السلام درباره زمان و چگونگی ظهور حضرت حجت(عج) با استناد به
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤ : توسط : شما

 

یامفضل! به خدا سوگند، گویی آن حضرت را می‌بینم که داخل مکه شده، در حالی که لباس‌های رسول خدا را بر تن دارد و عمامه زرد بر سر کرده و کفش های پینه‌دار رسول خدا را پوشیده و عصایش را به دست گرفته و چند رأس بز لاغر را می‌راند تا به بیت‌الله برسد. تا آن زمان احدی او را نمی‌شناسد.
 
 
 امر غیبت آخرین حجت الهی، از اموری است که همیشه مورد سؤال بوده. هم در زمان انبیای سلف و هم در زمان پیامبر گرامی اسلام و هم ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین. مردم و اصحاب حضرات معصومین، همیشه مشتاق بودند که درباره دوران غیبت و زمان ظهور و چگونگی وقوع آن مطلع شوند. به همین دلیل هم زیاد در این رابطه از معصومین علیهم‌السلام سؤال می‌پرسیدند. گفت‌وگو و پرسش و پاسخ زیر یکی از همان‌هاست که بین امام صادق علیه‌السلام و مفضل از اصحاب خاص ایشان رد و بدل شده است.
 
روزی مفضل از امام صادق علیه‌السلام سؤال کرد:(۱) آیا برای ظهور آخرین وصی پیامبر صلی‌الله علیه و آله وقت معینی هست؟ امام پاسخ دادند: حاشا! هیچ شخصی نیست که از وقت ظهور باخبر باشد. ظهور ساعتی است که خداوند در کتاب خودش مقرر کرده و علم آن فقط نزد خداست. من برای آن، وقت معین نمی‌کنم. برای آن، وقت تعیین نشده است. هرکس وقت تعیین کند، ادعا کرده از اسرار غیب الهی مطلع است.
 
مفضل عرض کرد: ای مولای من! ابتدای ظهور چگونه است؟
 
امام علیه‌السلام پاسخ دادند: یامفضل! امرش آشکار می‌شود(پرچمی باز می‌شود بدون این‌که شمشیری از غلاف بیرون آمده باشد و بازکننده‌ای داشته باشد) بعد از ظهور، ذکر و امرش در میان خلایق ظاهر می‌گردد و به نام و نسبش ندا کرده می‌شود و ذکر نام و کنیه‌اش در زبان‌های حق و باطل زیاد می‌گردد تا این‌که با شناختن آن حضرت، حجت تمام می‌شود. او هم نام و هم کنیه رسول خداست. این را گفتیم تا خلایق نگویند او را نشناختیم. 
 
مفضل سؤال کرد: تأویل آیه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون؛ او کسى است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند هر چند مشرکان خوش نداشته باشند»(۲) چیست؟
 
امام پاسخ دادند: «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَتَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیر؛ و با آنان بجنگید تا فتنه‏‌اى بر جاى نماند و دین یکسره از آن خدا گردد پس اگر [از کفر] بازایستند قطعا خدا به آنچه انجام می‌‏دهند بیناست»(۳) 
 
و در ادامه فرمودند: «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَ مَااخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَن یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛ در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است و کسانى که کتاب [آسمانى] به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم براى آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدى که میان آنان وجود داشت و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس [بداند] که خدا زودشمار است»(۴)
 
مفضل پرسید: آیا دین پدران ایشان مانند ابراهیم و نوح و موسی و عیسی علی نبیا و آله و علیه‌السلام هم اسلام بوده است؟
 
حضرت فرمودند: آری ای مفضل. دین آن‌ها هم اسلام است و این مطلب در کتاب خدا اثبات شده است.
 
«أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ؛ آیا جز دین خدا را می‌‏جویند با آنکه هر که در آسمانها و زمین است‏خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانیده می‌‏شوید»(۵) 
 
«وَ جَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَاجْتَبَاکُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَ فِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّکَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَ نِعْمَ النَّصِیرُ؛ و در راه خدا چنان‌که حق جهاد [در راه] اوست جهاد کنید اوست که شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود که قبلا شما را مسلمان نامید و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید او مولاى شماست چه نیکو مولایى و چه نیکو یاورى»(۶) 
 
«فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ؛ و[لى] در آنجا جز یک خانه از فرمانبران [خدا بیشتر] نیافتیم»(۷)
 
«قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَکَشَفَتْ عَن سَاقَیْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِیرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ به او گفته شد وارد ساحت کاخ [پادشاهى] شو و چون آن را دید برکه‏اى پنداشت و ساقهایش را نمایان کرد [سلیمان] گفت این کاخى مفروش از آبگینه است [ملکه] گفت پروردگارا من به خود ستم کردم و [اینک] با سلیمان در برابر خدا پروردگار جهانیان تسلیم شدم»(۸)
 
این آیات اثبات می‌کند دین مورد رضایت الهی از ابتدای عالم، دین اسلام بوده است و این امت‌ها بوده‌اند که از وادی هدایت دور گشته و کلام پیامبران را عوض کرده‌اند.
 
مفضل از چگونگی رخ دادن ظهور پرسید و امام علیه‌السلام پاسخ داد:
 
یامفضل! به خدا سوگند، گویی آن حضرت را می‌بینم که داخل مکه شده، در حالی که لباس‌های رسول خدا را بر تن دارد و عمامه زرد بر سر کرده و کفش های پینه‌دار رسول خدا را پوشیده و عصایش را به دست گرفته و چند رأس بز لاغر را می‌راند تا به بیت‌الله برسد. تا آن زمان احدی او را نمی‌شناسد.
 
مفضل سؤال کرد: جوان است یا پیر؟ حضرت فرمود: سبحان‌الله! این در نزد خداوند است و با هر کیفیتی او بخواهد، ظهور خواهد کرد.
 
باز پرسید: از کدام مکان و چگونه؟
 
حضرت فرمود: تنها ظاهر می‌شود و تنها وارد کعبه می‌شود. شب از او می‌گذرد، در حالی که تنهاست. زمانی که خلایق همه در خواب روند، جبرائیل و میکائیل و صفوف ملائک به خدمت او نازل شوند. در آن زمان جبرائیل می‌گوید: ای مولای من! سخنت مقبول و امرت جاری است. حضرت دست به صورت خود می‌کشد و آیه ۷۴ سوره زمر را تلاوت خواهد کرد:
 
«وَ قَالُوا الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ؛ و گویند سپاس خدایى را که وعده‏‌اش را بر ما راست گردانید و سرزمین [بهشت] را به ما میراث داد از هر جاى آن باغ [پهناور] که بخواهیم جاى می‌‏گزینیم چه نیک است پاداش عمل‏‌کنندگان»
 
رجانیوز
 
------------------------------
پی نوشت ها: 
(۱) گزیده‌ای از کتاب مهدی موعود، علامه مجلسی، ص ۳۰۱ تا ۳۵۸
(۲) سوره توبه، آیه ۳۳
(۳) سوره انفال، آیه ۳۹
(۴) سوره آل عمران، آیه ۱۹
(۵) سوره آل عمران، آیه ۸۳
(۶) سوره حج، آیه ۷۸
(۷) سوره ذاریات، آیه ۳۶
(۸) سوره نمل، آیه ۴۴

 
پشت پرده تراژدی منا؛ اخراجی‌هایی که از فاجعه منا خوشحال شدند + تصاویر
ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤ : توسط : شما

 

تغییرات گسترده در آل سعود نتیجه‌ای جز حذف شدن بازوان ملک عبدالله از قدرت و سیطره کامل ملک سلمان و فرزندانش بر حکومت نداشت. حال در چنین شرایطی بسیار طبیعی خواهد بود که کسانی که سالها در راس قدرت بودند و اکنون مسئولیتی در این کشور ندارند؛ برای ضربه به حکومت از هیچ فرصتی دریغ نکنند.

چرا اولین تجزبه ملک سلمان در مدیریت حج بحرانی شد؟/ اخراجی‌هایی که از فاجعه منا خوشحال شدند!

گروه بین‌الملل مشرق -  تراژدی حادثه منا در اولین تجربه مدیریت حج از سوی حاکمیت جدید عربستان سعودی نشان دهنده عمق بحران زیر خاکستر عرصه سیاسی عربستان سعودی است، گرچه رسانه‌های سعودی با یادآوری تحولات مشابه پیشین در سه دهه گذشته به دنبال کم اهمیت نشان دادن این حادثه و همچنین توجیه بی‌کفایتی خود در مدیریت بزرگ ترین مراسم معنوی امت اسلام دارند، اما حافظه تاریخی مسلمانان از این نکته غافل نمی‌شود که حادثه خونین عید قربان گذشته از لحاظ تلفات انسانی بزرگ‌ترین تراژدی موسم حج بوده است. علاوه بر اینکه حادثه منا دومین حادثه خونین امسال بعد از سقوط جرثقیل در مسجد الحرام است. 

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
طول عمر امام عصر(عج)از نگاه شیخ طوسی
ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤ : توسط : شما

 

طول عمر از نظر دلایل عقلی، قوانین زیست‌شناسی و بیولوژیکی مورد تأیید ادیان است و غیبت امام عصر(ع) و امتداد یافتن حیات ایشان تا به هنگام ظهور و بعد از ظهور طبق حکمت الهی و روایات مسلّم حقیقت بوده و مورد اراده ازلی الهی است.
 

یکی از مباحث داغ و جذّاب در موضوع مهدویت، مسأله طول عمر حضرت صاحب الزمان(عج) می‌باشد که همواره از سوی معاندین و منکرین مورد انکار و شبهه‌افکنی قرار گرفته است. به طوری که یکی از مباحث اختلافی بین عامه و خاصّه وجود یا عدم وجود (تولّد یا عدم تولّد) حضرت در زمان حاضر می‌باشد. همانطور که می‌دانیم شیعه معتقد به وجود تولّد حضرت مهدی(عج) و طول عمر ایشان می‌باشد ولی اهل‌سنت معتقدند که حضرت ایشان در آخرالزمان متولّد خواهد شد.

سرچشمة این سؤال و علّت طرح آن، این است که آنچه در جهان امروز، معمول و متداول است،‌ عمرهای محدودی است که حداکثر 80 تا 100 سال طول می‌کشد البته هم اکنون عمرهای بالای صد سال هم در مناطق مختلف زمین دیده شده) در حالیکه اگر قائل به تولّد امام زمان در سال 255 یا 256 باشیم شاهد عمر بسیار طولانی و غیر عادّی و معجزه گونه بودن عمر حضرت مهدی(عج)، خواهیم بود. این شبهه از زمان‌های قدیم از طرف معاندین و منکرین حضرتش مطرح بوده و به همین خاطرر علمای بزرگوار شیعه در کتب مربوط به مهدویت به طرح این شبهه و پاسخ به آن پرداخته‌اند از جمله شیخ صدوق در کتاب شریف کمال الدین و تمام النعمه و در باب 46 احادیثی که دربارة عمر طولانی آمده ذکر نموده و به ذکر احوالات تعدادی از معمّرین با اشاره به احادیثی در این مورد پرداخته است.[1]

و همچنین ابن ابی زینب معروف به کاتب نعمانی در کتاب ارزشمند غیبت نعمانی و دو باب را تحت عنوان «روایاتی که دربارة لزوم حجّت در زمین رسیده است» «روایاتی که گویند چنانچه روی زمین دو تن باشندیکی باید امام باشد» به صورت غیرمستقیم به عمر طولانی امام زمان صحّه گذاشته است.[2]

از دیگر علمای معروف شیعه که به این بحث پرداخته، مرحوم علّامه مجلسی در کتب شریف بحارالانوار می‌باشد که در جلد 51 کتابش بابی را تحت عنوان «باب ذکر اخبار المعمّرین لرفع الستبعاد المخالفین عن طول غیبة مولانا القائم(عج)» باز نموده و به اثبات طول عمر امام زمان پرداخته است.[3]

مرحوم شیخ طوسی نیز از جمله افرادی است که به این مسأله اهتمام ورزیده و در کتاب شریف «الغیبة» بابی را تحت عنوان اخبار معمّرین باز کرده و با طرح اشکال و جواب‌هایی در این مورد. سعی نموده طول عمر حضرت ولی عصر(عج) را اثبات نماید.[4] شیوة ایشان در پاسخگویی به شبهات بیشتر عقلی و تاریخی می‌باشد. ایشان در ابتدای این بحث مهم با طرح شبهه‌ای چنین می‌فرماید:

اشکال: ادعای شما مبنی بر طول عمر و بقای صاحبتان ]امام زمان(عج) [ آن هم در حال کمال عقل و قوه جوانی، ادعایی است که عادت بشری را نقض می‌کند زیرا بنابر اعتقاد خود شما در حال حاضر که سال 447هـ ق است عمر ایشان 191 سال است زیرا بنابر اعتقاد خودتان تولدش در سال 256هـ.ق واقع شده است و عادت و عرف بشری اینگونه نیست که کسی از ابنای بشر در این مدت طولانی باقی باشد پس چگونه در مورد او عادت نقض شده در حالیکه نقض عادت (معجزه)‌ فقط به دست انبیا ممکن است.[5]

پاسخ: جواب به این اشکال از دو راه ممکن است.

وجه اوّل: طول عمر حضرت ایشان خلاف عادت بشری نیست و در گذشته عادت‌هایی مثل این این امر واقع شده و بسیار زیاد هم هست و ایشان به ذکر تعدادی از این وقایع از جمله قضه خضر(ع) و اصحاب کهف و طول عمر حضرت نوح که در میان مردمش 950 سال زندگی کرد[6] و همچنین سلمان فارسی که حضرت عیسی را طبق بعض از اخبار ملاقات نمود و آنگاه محضر پیامبر را درک نمود اشاره نموده است.[7] علاوه بر مواردی که جناب شیخ بنا با استناد به قرآن کریم به ایشان اشاره نموده قرآن کریم به معرفی

تعدادی از افراد که عمری بس طولانی داشته‌اند و روزگارانی دراز زیسته‌اند پرداخته که برای نمونه به چند مورد اشاره می‌شود.

1. در قرآن آیه‌ای هست که نه تنها از عمر طولانی، بلکه از امکان عمر جاویدان خبر می‌دهد و آن آیه درباره حضرت یونس(ع) است که می‌فرماید: «اگر او ]یونس[ در شکم ماهی تسبیح نمی‌گفت تا روز رستاخیز در شکم ماهی می‌ماند.[8] با توجه به این آیه شریفه،‌ عمر بسیار طولانی (از عصر یونس تا روز رستاخیز) که در اصطلاح زیست‌شناسان،‌ عمر جاویدان نامیده می‌شود برای انسان و ماهی از نظر قرآن امکان‌پذیر است.

2. قرآن دربارة حضرت عیسی(ع) می‌فرماید: «... و هرگز او را نکشتند و به دار نیاویختند؛ بلکه او بر‌ آن‌ها مشتبه شد... به یقین او را نکشتند بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد که خداوند توانا و فرزانه هست»[9]

همه مسلمانان به استناد قرآن و احادیث فراوان معقتدند عیسی(ع) زنده است و در آسمان‌ها است و هنگام ظهور حضرت مهدی(ع) فرود آمده او را یاری خواهد کرد. امام باقر(ع) فرمود: «در صاحب این امر چهار سنت از چهار تن از پیامبران است... و از عیسی(ع) سنتی دارد و آن این‌که می‌گویند او فوت کرده است در حالی که او زنده می‌باشد.[10]

علاوه بر قرآن در تورات و انجیل از دراز عمران مطرح گردیده است[11] که پیروان دو آئین یهود  و مسیحیت باید به علّت اعتقاد به کتاب مقدس به عمرهای طولانی نیز معتقد باشند.

آنگاه جناب شیخ طوسی سرگذشت تعدادی از معمرین عرب و عجم که زندگی طولانی داشته و اخبار ایشان هم معروف و مشهور است را ذکر می‌نماید،[12] اثبات نماید که طول عمر امام عصر(عج) یک امر عجیب و خارق عرف و عادت نبوده و در میان مردم افرادی بوده‌اند که عمری بس طولانی داشته‌اند.

استاد محمدرضا حکیمی در کتاب ارزشمند خورشید مغرب در این مورد چنین می‌نویسند: مورخان و پژوهشگرانی که درصدد جمع‌آوری تواریخ و اخبار و احوال مردمان بوده‌اند و از سرگذشت انسان‌های پیشین آگاهی‌های فراوان گرد‌آورده‌اند نمونه‌هایی بسیار از معمّرین بر شمرده‌اند» و آنگاه به معرفی تعدادی از این افراد پرداخته و همچنین به معرفی مورخانی پرداخته که به نوشتن کتاب‌هایی ویژه احوال معمرین دست یازیده‌اند.[13]

وجه دوّم: جناب شیخ طوسی برای اثبات غیبت امام و همچنین طول عمر حضرت مهدی(عج) دو وجه ارائه نمودند که یکی گذشت و دومین وجهی که ایشان ارائه می‌نماید اینکه ایشان استناد به روایاتی می‌نماید که دو طایفه مختلف و متفاوت (شیعه و سنی) روایت کرده‌اند مبنی بر اینکه ائمه(ع) بعد از پیامبر دوازده نفرند نه یک نفر کم و نه یک نفر زیاد و وقتی این روایات ثابت شد هرکسی که قائل به این روایات باشد به امامت دوازده امام تعیین پیدا می‌کند چنانکه به امامت ایشان معتقدیم و همچنین یقین به صحّت گفتار شیعیان مبنی بر غیبت حضرت مهدی(عج) و وجود ایشان و طول عمر ایشان می‌نماید.

بعد روایات عامه را در اینکه ائمه(ع) دوازده نفرند را ذکر می‌کند که تعداد این روایات به 1 روایت می‌رسد و آنگاه به ذکر روایات شیعه می‌پردازد که تعدادشان به 14 روایت می‌رسد.

اشکال

وی سپس در پایان این بحث به طرح اشکال و جوابی در این مورد می‌پردازد که اوّلاًَ از کجا معلوم که این اخبار صحیح می‌باشند زیرا تمام این اخبار ما خبر واحدند و در اموری که اثباتشان نیازمند به علم است خبر واحد قابل اعتماد نیست.

ثانیاً: دلیل شما مبنی بر اینکه معنای این اخبار همان کسی است که شما به امامتش معتقد هستید و چیست؟ زیرا اخباری که هم از موافقین و هم از مخالفینشان نقل نمودید فقط بیانگر عدد هستند و چیزی غیر این را نمی‌گویند.

جواب1: شیعه امامیه این موضوع و روایات آن را نسل به نسل به صورت تواتر نقل و روایت کرده‌اند و طریقة تصحیح این دسته از اخبار در کتب امامیه و نصوص و تصریحات بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) موجودات و طریقة این روایات هم یکی است. (بنابراین اخبار این باب خبر واحد نیستند بلکه متواتر هستند.)

جواب2: دو طایفه‌ای که در اعتقادات مخالف هم هستند و هرکدام اعتقاداتش با دیگری فرق می‌کند وقتی خبری را در یک مورد نقل می‌کنند دلالت بر صحّت امری دارد که بر آن اتفاق‌نظر دارند و وقتی دیدیم کسانی که با فرقة تشیع مخالف هستند نیز مثل همین اخبار شیعه را نقل کرده و از طرفی معترّض طعن بر نقل شیعه نشده‌اند و مضمون خبر را انکار نکرده‌اند دلیل محکمی بر صحّت مضمون جز است.

جواب3: در مورد محصور بودنم امامت در دوازده تن امّت فقط دو نظریه دارند الف) عدد را معتبر می‌دانند، چنین کسانی می‌گویند مراد از دوازده امام،‌ همانی است که شیعه معتقد است ب) عدد را معتبر نمی‌دانند بنابراین با فرض معتبر بودن عدد 12 اعتقاد به اینکه مراد از دوازده امام، کسانی غیر از ائمه شیعه باشد خروج از اجماع است.[14]

وجه سوّم: سومین دلیلی که جناب شیخ طوسی بر صحّت طول امام عصر(عج) ذکر می‌کند عبارت است از اینکه ایشان می‌فرماید: اخباری که مدّت‌ها پیش‌ از امامت و غیبت فرزند امام عکسری(ع) از ناحیه پدران بزرگوار ایشان صادر شده و در جامعة اسلامی انتشار یافته است همگی بر امامت و صحّت غیبت فرزند برومند ایشان دلالت می‌کنند از جمله اینکه برای صاحب این امر غیبتی است و ]روایاتی مبنی بر[ نشانه‌های غیبت و آنچه که از اختلافات پیش می‌آید و حوادثی که در زمان غیبت به وقوع می‌پیوندد و این‌که ایشان دو غیبت دارد که یکی طولانی‌تر از دیگری است که اگر صحّت غیبت و عمر و امامت ایشان نبود موضوعات بالا با مضمون اخبار موافق نمی‌شدند چون این اخبار چیزهایی است که از طرف خداوند بر زبان پیامبر جاری شده است و این راهی است که بزرگان از قدیم بر آن اعتماد داشته‌اند. سپس ایشان به بخش کوچکی از اخباری که شامل این مطالب هستند می‌پردازد و بحث را به پایان می‌رساند.[15]

 

دلایل دیگری از علما و بزرگان و نویسندگان منبی بر طول عمر حضرت مهدی(عج)

علما و بزرگان و نویسندگان شیعه جواب‌های متعددی برای شبهة طول امام زمان(عج) با استفاده از دلایل عقلی و نقلی و علمی ارائه نموده‌اند که ما به خاطر دوری از اطالة کلام فقط به ذکر فهرست‌وار آن دلایل اکتفاء می‌نمائیم.

الف)‌ در علم کلام به اثبات رسیده که خداوند قادر بر هر امری است همان‌گونه که عالم بر هر چیزی است و هر امری که قابلیت تعلّق قدرت الهی را داشته باشد و محال ذاتی و وقوعی نداشته باشد خداوند آن کار را انجام می‌دهد خداوند در قرآن کریم می‌فرمایند:

و همچنین می‌فرماید: «قلنا یا نار کونی برداً وسلاماً علی ابراهیم»[16] و دهها مورد دیگر از معجزاتی که در قرآن به آن‌ها اشاره شده است و ما دو مورد از این معجزات که اتفاقاً مربوط به طول عمر می‌باشد ذکر می‌نماییم. 1. خداوند متعال دربارة حضرت نوح می‌فرماید: «و لقد أرسلنا نوحاً الی قومه فلبث فیهم ألفْ سنةٍ الا خمیسن عاماً»[17] «و هر آینه ما نوح را به سوی قومش فرستادیم پس او در میان آن‌ها هزار سال به جز پنجاه سال درنگ کرد» طبق بعضی از روایات عمر ایشان 2450 سال بوده است.[18]

2. در همچنین دربارة حضرت یونس می‌فرماید: «فلولا انه کان من المسبحیّن* للبث فی بطنه الی یوم یبعثون»[19] «اگر او از تسبیح‌گویان نبود به طور حتم در شکم ماهی تا روز قیامت باقی می‌ماند.» پس ممکن است کسی عمر طولانی تا روز قیامت به طریق اعجاز داشته باشد و زنده ماندن یونس در شکم ماهی تا روز قیامت مستلزم زنده ماندن خود ماهی نیز تا روز قیامت می‌باشد؛ زیرا در صورت مردن ماهی «البث» در شکم ماهی معنا ندارد.

ب) علم امکان طول عمر را کاملاً تأیید کرده و کوشش بشر را در این راه کوشش نتیجه‌بخش و موفقیت‌آمیز و لازم می‌شناسد و برای طول عمر حدّ و اندازه‌ای معلوم نمی‌کند و به همین خاطر دانشمندان به تحقیق وسیع در مورد اسباب طول عمر، پیروی و علل آن، دانش پیری و مرگ‌شناسی،‌ پرداخته‌اند.

ج) طول عمر غیرعادی در عالم طبیع (گیاهان و جانداران) فراوان مشاهده می‌شود.

د) ادیان همه به اتفاق از عمر بسیار طولانی جمعی از افراد بشر خبر داده‌اند از جمله در روایات اهل سنت به قضایا و اشخاصی اشاره شده که عمرهای بسیار طولانی داشته و دارند.

و) در عالم آفرینش از مجردّات و مادیات و انواع و افراد آن‌ها، مخلوقات استثنایی و منفردی وجود دارد که بین آن‌ها و موجوداتی که با آن‌ها در یک رشته و تحت یک نوع یا فصل می‌باشند فاصله و تفاوت بسیار دیده می‌شود.

هـ) طول عمر منافاتی با امکان فلسفی و منطقی ندارد و این امر هیچ‌گاه مستلزم تناقض نخواهد شد زیرا در مفهو حیات زندگی،‌ مرگ سریع نهفته نشده است.

ی) قوانین طبیعی،‌ کیفیت تغذیه، وراثت، محیط، شغل و مقدار کار در طول عمر تأثیر غیرقابل انکار دارند.

ن) طول عمر هم امکان ذاتی دارد چون طول عمر از قبیل حزق عادت هیچ استحاله ذاتی ندارد. و آنچه هست فقط غیرعادی بودن آن و در نتیجه استبعاد آن می‌باشد و هم امکان وقوعی زیرا با تحقیقات و تجربیاتی که دانشمندان و متخصصان انجام داده‌اند امری پذیرفته شده می‌باشد.[20]

 

نتیجه

طول عمر از نظر دلایل عقلی، از نظر قوانین زیست‌شناسی و بیولوژیکی،‌ از نظر تجربة بشری و واقعیات تاریخی، از نظر چگونگی نوامیس و قوانین طبیعی و از نظر متفکران بزرگ و دانشمندان علوم امری غیرقابل انکار بوده و مورد تأیید ادیان می‌باشد به همین خاطر براهمین علمی و قوانین آزمایشگاهی فراوانی وجود دارد که ثابت می‌کنند طول عمر، امری محال نمی‌باشد و غیبت امام دوازدهم و طولانی شدن این غیبت و امتداد یافتن حیات ایشان تا به هنگام ظهور و بعد از ظهور طبق روایات مسلّم حقیقت بوده و مورد اراده ازلی الهی است و واقع‌ است و واقعیت.

 و طبق حکمت الهی،‌ امام دوازدهم، مهدی موعود(ع) باید از انظار غایب شود و سال‌های سال زنده بماند و رازدار جهان و بقای جهان باشد و پس از گذراندن غیبتی طولانی، ظاهر گردد و جهان آکنده از ستم و بیداد را آکنده از عدالت و داد بسازد. «وما ذلک علی الله بعزیز»[21] «و این کار اصلاً بر خدا دشوار نیست."

 

پی نوشت ها:

1. کمال الدین و تمام النعمه،‌ج2، ص307

2. غیبت نعمانی، ص179 الی ص197.

3. بحارالانوار، ج51، ص225 الی ص293.

4. کتاب الغیبة، ص253.

5. همان.

6. سورة عنکبوت، آیه14.

7. کتاب الغیبه، ص255.

8. سورة صافات، آیه144.

9. سورة نساء/ آیه 157 و 158.

10. بحارالانوار، ج51،‌ص217.

11. آفتاب مهر به نقل از تورات، ترجمه فاضل خانی، سفر پیدایش باب پنجم آیات 5ـ32 و همچنین عهد جدید، کتاب اعمال رسولان باب اول آیات 1ـ12.

12. کتاب الغیبه، از ص255 الی ص277.

13. خورشید مغرب، ص197 الی ص199.

14. کتاب غیبت طوسی، از ص312 الی ص315.

15. همان از ص315 الی ص336.

16. سورة انبیاء، آیه69.

17. سورة‌ عنبکوت، آیه14.

18. کمال الدین، ج2، باب 46، ح3.

19. سوره صافات، آیه 143 و 144.

20. برای اطلاعات بسیار مفید می‌توان به کتاب‌های خورشید مغرب، ص191 الی ص214؛ نوید امن و امان از ص165 الی ص214؛‌ حکومت جهانی مهدی(عج) از ص197 الی 207 موعود ادیان از ص130 الی 144؛ دادگستر جهان از ص175 الی 201؛ موعودشناسی و پاسخ به شبهات از ص505 الی ص515 و.... مراجعه نمود.

21. سورة‌ ابراهیم، آیه20.

نویسنده: حجت الاسلام حجت الله رجبی

ویژه نامه شعبانیه مرکز تخصصی مهدویت

منبع:شبستان


 
حتجاج امام صادق علیه‌السلام درباره زمان و چگونگی ظهور حضرت حجت(عج) با استناد به
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤ : توسط : شما

 

یامفضل! به خدا سوگند، گویی آن حضرت را می‌بینم که داخل مکه شده، در حالی که لباس‌های رسول خدا را بر تن دارد و عمامه زرد بر سر کرده و کفش های پینه‌دار رسول خدا را پوشیده و عصایش را به دست گرفته و چند رأس بز لاغر را می‌راند تا به بیت‌الله برسد. تا آن زمان احدی او را نمی‌شناسد.
 
 
 امر غیبت آخرین حجت الهی، از اموری است که همیشه مورد سؤال بوده. هم در زمان انبیای سلف و هم در زمان پیامبر گرامی اسلام و هم ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین. مردم و اصحاب حضرات معصومین، همیشه مشتاق بودند که درباره دوران غیبت و زمان ظهور و چگونگی وقوع آن مطلع شوند. به همین دلیل هم زیاد در این رابطه از معصومین علیهم‌السلام سؤال می‌پرسیدند. گفت‌وگو و پرسش و پاسخ زیر یکی از همان‌هاست که بین امام صادق علیه‌السلام و مفضل از اصحاب خاص ایشان رد و بدل شده است.
 
روزی مفضل از امام صادق علیه‌السلام سؤال کرد:(۱) آیا برای ظهور آخرین وصی پیامبر صلی‌الله علیه و آله وقت معینی هست؟ امام پاسخ دادند: حاشا! هیچ شخصی نیست که از وقت ظهور باخبر باشد. ظهور ساعتی است که خداوند در کتاب خودش مقرر کرده و علم آن فقط نزد خداست. من برای آن، وقت معین نمی‌کنم. برای آن، وقت تعیین نشده است. هرکس وقت تعیین کند، ادعا کرده از اسرار غیب الهی مطلع است.
 
مفضل عرض کرد: ای مولای من! ابتدای ظهور چگونه است؟
 
امام علیه‌السلام پاسخ دادند: یامفضل! امرش آشکار می‌شود(پرچمی باز می‌شود بدون این‌که شمشیری از غلاف بیرون آمده باشد و بازکننده‌ای داشته باشد) بعد از ظهور، ذکر و امرش در میان خلایق ظاهر می‌گردد و به نام و نسبش ندا کرده می‌شود و ذکر نام و کنیه‌اش در زبان‌های حق و باطل زیاد می‌گردد تا این‌که با شناختن آن حضرت، حجت تمام می‌شود. او هم نام و هم کنیه رسول خداست. این را گفتیم تا خلایق نگویند او را نشناختیم. 
 
مفضل سؤال کرد: تأویل آیه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون؛ او کسى است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند هر چند مشرکان خوش نداشته باشند»(۲) چیست؟
 
امام پاسخ دادند: «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَتَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیر؛ و با آنان بجنگید تا فتنه‏‌اى بر جاى نماند و دین یکسره از آن خدا گردد پس اگر [از کفر] بازایستند قطعا خدا به آنچه انجام می‌‏دهند بیناست»(۳) 
 
و در ادامه فرمودند: «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَ مَااخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَن یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛ در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است و کسانى که کتاب [آسمانى] به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم براى آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدى که میان آنان وجود داشت و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس [بداند] که خدا زودشمار است»(۴)
 
مفضل پرسید: آیا دین پدران ایشان مانند ابراهیم و نوح و موسی و عیسی علی نبیا و آله و علیه‌السلام هم اسلام بوده است؟
 
حضرت فرمودند: آری ای مفضل. دین آن‌ها هم اسلام است و این مطلب در کتاب خدا اثبات شده است.
 
«أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ؛ آیا جز دین خدا را می‌‏جویند با آنکه هر که در آسمانها و زمین است‏خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانیده می‌‏شوید»(۵) 
 
«وَ جَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَاجْتَبَاکُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَ فِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّکَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَ نِعْمَ النَّصِیرُ؛ و در راه خدا چنان‌که حق جهاد [در راه] اوست جهاد کنید اوست که شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود که قبلا شما را مسلمان نامید و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید او مولاى شماست چه نیکو مولایى و چه نیکو یاورى»(۶) 
 
«فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ؛ و[لى] در آنجا جز یک خانه از فرمانبران [خدا بیشتر] نیافتیم»(۷)
 
«قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَکَشَفَتْ عَن سَاقَیْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِیرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ به او گفته شد وارد ساحت کاخ [پادشاهى] شو و چون آن را دید برکه‏اى پنداشت و ساقهایش را نمایان کرد [سلیمان] گفت این کاخى مفروش از آبگینه است [ملکه] گفت پروردگارا من به خود ستم کردم و [اینک] با سلیمان در برابر خدا پروردگار جهانیان تسلیم شدم»(۸)
 
این آیات اثبات می‌کند دین مورد رضایت الهی از ابتدای عالم، دین اسلام بوده است و این امت‌ها بوده‌اند که از وادی هدایت دور گشته و کلام پیامبران را عوض کرده‌اند.
 
مفضل از چگونگی رخ دادن ظهور پرسید و امام علیه‌السلام پاسخ داد:
 
یامفضل! به خدا سوگند، گویی آن حضرت را می‌بینم که داخل مکه شده، در حالی که لباس‌های رسول خدا را بر تن دارد و عمامه زرد بر سر کرده و کفش های پینه‌دار رسول خدا را پوشیده و عصایش را به دست گرفته و چند رأس بز لاغر را می‌راند تا به بیت‌الله برسد. تا آن زمان احدی او را نمی‌شناسد.
 
مفضل سؤال کرد: جوان است یا پیر؟ حضرت فرمود: سبحان‌الله! این در نزد خداوند است و با هر کیفیتی او بخواهد، ظهور خواهد کرد.
 
باز پرسید: از کدام مکان و چگونه؟
 
حضرت فرمود: تنها ظاهر می‌شود و تنها وارد کعبه می‌شود. شب از او می‌گذرد، در حالی که تنهاست. زمانی که خلایق همه در خواب روند، جبرائیل و میکائیل و صفوف ملائک به خدمت او نازل شوند. در آن زمان جبرائیل می‌گوید: ای مولای من! سخنت مقبول و امرت جاری است. حضرت دست به صورت خود می‌کشد و آیه ۷۴ سوره زمر را تلاوت خواهد کرد:
 
«وَ قَالُوا الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ؛ و گویند سپاس خدایى را که وعده‏‌اش را بر ما راست گردانید و سرزمین [بهشت] را به ما میراث داد از هر جاى آن باغ [پهناور] که بخواهیم جاى می‌‏گزینیم چه نیک است پاداش عمل‏‌کنندگان»
 
رجانیوز
 
------------------------------
پی نوشت ها: 
(۱) گزیده‌ای از کتاب مهدی موعود، علامه مجلسی، ص ۳۰۱ تا ۳۵۸
(۲) سوره توبه، آیه ۳۳
(۳) سوره انفال، آیه ۳۹
(۴) سوره آل عمران، آیه ۱۹
(۵) سوره آل عمران، آیه ۸۳
(۶) سوره حج، آیه ۷۸
(۷) سوره ذاریات، آیه ۳۶
(۸) سوره نمل، آیه

 
شعیب بن صالح پیش از ظهور امام مهدی(ع) قیام می کند؟
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤ : توسط : شما

خبرگزاری شبستان: آیت الله نجم الدین مروجی طبسی، مدرس مرکز تخصصی مهدویت در برنامه "نشان صبح" به بررسی قیام شعیب بن صالح می پردازد.

بحث ما راجع به شعیب بن صالح و بررسی روایاتی که درباره او رسیده، می باشد، روایت دوازدهم راجع به شعیب است. این روایت منسوب به علی بن ابی طالب(ع) است که می فرماید: پرچم های سیاه که از خراسان می آید، با سفیانی درگیر می شود و زمانی که این پرچم ها نیروی سواره نظام سفیانی را شکست دادند، تنها آرزوی مردم این است که مهدی(ع) ظهور کند.

ظاهر روایت این است که شعیب با سفیانی است ولی بعید است. البته به قرینه روایات دیگر، این روایت وصف "رایات سود" را می کند و بیان می کند که فرمانده این پرچم های سیاه شعیب بن صالح است.

بنابراین براساس این روایت شعیب بن صالح قبل از حضرت مهدی(ع) قیام می کند. به طوری که آرزوی مردم بعد از این حادثه به ظهور متمرکز می شود. پی حضرت می روند و حضرت از مکه ظهور می کند و پرچم پیامبر اکرم(ص) هم دست ایشان است، دو رکعت نمار می خوانند، حضرت زمانی ظهور می کنند که مردم از ظهور مایوس می شوند چون بلیات به طور مستمر و مداوم بر سر مردم می آید.

زمانی ظهور صورت می گیرد که بلیات سراسر امت پیامبر(ص) را گرفته است، الان امت اسلام در جهان گرفتار است و به خصوص شیعه و پیروان اهل بیت پیامبر(ص) گرفتار شدند، به ما زور می گویند و مورد قهر و غلبه قرار می گیریم و بر ما طغیان و حق کشی می کنند.

از این متن استفاده می شود که شعیب قبل از ظهور حضرت و با فاصله کم، ظهور می کند، ولی اینکه سرنوشت او چه می شود و فعالیت اش چیست را ما نمی دانیم. فقط می دانیم که در یک مصاف با نیروی سواره نظام سفیانی وارد کارزار می شود و آنها را شکست می دهد.

نخستین کسی که این متن را نقل می کند، ابن حماد است ولی اگر متن روایت را بدون مشکل بدانیم و گیر سندی هم ندهیم. نباید برای شعیب امتیاز خاصی قائل شویم، منتهی سند مشکل دارد. به طوری که بعد از ابن حماد، تا 700 سال کسی از اهل سنت آن را نقل نکرده تا سیوطی که اختلاف مختصری هم در روایت دارد.  

از منابع شیعه مرحوم ابن طاووس از ابن حماد این حدیث را نقل کرده و بعد از آن دیگر کسی این را نقل نمی کند. از قرن 7 تا امروز، تا اینکه موسسه نهج البلاغه در موسوعه امام علی(ع) این روایت را نقل کرده است.

پذیرش مضمون این روایت مشکلی ایجاد نمی کند. هر چند از نظر سند گیر دارد. ما اگر خود ابن حماد را قبول کنیم و کتابش را هم معتبر بدانیم، در این کتابی که الان در دسترس است، دست برده شده است.

روایت دوم نیز از امام علی(ع) است که گمان کنم همان روایت اولی است. با کمی زیاد و کم، می گوید سفیانی برای درگیری با خراسانی ها نیرویی می فرستد ، آنها برای پیدا کردن حضرت مهدی(ع) قیام کرده اند، سید خراسانی در راه با آقا برخورد می کنند و بر مقدمه و نیروهای پیش رو خراسانی شخصی به نام شعیب بن صالح است، در شهر استخر شعیب با سفیانی درگیر می شود و کشتار خونین رخ می دهد. پرچم های سیاه پیروز می شوند و سواره نظام سفیانی را مجبور به عقب نشینی می کند. بعد از این درگیری مردم آرزوی حضرت می کنند.

استخر را در بعضی کتاب ها تطبیق می دهند بر خوزستان و مسجد سلیمان ولی اشتباه است. در معجم البلدان از شهرهای استان فارس است. این شهر به نام کسی که آن را ساخته، نام داده شده است، از قدیمی ترین شهرهای فارس است، در بعضی از اخبار آمده که حضرت سلیمان در یک روز از طبرستان خود را به استخر می رساند. سلیمان در استخر مسجدی ساخته به نام سلیمان، استخر شهری باستانی و بسیار بزرگ در 12 فرسخی شیراز است.

در نقل دوم این روایت چند نکته دارد، می گوید: سفیانی با خراسانی ها درگیر می شود. در میان خراسانی ها یک جوان از بنی هاشم است که در دست چپش خالی دارد. این درگیری در دروازه های استخر است ولی باید گفت که این روایات را ابن حماد با سند عجیب نقل می کند.

ما معتقدیم که حدیث "رایات سود" با تواتر لفظی یا معنوی سبب شد که ما اصل "رایات سود" را بپذیریم ولی تفصیلاتش را نمی پذیریم.  

روایت چهاردهم از ابن حماد است، روایت این است پرچم های سیاه خروج می کنند و با سفیانی درگیر می شوند. در میان لشکریان "رایات سود" شخصی از بنی هاشم است که در شانه راستش خالی دارد. از نیروهای پیش رو بوده و از عرب های بنی تمیم است که اسمش شعیب بن صالح است.

بنابراین شعیب بن صالح از لشکریان خراسانی و از نیروهای پیش رو است که با سفیانی درگیر می شود و از نیروهای خوب و صالح است.


 
امام هادی(ع) و روایت غیبت امام عصر(ع)
ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤ : توسط : شما

خبرگزاری شبستان: امام هادی(ع) همانند دیگر امامان ما شیعیان در باب امام زمان(عج) و امامت وی روایات متعددی دارد. مرحوم شیخ صدوق در کتاب "کمال الدین و تمام النعمه" باب 37، 10 روایت از این امام همام را بیان می کند که نشان از کوشش این امام بزرگوار در دوران امامت خود برای تبلیغ و اشاعه تفکر شیعی  و مهدوی است:

حدیث اول:

عبدالعظیم حسنىّ می گوید: بر مولاى خود امام هادى(ع) وارد شدم، چون مرا دید فرمود: مرحبا بر تو اى ابو القاسم! تو دوست حقیقى ما هستى، گفتم: اى فرزند رسول خدا! مى‏خواهم دین خود را بر شما عرضه بدارم، اگر پسندیده بود بر آن استوار باشم تا آنکه خداى تعالى را ملاقات کنم. فرمود: اى‏أبوالقاسم! بازگو، گفتم: من معتقدم که خداى تعالى واحد است و چیزى مانند او نیست و از دو حدّ خارج است: حدّ ابطال و حدّ تشبیه، و اینکه او جسم، صورت، عرض و جوهر نیست، بلکه او پدید آورنده اجسام و تصویرکننده صورت ها، آفریننده اعراض، جواهر، ربّ و مالک و جاعل و پدید آورنده هر چیزى است، و اینکه محمّد(ص) بنده و رسول اوست، خاتم پیامبران است، و پس از او تا روز قیامت پیامبرى نخواهد بود و آئین او ختم‏ کننده آئین‏ هاست و پس از آن تا روز قیامت آئینى نخواهد بود.

و من معتقدم که پس از او امام و خلیفه و ولىّ امر امیرالمؤمنین علیّ بن أبى طالب(ع) است. سپس حسن و بعد حسین و بعد علىّ بن الحسین و بعد محمّد بن علىّ و بعد جعفر بن محمّد و بعد موسى بن جعفر و بعد علىّ بن موسى و بعد محمّد بن علىّ و بعد تویى اى مولاى من، امام هادى(ع) فرمود: و پس از من فرزندم حسن است و مردم با جانشین او چگونه باشند؟ گفتم: اى مولاى من! آن چگونه است؟

فرمود: زیرا شخص او را نمى‏بینند و ذکر نام او روا نباشد تا آنکه قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید. همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد. گوید: گفتم: اقرار مى‏کنم و معتقدم دوست آنان دوست خدا و دشمن ایشان دشمن خدا و طاعت ایشان طاعت خدا و معصیت ایشان معصیت خداست و معتقدم که معراج حقّ است و سؤال قبر حقّ است و جنّت و نار حقّ است و صراط و میزان حقّ است و قیامت مى‏آید و شکّى در آن نیست و خداى تعالى اصحاب قبور را مبعوث مى‏فرماید و معتقدم که فرایض واجبه بعد از ولایت نماز، زکات، روزه، حجّ، جهاد و امربه معروف و نهى از منکر است.

امام هادى(ع) فرمود: اى ابوالقاسم! به خدا سوگند این دین خداست که آن را براى بندگانش پسندیده است، پس بر آن ثابت باش خداوند تو را به قول ثابت در حیات دنیا و آخرت استوار بدارد.

حدیث دوم

علىّ بن مهزیار گوید: به امام هادى(ع) نامه‏ اى نوشتم و در آن از فرج پرسش نمودم، به من نوشت: هنگامى که صاحب شما از سراى ستمکاران غیبت کرد منتظر فرج باشید.

حدیث سوم

علیّ بن محمّد بن زیاد گوید: به امام هادى(ع) نامه ‏اى نوشتم، و در آن از فرج پرسش نمودم، به من نوشت: هنگامى که صاحب شما از سراى ستمکاران غیبت کرد، در انتظار فرج باشید.

حدیث چهارم

ابراهیم بن محمّد بن فارس گوید: من و نوح و ایّوب بن نوح در راه مکّه بودیم و در وادى زباله فرود آمدیم و نشستیم و با یکدیگر صحبت مى‏کردیم، سخن از اوضاع زمانه و دورى امر امامت از ما بود، ایّوب بن نوح گفت: امسال نامه‏ اى نوشتم و از این مطلب پرسش نمودم، به من نوشت: چون امام شما از میان شما برداشته شد از زیر پاهاى خود منتظر فرج باشید.

حدیث پنجم

داود بن قاسم جعفرىّ گوید: از امام هادى(ع) شنیدم که مى‏فرمود: جانشین پس از من فرزندم حسن است و شما با جانشین پس از جانشین من چگونه خواهید بود؟ گفتم: فداى شما شوم براى چه؟ فرمود: زیرا شما شخص او را نمى‏بینید و براى نام او بر شما روا نباشد، گفتم: پس چگونه او را یاد کنیم؟ فرمود:بگوئید: حجّة آل محمّد(ع)

حدیث ششم

اسحاق بن محمّد بن ایّوب گوید: از امام هادى(ع) شنیدم که مى‏فرمود: صاحب الامر کسى است که مردم مى‏گویند: هنوز متولّد نشده است.

حدیث هفتم

حدیث فوق را محمّد بن ابراهیم بن اسحاق نیز براى ما روایت کرده است.

حدیث هشتم

علىّ بن عبد الغفّار گوید: چون امام جواد(ع) درگذشت شیعیان به امام هادى(ع) نامه نوشتند و از امر امامت از وى پرسش کردند و او نوشت: آن امر تا من در قید حیاتم با من است و چون تقدیر خداى تعالى بر من نازل شود، خداى تعالى جانشین مرا بیاورد و شما با جانشین پس از جانشین من چه خواهید کرد؟

حدیث نهم

صقربن ابو دلف گوید: چون متوکّل آقاى ما امام هادى(ع) را برد، آمدم تا از او خبرى بگیرم، دربان متوکّل به من نگریست و امر کرد که مرا به نزد او برند و بردند و او گفت: اى صقر! چه کارى دارى؟ گفتم: یا استاد! خیر است، گفت: بنشین، صقر گوید: این امور مرا به اندیشه فرو برد و با خود گفتم: در این آمدن خطا کردم، گوید: مردم را از خود دور کرد، سپس گفت: چه کار دارى؟ و براى چه آمده‏اى؟ گفتم: براى خبرى، گفت: شاید آمده‏اى از خبر مولایت بپرسى؟ گفتم: مولاى من کیست؟ مولاى من امیر المؤمنین(ع) است، گفت: خاموش باش که مولاى تو حقّ است، از من نترس که من با تو هم عقیده‏ام، گفتم:

الحمد للَّه، گفت: آیا دوست دارى او را ببینى؟ گفتم: آرى، گفت: بنشین تا پیام رسان برود، گوید: نشستم و چون او رفت به غلامش گفت: دست صقر را بگیر و او را به همان سرایى ببر که آن مرد علوى آنجا زندانى است و آنها را تنها بگذار، او مرا به آن سرا برد و به اتاقى اشاره کرد و وارد شدم و بناگاه دیدم که امام(ع) بر حصیرى نشسته و در مقابل او قبرى حفر شده قرار داشت، گوید: سلام کردم و او سلام مرا پاسخ گفت، سپس فرمان داد که بنشینم و من نیز نشستم سپس فرمود: اى صقر! براى چه به اینجا آمدى؟ گفتم: اى سرورم! آمده‏ام تا از شما خبرى بگیرم، گوید: آنگاه به آن قبر نگریستم و گریستم و او به من نگاه کرد وگفت: اى صقر! غم مخور! که بدى آنها هرگز به ما نخواهد رسید، گفتم: الحمد اللَّه، سپس گفتم: اى سرورم حدیثى است که از پیامبر(ص) روایت شده و معناى آن را نمى‏فهمم، فرمود: آن چه حدیثى است؟ گفتم: معناى این کلام او چیست: با ایّام دشمنى نکنید که با شما دشمنى خواهند کرد؟

فرمود: آرى، مقصود از ایّام ما هستیم و به واسطه ماست که آسمان و زمین برپاست، شنبه نام رسول خداست، و یک شنبه نام امیر المؤمنین، و دوشنبه نام امام حسن و امام حسین، و سه شنبه نام امام سجاد و امام باقر و امام صادق، و چهارشنبه نام امام کاظم و امام رضا و امام جواد و من است، و پنجشنبه نام فرزندم حسن، و جمعه نام فرزند فرزندم که حقّ خواهان به گرد او آیند و او کسى است که زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد، این معناى "ایّام" است و در دنیا با آنها دشمنى نکنید که آنها در آخرت دشمن شما خواهند بود، سپس فرمود: وداع کن و برو که بر تو ایمن نیستم.

حدیث دهم

صقر بن ابو دلف گوید: از امام هادى(ع) شنیدم که مى‏فرمود: امام‏ پس از من فرزندم حسن است و پس از حسن فرزندش قائم کسى که زمین را از عدل و داد آکنده سازد همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد


 
فاجعه عید قربان در منا از علائم آخرالزمان نیست
ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤ : توسط : شما

حجت الاسلام جواد جعفری در گفت و گو با خبرنگار حوزه مهدویت خبرگزاری شبستان با اشاره به پیامی که در شبکه های مجازی درخصوص اینکه فاجعه منا و کشته شدن حاجیان در اثر ازدحام جمعیت یکی از نشانه های ظهور و آخرالزمان است، گفت: در رابطه با حادثه ای که در منا اتفاق می افتد و در سال ظهور خواهد بود، چند نکته وجود دارد، اول اینکه چنین حدیثی در منابع شیعه نیست. بنابراین این روایت که در فضای مجازی منتشر شد و عکس کتاب است و در پاورقی نشان می دهد که این حدیث در بحار الانوار جلد 51 صفحه 81 آمده است، از اساس دروغ است.

وی ادامه داد: کتاب بحار در این صفحه چنین حدیثی ندارد و در چند صفحه قبل و بعدش مرحوم مجلسی احادیثی در مورد امام زمان(ع) نقل کرده اند که اشاره ای به این حدیث ندارد، بنابراین نکته اول اینکه در منابع شیعی چنین حدیثی نقل نشده است.

حجت الاسلام جعفری با بیان اینکه این حدیث در کتاب های اهل سنت نقل شده است، خاطرنشان کرد: این حدیث در کتاب فتن ابن حماد متوفی 228 قمری نقل شده، بعد از ایشان حاکم نیشابوری در المستدرک این حدیث را نقل کرده که ایشان هم متوفی 405 است. او هم این حدیث را از ابن حماد نقل می کند.

این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه در کتاب فتن نوشته دانی متوفی 444 نیز این حدیث نقل شده است، اظهارداشت: ابن حماد در فتن خود در جلد اول صفحه341 گفته در ماه ذیقعده قبایل یارگیری می کنند و آن سال حاجیان غارت می شوند و جنگی در منا رخ می دهد، تعبیر روایت این است که کشته های بسیاری خواهد داشت و به قدری کشته می شوند که خون جاری می شود و از منا به جمره عقبه می رسد.

وی افزود: همین حدیث را مستدرک حاکم در جلد 4 صفحه 549 از ابن حماد نقل می کند و در ادامه آن یک حدیث دیگر می گوید، مبنی بر اینکه وقتی حاجیان در منا هستند، گویی که بیماری مثل هاری به آنها دست می دهد، مردم هار می شوند، با هم می جنگند تا خون جاری می شود، حاجی ها به جان هم می افتند و کشته زیادی می دهند.

حجت الاسلام جعفری با اشاره به حدیثی در فتن دانی، گفت: دانی در حدیث دیگری می گوید که در ماه رمضان صدایی شنیده می شود و در ماه شوال مردم از چیزی ممانعت می شوند و در ذیقعده قبایل با هم می جنگند و حجاج غارت می شوند و جنگی در منا رخ می دهد.

این پژوهشگر مهدوی تاکیدکرد: اینها روایاتی است که در کتاب های اهل سنت آمده اما خود اهل سنت که اینها را بررسی کردند، مانند آلبانی در کتاب سلسله الاحادیث الضعیفه گفته است که همه اسناد این روایت ضعیف هستند.

وی در ردّ این حدیث، اضافه کرد: اولا این آدرسی که در شبکه های اجتماعی با نشان دادن صفحه کتابی آمده، دروغ بوده و در منابع شیعی چنین روایاتی وجود ندارد، دوما این روایت که آمده به بررسی خود اهل سنت، اسنادش ضعیف است و اعتبار ندارد.

حجت الاسلام جعفری تصریح کرد: اگر چنین حادثه ای قرار است اتفاق بیفتد. نتیجه جنگ است نه سوء مدیریت عربستان صعودی و ازدحام جمعیت. بنابراین این اتفاق علاوه بر ضعف روایات، قابل تطبیق نیست.

آفت شبکه های مجازی و نقل قول غلط

این پژوهشگر مهدوی با بیان اینکه یکی از آفات شبکه های مجازی این است که افراد بدون تامل شروع به انتشار مطالب می کنند، گفت: کسانی که سر و کار با شبکه های اجتماعی دارند، برخی مطالب را فوری بدون اندیشه منتشر می کنند و مصداق روایت معصومین می شوند مبنی بر اینکه برای دروغ گو بودن یک فرد همان کافی است که هر آنچه می شنود، نقل می کند. این معضل شبکه های اجتماعی است که بدون توجه به صحت مطلبی آن را منتشر کنند.

وی با بیان اینکه انتشار این مطالب بدون سند باعث آسیب می شود، اظهارداشت: عده ای نیز توان علمی لازم را ندارند و به معنای حدیث توجه نمی کنند که این فاجعه در آخرالزمان بر اثر جنگ خواهد بود. در حالی که در این اتفاق حجاج در اثر ازدحام و سوء مدیریت آل سعود مظلومانه کشته شدند.