شهید مدافع حرم محمد مرادی
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٥ : توسط : شما

ما فرزندان عاشوراییم و فریاد آزادی خواهی را سر می دهیم  هرجا مظلومی به کمک ما احتیاج داشت به کمک او میشتابیم از مردن باک نداریم اجازه نمیدهیم تکفیری های پلید به نیت شیطانی خود دست پیدا کنند ، همان طوری که مولای ما علی (ع) آنها را در خوارج ریشه کن کرد با امید به خدا و صاحب و آقایمان امام زمان (عج) نسل شان را از روی زمین ریشه کن خواهیم کرد

 

 

http://bayanbox.ir/view/3250782479654483489/IMG-2978.jpg


 
حدیثی از حضرت علی(ع) درباره ساخت مسجد جمکران
ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ : توسط : شما

 

حضرت علی(ع) در حدیثی ساخت مسجد جمکران را پیش‌بینی کرده بود و امام زمان(عج) نیز دستور ساخت آن را داد.

به گزارش مشرق، ماجرای ساخت مسجد جمکران روایات بسیاری را دارد و همه بزرگان بر اینکه دستور بنا کردن این مسجد از سوی حضرت بقیةالله(عج) صادر شده، صحه می‌گذارند.

 
دستور ساخت مسجد جمکران را فردی به نام شیخ عفیف صالح حسن بن مُثله‏ جمکرانی در یکی از شب‌های ماه رمضان از حضرت امام عصر(عج) دریافت می‌کند که روایت کامل بدین شرح است:
 
شب سه‏‌شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان (393) هجری، در سرای خود خفته بودم که جماعتی به درِ سرای من آمدند. نصفی از شب گذشته بود. مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و امر امام محمّد مهدی صاحب الزّمان، صلوات اللَّه علیه، را اجابت کن که ترا می‏‌خواند».
 
حسن بن مثله می‌‏گوید: من برخاستم و آماده شدم چون به درِ سرای رسیدم، جماعتی از بزرگان را دیدم. سلام کردم. جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جایگاه که اکنون مسجدِ جمکران است، آوردند.
چون نیک نگاه کردم، دیدم تختی نهاده و فرشی نیکو بر آن تخت گسترده و بالش‏های نیکو نهاده و جوانی سی ‏ساله، بر روی تخت، بر چهار بالش، تکیه کرده، پیرمردی در مقابل او نشسته، کتابی در دست گرفته، بر آن جوان می‏‌خواند. بیش از شصت مرد که برخی جامه‏ سفید و برخی جامه‏ سبز بر تن داشتند، بر گرد او روی زمین نماز می‌خواندند.
 
 
آن پیرمرد که حضرت خضر علیه السلام بود، مرا نشاند و حضرت امام علیه السلام مرا به نام خود خواند و فرمود: برو به حسن بن مسلم بگو: تو چند سال است که این زمین را عمارت می‌کنی و ما خراب می‌کنیم. پنج سال زراعت کردی و امسال دیگرباره شروع کردی، عمارت می‏کنی. رخصت نیست که تو دیگر در این زمین زراعت کنی، باید هر چه از این زمین منفعت برده‌‏ای، برگردانی تا در این موضع مسجد بنا کنند.
به حسن بن مسلم بگو: این جا، زمین شریفی است و حق ‏تعالی این زمین را از زمین‏ های دیگر برگزیده و شریف کرده است، تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‏‌ای! خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبّه نشده‏‌ای! اگر از این کار بر حذر نشوی، نقمت خداوند، از ناحیه‌‏ای که گمان نمی‌بری بر تو فرو می‏‌ریزد.
 
حسن بن مثله عرض کرد: سید و مولای من! مرا در این باره، نشانی لازم است؛ زیرا، مردم، سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی‌‏پذیرند. 
امام علیه السلام فرمود: تو برو رسالت خود را انجام بده. ما، در این جا علامتی م‏ی‌گذاریم که گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سید ابوالحسن، و بگو تا برخیزد و بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چند ساله را از وی بگیرد و به دیگران دهد تا بنای مسجد بنهند، و باقی وجوه را از رهق به ناحیه‏ اردهال که ملک ما است، بیاورد، و مسجد را تمام کند، و نصفِ رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند. پس آن حضرت به من اشاره کردند که برو.
 
چون مقداری راه پیمودم، بار دیگر مرا صدا کردند و فرمودند: در گلّه‏ جعفر کاشانی - چوپان - بُزی است، باید آن بز را بخری. اگر مردم پولش را دادند، با پول آنان خریداری کن، وگرنه پولش را خودت پرداخت کن. فردا شب آن بز را بیاور و در این موضع ذبح کن. آن گاه روز چهارشنبه هجدهم ماه مبارک رمضان، گوشت آن بز را بر بیماران و کسانی که مرض صعب‏العلاج دارند، انفاق کن که حق تعالی همه را شفا دهد. 
آن بز، ابلق است. موهای بسیار دارد. هفت نشان سفید و سیاه، هر یکی به اندازه‏ی یک درهم، در دو طرف آن است که سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر آن است آن گاه به راه افتادم. یک بار دیگر مرا فرا خواند و فرمود: هفت روز یا هفتاد روز در این محلّ اقامت کن.
 
 
حدیث حضرت علی(ع) در باره مسجد جمکران
 
مطابق نقل خلاصة البلدان از کتاب( مونس الحزین) شیخ صدوق،  حدیثی از امیر مؤمنان (علیه السلام ) در رابطه با مسجد جمکران نقل کرده اند که فرازهایی از آن را در این جا می‌‏آوریم :
 
«ای پسر یمانی! در اوّل ظهور، خروج نماید قائم آل محمّد علیه السلام از شهری که آن را قم گویند و مردم را دعوت به حق می‏کند، همه‏ خلائق از شرق و غرب، به آن شهر روی آورند و اسلام، تازه شود ...ای پسر یمانی! این زمین، مقدّس است، از همه‏ی لوث‏ها، پاک است ...عمارت آن، هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد. رایت وی بر این کوه سفید بزنند، به نزد دهی کهن، که در جنب مسجد است، و قصری کهن - که قصر مجوس است  و آن را جمکران خوانند. از زیر یک مناره‏ آن مسجد بیرون آید، نزدیک آن جا که آتش‏خانه‏ گبران بوده ...»
 
بر اساس این حدیث  مسجد سهله در دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه، أرواحنا فداه، پایگاه آن حضرت خواهد بود، مسجد مقدّس جمکران نیز در عصر ظهور، جایگاه خاصّی دارد و پایگاه دیگری برای آن حضرت  محسوب می شود.
 
 
چرا مسجد جمکران را چهارشنبه شب‌ها زیارت می‌کنیم؟
 
بیشتر کاروانها و برنامه ریزی های زیارت مسجد جمکران  در شبهای چهارشنبه انجام می شود که شاید بسیاری از ما دلیل آن را ندانیم.
 
حضرت بقیةاللَّه(عج) فرمودند: فردا شب که شب چهارشنبه است، آن بز را به همین جایگاه بیاور و ذبح کن و روز چهارشنبه که هجدهم ماه رمضان است، گوشت آن را به بیماران صعب‏العلاج انفاق کن که خداوند، همه‏شان را شفا عنایت می‌‏کند. همین تعیین زمان از جانب امام عصر(عج) روز دیدار عشقان را هم مشخص کرد و فضیلت بخشید.

 
تطهیر لیبرالی محمدعلی فروغی
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ : توسط : شما

 

نشریه اندیشه پویا در پرونده ایبه زندگی محمدعلی فروغی پرداخته و اورا مبدل به مردی فاضل، آزادی خواه، مستقل، صبور، سلیم النفس و متباین از سیطره استبداد سلطنت پهلوی و بعضا مخالف آن و مغضوب و مطرود آن نامیده شده است.
 

 مسعود قدیمی: تازه ترین شماره ماهنامه اندیشه پویا شامل پرونده ای ویژه در خصوص شخصیت "محمد علی فروغی" (ذکاء الملک) می باشد. در این پرونده فروغی مبدل به مردی فاضل، آزادی خواه، مستقل، صبور، سلیم النفس و متباین از سیطره استبداد سلطنت پهلوی و بعضا مخالف آن و مغضوب و مطرود آن نامیده شده است.

هر چند چنین موضعی از سوی نشریه اندیشه پویا جای تعجبی ندارد زیرا این ماهنامه از ابتدا مواضع محافظه کارانه خود را آشکار نموده است و تریبون "کاست روشنفکری ایران" چه در داخل و چه در خارج بوده است اما این پرسش مطرح است کسانیکه این چنین چهره سیاسی محمد علی فروغی را تطهیر نموده اند چگونه می توانند ابعاد فاجعه بار ماحصل عملکرد فروغی را در برابر یک سفر بی نتیجه به کنفراس صلح ژنو و دست نوشته های این سفر فراموش کنند؟ آیا آقایان حافظه تاریخی خود را از دست داده اند؟ یا اقتضای زمانه آن است که این چنین محافظه کاری پیشه کنند؟

لذا روی سخن با آنهاست که مرتبا از غضب و نفرت رضا شاه از فروغی سخن می گویند تا به این نتیجه برسند که  فروغی عجب شخصیت مستقلی بود! دربار پهلوی چنان وحشتی از او داشت که تا درب منزل او نیز افراد اجیر شده نهاده بود تا مراقب او باشند! از بس که فروغی انسانی وارسته و وطن پرست بود! این عده فراموش کرده اند  که عامل اصلی سیطره استبداد شانزده ساله رضا شاه و نجات سلطنت پهلوی در شهریور 1320 و تثبیت آن سلطنت به وسیله محمد رضا پهلوی، فروغی بود؟ آیا آنها فراموش کرده اند که نقش فروغی در طراحی مدل سیاسی حکومت در ایران پس از مشروطه به تقلید از آراء فیلسوفان عصر روشنگری و پدران فلسفه لیبرالیسم همچون جان لاک و جان استوارت میل تنها یک دستاورد داشت و آن آغاز حرکتی بود که در نهایت ایران را مبدل به کشوری اقماری، تحت سلطه امپریالیسم انگلیس با اقتصادی وابسته و خام فروش کرد. فروغی بود که در راس تیمی شامل اشخاصی همچون علی اکبر داور و وثوق الدوله برای تمدید قرار داد اسارت بار نفت ایران و انگلیس (دارسی) با دولت آن کشور وارد مذاکره شد حتما پاسخ توجیه گران اقدامات فروغی آن است که این تیم در مذاکرات حامی منافع ایران بود به عنوان مثال خواهان کسب مالیات از دولت انگلستان بود، اما نفس این عمل را محکوم نخواهید کرد.

جای تعجب است از آقای  همایون کاتوزیان که در کتاب "اقتصاد سیاسی ایران" انتقادات جدی به سیاست ها و اغراض استعماری دولت انگلیس در ایران وارد کرد  که حالا عامل اصلی این سلطه استعماری یعنی شخص محمد علی فروغی را انسانی سلیم النفس خطاب می کند!

معیار و ملاک اشخاصی که در این نشریه این چنین فروغی را حمد و ستایش می کنند چیست؟ این که او اهل کتاب بود؟ گلستان و شاهنامه می خواند؟ با نگارش "سیر حکت در اروپا" نسبت سوبژکتویستی خدا در فلسفه دکارت نسبتی موحدانه می دانست؟ در دست نوشته های خود تا می توانست چهره خود را همانند یک مصلح نمایان ساخت؟ خود را انسانی مستقل و مخالف سیاست های امپریالیستی انگلیس قلمداد کرد؟ خب انتظار داشتید که در این یادداشت های چه بنویسد؟ از نقش خود در لژ بیداری سخن بگوید؟ از نطق خود در مدرسه دارالنفون بگوید که ایران به آستینی بی حرکت تشبیه می کند که نیازمند دست انگلیس است تا حرکت کند. (رجوع کنید به نقل قول خان ملک ساسانی در مجلد اول کتاب فراموشخانه و فراماسونری در ایران نوشته اسماعیل رائین ص 455) انتظار داشتید از پیشنه خود بگوید از تجارت اجدادش در بغداد؟ از شعر معروف ملک الشعرای بهار که گفت: شاها کنم از خبث فروغی خبرت/ خون می کند این جهود ناکس جگرت

خطبه شهی و عزل تو را خواهد خواند / ز آنگونه که خواند از برای پدرت

آیا انتظار می رفت که در خاطراتش از روابطش با سر جاسوس انگلیس در ایران شاپور جی سخن بگوید؟

اشخاصی که فروغی را یک لیبرال می دانند مشخصا درک به خصوص از این ایدئولوژی ندارند. آنها اینگونه می پندارند که انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی مانند انقلاب های لیبرالی – بورژوایی در کشوری چون فرانسه است و گویا فروغی هم یک لیبرال انقلابی همچون ولتر!

 این تلقی به کلی اشتباه است زیرا در ایران طبقه بورژوازی شهری (آنگونه که در فرانسه پدید آمد و موجب انقلاب کبیر شد) وجود نداشت، در مقابل طبقه فئودالی که در کنار اشرافیت حامی سلطنت باشد نیز وجود نداشت (فئودالیسم آنگونه که در غرب پدید آمد در ایران شکل نگرفت در مقابل نوعی زمین داری کلان در ایران پدید آمد)، هیچ تغییر در روند شیوه تولید (که از نظر مارکس از ضرورت های یک انقلاب است) نیز پدید نیامد زیرا اقتصاد ایران صنعتی نبود، لذا هیچکدام از پیش زمینه های وقوع یک انقلاب لیبرال – بورژوایی در ایران وجود نداشت و آن عده ای که مشروطیت را بر این مبنا قضاوت می کنند به کلی مسیر اشتباهی رفته اند.

اگر ولتر یک انقلابی است (از نوع لیبرال اش البته) مخالف سلطنت پادشاهی و اشرافیت بود، ولتر سرتاسر زندگی خود را در مبارزه به سر برد، ماموران حکومت لویی چهاردهم  او را تا مرز کشور سوئیس تعقیب نمودند. اگر ولتر را یک لیبرال انقلابی که وابسته لژ ماسونی گرند اوریان بود، بدانیم پس به این نتیجه می رسیم که محافظه کاری، اشرافیت طرفدار حاکمیت نظام پادشاهی در کنار کلیسا و شیوه تولید نظام فئودالی با انقلابی گری لیبرالی و بورژوایی اشخاصی چون دیدرو ، ولتر ، دالامبر و... دو پدیده در مقابله هم هستند.

به تعبیر هگلی یکی تز و دیگری آنتی تز است، با این تفاسیر در ایران دوره مشروطیت آنچه اتفاق افتاد کاملا متفاوت است، اگر فروغی را یک لیبرال بدانیم تنها به دلیل نگارش کتابی چون " آداب مشروطیت دوٌل" که رساله ای مقلدانه و تجدد مآب بود، نمی توانیم منکر وابستگی او و خانواده اش به دربار قاجار شویم. پس این چه لیبرالی ست که از دربار ناصر الدین شاه مواجب می گیرد و خود عامل اصلی سیطره سلطنت پهلوی است؟

اگر انقلاب مشروطه اصول دموکراسی را برای ایران به ارمغان آورد این چه مجلسی (مجلس اول و دوم ) بود که در آن همان اشخاصی صاحب کرسی شدند که تا پیش از مشروطیت سیطره فردی و قومی بر مناطق مختلف ایران داشتند. اگر مشروطیت انحصارات را از بین برد پس چرا یک سوم کرسی های مجلس دوم را زمین داران کلان تصاحب کردند؟ آیا دستاورد انقلاب مشروطه و جریان شبه روشنفکری در ایران تنها سیطره بوروکراسی بیمار وابسته به فروش نفت خام نبود؟

جالب است که در پرونده ویژه ماهنامه اندیشه پویا در خصوص محمد علی فروغی هیچ اشاره به لژ بیداری نشده است در حالی که لژ بیداری از اصلی ترین لژهای ماسونی مرتبط با  لژ های فرانسه همچون گراند اوریان و سپس لژ های انگلیس و آلمان بود لذا نقش این لژ در راهبرد اهداف استعمار غرب در ایران بسیار پر رنگ تر از لژ هایی بود که به تقلید از فراماسونری جهان در ایران پدید آمد(مانند جامع آدمیت) چنانچه که قرار داد نگین 1919 نیز توسط یکی از اعضای همین لژ (وثوق الدوله) منعقد شد.

تشبیه مذاکرات صلح ژنو با توافق ژنو و مذاکرات ایران مقابل کشور ها عضو 5 +1 که توسط آقای حداد عادل صورت گرفت مستلزم توجه است زیرا ایشان این مذاکرات را دستاوردی مثبت تلقی نمودند البته کاملا مشهود است جریانی خواهان آن هستند تا تنها با توجه به نفس مذاکره ایران با قدرت جهانی این توافقات را تماما مثبت ارزیابی کنند آنها معتقدند که آشتی با جامعه جهانی و ورود سرمایه خارجی به ایران اقتصاد ما را نجات خواهد داد، آنها هر روز در روزنامه هایشان  این باور نادرست را در جامعه ترویج می کنند.

حالا زمان آن است که از آنها بپرسیم اگر ورود سرمایه خارجی (به عنوان مثال از سوی آلمان) موجب نجات اقتصاد ایران خواهد شد پس چرا همین کشور – آلمان- موجب ورشکستگی کامل اقتصاد یونان شد؟ دیکته سیاست های اقتصادی انقباضی از سوی کشور آلمان در اتحادیه اروپا از سال 2008 اقتصاد یونان را به سمت نابود برد و این کشور را با بدهی معادل 240 میلیارد یورو رها کرد. تنها یونان نیست فقط کافی است نگاهی به میزان بدهی کشورهایی چون ایتالیا و اسپانیا بیاندازید تا دستاورد سیاست های مالی کشورهایی چون انگلیس و آلمان را در اتحادیه اروپا ببینید.

سیاست های درهای باز و سیاست تعدیل ساختاری و کوچک سازی دولت (که از دستاورد های دولت یازدهم است) هیچ دستاوردی جز تبدیل شدن ایران به بازاری برای مصرف کالاهای تولید کشورهای عضو سرمایه داری چند ملیتی نخواهد داشت. سرمایه داری چند ملیتی که از دهه 1980 میلادی مبدل به الیگارشی اقتصادی  و مالی در جهان شد با محوریت کشور هایی صنعتی چون امریکا به دنبال بازاری های مصرفی برای کالاهای تولید شده خود در کشور هایی مثل چین و بنگلادش و تایوان و مالزی هستند، آنها کشورهای امریکای لاتین همچون مکزیک، آرژانتین و برزیل  را مبدل به کشورهای فروشنده منابع خام طبیعی نموده اند و همچون زالو خون آنها را می کنند در آسیا و در کشورهای چون چین، بنگلادش، مالزی و .. به دنبال نیروی کار ارزان برای تولید کالاهای خود می گردد و حالا باید این کالاها در کشوری به  فروش برسد، کشوری که با فروش نفت خام آماده واردات کالاهای آنها ست پس کجا بهتر از ایران!

 

فرهنگ نیوز


 
دفاع از روایات مهدویّت / امام‌ زمان(ع) چه‌ شباهتی‌ به‌ پیامبر دارد
ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ : توسط : شما

 

امام(ع) فرمود: امام عصر (ع) همان‌ کاری‌ را می‌کند که‌ پیامبر خدا(ص) کرد. آن‌چه‌ را در گذشته‌ بوده‌ از بین‌ می‌برد؛ آن‌ گونه‌ که‌ رسول‌ خدا(ص) جاهلیّت‌ را از بین‌ برد و اسلام‌ را از نو آغاز می‌کند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اهل کتاب در دولت مهدى(عج)
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ : توسط : شما

 

هنگامی‌ که‌ حضرت‌ مهدی(ع) ظهور کند نام‌ مبارکش‌ بر سر زبان‌ها خواهد افتاد و وجود مردم‌ سرشار از عشق‌ به‌ اوست؛ به‌ گونه‌ای‌ که‌ جز نام‌ او هیچ‌ نامی‌ در یاد و زبان‌ آنان‌ نیست‌ و با دوستی‌ او روح‌ خود را سیراب‌ می‌کنند.
 

اشاره‌

سرنوشت‌ جمعیت‌ انبوه‌ اهل‌ کتاب‌ در عصر طلایی‌ ظهور موضوعی‌ است‌ که‌ در این‌ نوشتار ابعاد مختلف‌ آن‌ کاویده‌ می‌شود.

در این‌ باره‌ از میان‌ فرضیه‌های‌ گوناگون، فرضیه‌ اسلام‌ آوردن‌ اکثریت‌ اهل‌ کتاب‌ انتخاب‌ و با شواهد و قراین‌ فراوانی‌ تأ‌یید می‌شود. بررسی‌ مدلول‌ روایات‌ این‌ موضوع‌ از دیگر رسالت‌های‌ نوشتار حاضر است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هشدار پیامبر (ص) درباره هفت فتنه در آخرالزمان!
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ۱۳٩٤ : توسط : شما

 

خبرگزاری شبستان: کتاب‌های ملاحم و فتن دسته‌ای از منابع حدیثی است که به اوضاع آخرالزمان و ظهور امام عصر (عج) می‌پردازد. البته این مبحث در میان شیعه غالبا با عنوان ملاحم و در میان اهل سنت بیشتر با عنوان فتن تعبیر شده و هر دو فرقه کتاب‌های خود را به همین نامها خوانده‌اند.

سید بن طاووس (م ۶۶۴) عالم شیعی با استفاده از کتاب‌های فتن اهل سنت کتاب "التشریف بالمنن" معروف به "الملاحم و الفتن" را جمع آوری کرده است. کتاب حاضر- که در نگاه نخست بخش عمده آن درباره آخرالزمان شناسی و نشانه‌های ظهور به نظر می‌آید- در دیدگاه محدثان و عالمان شیعه، پس از سید اهمیت فراوانی یافته است و از احادیث آن به مثابه روایاتی درباره علامت‌های ظهور بهره برده‌اند.

علامه مجلسی روایات الفتن را به نقل از ابن طاووس گزارش کرده و دیگر محدثان بعدی نیز چنین کرده‌اند. سید در این کتاب حدود ۴۲۵ تا ۴۵۰ روایت را نقل کرده است که از این روایت‌ها تنها حدود ۱۷۰ روایت به بحث مهدویت و نام و اوصاف مهدی عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف، نشانه‌های ظهور، مدت زمان حکومت، اوصاف حکومت و یاران حضرت مهدی عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف می‌پردازند.

در این مجال قسمت هایی از این کتاب گرانقدر مهدوی را متذکر می شویم.

فتنه و آشوب های آخرالزمان (1)

باب 1ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: خدای عالم دنیا را به من ارائه کرد و من نظر کردم به دنیا و دیدم آنچه را که در آن واقع خواهد شد تاروز قیامت، آنچنانکه بکف دستم نظر می کنم.

باب 2زر بن حبیش میگوید: از امیر المومنین علی علیه السلام شنیدم که می فرمود: (هر چه می خواهید) از من به پرسید به خدا قسم نمی پرسید از گروهی که خروج کند و با (صد نفر)جنگ کند یا صد (نفر) را هدایت نماید مگر اینکه من به شما خبر می دهم از رهبر. و سر دسته آن و آنچه را که تا قیامت بین شما واقع شود

.

باب 3ابن ضمره از علی بن ابیطالب علیه السلام روایت کرده که فرمود: خدا در این امت پنج فتنه قرار داده: 1- فتنه عمومی 2- فتنه خصوصی 3-فتنه عمومی 4- فتنه خصوصی 5- فتنه ای که مردم در آن مثل چهارپایان خواهند شد. صفحه ۲

باب 4حذیفه بن یمان از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: فتنه ای بپا می شود، بعد از آن گروهی پیدا می شود، سپس فتنه دیگری خواهد بود، آنگاه گروه دیگری ظاهر می شود، آنگاه فتنه ای بپا می شود که عقل های رجال در آن، متوقف خواهد شد.

باب 5عبدالله بن مسعود می گوید: رسولخدا صلی الله علیه و آله برای ما فرمود: من شما را می ترسانم از آن هفت فتنه ای که بعد از من بپا می شود، 1- فتنه ای که در مدینه خواهد شد 2- فتنه ای که در مکه بوجود می آید 3- فتنه ای که از یمن پیدا می شود 4- فتنه ای که از شام پیدا خواهد شد 5- فتنه ای که از مشرق بوجود می آید 6- فتنه ای که از طرف مغرب ظاهر می شود 7- فتنه بین شام و آن فتنه سفیانی است.

 ابن مسعود گوید: بعضی از شما اول آن فتنه را درک می کنید، و یک عده ای از این امت آخر آن را درک خواهند کرد. ولید بن عباس گوید: فتنه مدینه همان بود که از طرف طلحه و زبیر باشد. فتنه مکه همان فتنه ابن زبیر بود. فتنه یمن از طرف نجده بپا شد. فتنه شام از طرف بنی امیه بوجود آمد. فتنه مشرق از طرف این گروه است (ولید بن عباس گوید:) شاید منظور از این گروه بنی عباس باشد زیرا که سلطنت آنها از طرف مشرق بوده.

باب 6ابو هریره از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: بعد از من چهار [ صفحه 3] فتنه برای شما پیدا می شود، در فتنه اول: (ریختن) خونها حلال خواهد شد در فتنه دوم:(ریختن) خونها و (غصب) اموال حلال می شود. در فتنه سوم:(ریختن) خون ها و (غصب) اموال و ناموس مردم حلال خواهد شد، فتنه چهارم: فتنه ای است شدید و تاریک که حرکت آن نظیر حرکت کشتی است در دریا، بطوری که احدی از مردم از شر آن ملجا و پناهی نخواهند داشت، از شام شروع می شود و عراق را فرا می گیرد و جزیره را با دست و پای خود می کوبد، در آن فتنه، مردم نظیر پوستی که دباغی شود دچار بلا می شوند، در آن موقع احدی از مردم قدرت ندارد که(فتنه انگیزها) بگوید: بس است، ازهر ناحیه ای که آن فتنه را رفع کنند از ناحیه دیگری سر برون خواهد کرد.

باب 7ابن منذر گوید: به ما رسید که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: در امت من چهار فتنه پیدا می شود در فتنه اول: بلائی به آنها می رسد که مومن می گوید این فتنه باعث هلاک من خواهد شد، و بعدا آن فتنه ظاهر می شود، در فتنه دوم: نیز مومن می گوید: این فتنه موجب هلاک من می گردد، در فتنه سوم: هر چه می گویند این فتنه قطع خواهد شد؟ آن فتنه ادامه پیدا می کند، فتنه چهارم: موقعی آنها را فرا می گیرد که این امت بدون داشتن امام و سرپرستی گاهی با این (شخص) و گاهی با (شخص) دیگری خواهد بود.  صفحه ۴

باب 8ابن رزین میگوید: از علی بن ابیطالب علیه السلام شنیدم که می فرمود: فتنه ها چهارند، اول: فتنه نیزه و عصا، دوم: فتنه کذا (آنگاه) معدن طلا را ذکر کرد تا اینکه مردی از عترت پیغمبر صلی الله علیه و آله خروج کند و خدا کار این امت را بدست او اصلاح نماید.

باب 9ابو سعید خدری از حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: بعد از من فتنه هائی پیدا می شود از آن جمله فتنه بزرگان است که در آن جنگ و گریزی خواهد بود و بعد از آن فتنه هائی می شود که از آنها شدیدتر خواهد بود. نگاه فتنه ای پیدا می شود که هر چه می گویند قطع می شود؟ ادامه پیدا می کند تا اینکه هیچ خانه ای باقی نمی ماند مگر اینکه آن فتنه در آن داخل می شود و هیچ مسلمانی نیست مگر اینکه او را صدمه میزند. تا آنوقتی که مردی از عترت من خارج شود.

باب 10حذیفه بن یمان از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: فتنه ای بپا خواهد شد که عقل های رجال بطوری متوقف می شود که بعید است مرد عاقلی دیده شود، و فرمود: این موضوع در فتنه سومی افتاق می افتد.

باب 11یونس از... از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: بین [ صفحه 5] مردم فتنه ای واقع شود که مرد همسایه و برادر و پسر عموی خود را می کشد: از آن حضرت پرسیدند: عقل های آن مردم با آنها خواهد بود؟ فرمود: عقل بیشتر اهل آن زمان گرفته می شود و به جای آنها افراد قلیل العقل جای گزین می شود و یکی از آنها گمان می کند که شخصیتی دارد.

باب 12عاصم بن ضمره از حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام روایت کرده که فرمود: در پنجمین فتنه شدید و تاریک، مردم چون چهار پایان می شوند. باب 13نعیم بن حماد ذکر کرده که: زمانی می آید که در فتنه های آن انسان تمنای مرگ می کند و نزد قبر می آید و خود را مثل چهار پا بقبر می مالد و می گوید: ای کاش من بجای تو بودم.

باب 14سفیان می گوید: آمدم خدمت حسن بن علی علیهما السلام بعد از آنکه از کوفه به مدینه مراجعت کرده بود به حضرت عرض کردم: ای ذلیل کننده مومنین، (چرا با معاویه صلح کردی) یکی از استدلال هایی که از آن حضرت در جواب من فرمود این بود که فرمود: شنیدم علی علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: چند شب و روزی نمی گذرد که این امت به دور مردی اجتماع می کنند که دهانه روده مستقیم مقعد و گلویش گشاد است می خورد ولی سیر نمی شود آن معاویه خواهد بود، پس من دانستم که امر خدا واقع شدنی [ صفحه 6] است، (لذا) ترسیدم که بین من و او خون هائی ریخته شود، بخدا قسم من خوشحال نیستم که خدا را در صورتی ملاقات کنم که خون مسلمانی به نا حق ریخته شود.

ابو نعیم حدیث اجتماع امت را به دور معاویه از رسول خدا صلی الله علیه و آله به طریق روایت کرده است. اگر کسی اشکال کند و بگوید: علی علیه السلام هم مثل امام حسن علیه السلام می دانست که بالاخره مردم دور معاویه را خواهند گرفت پس برای چه آن حضرت با معاویه (لع) جنگ کرد و آن همه خون ها در بین آنها ریخته شد؟. جواب، چند وجه است، اول: اینکه مولای ما علی علیه السلام مامور بود که با سه دسته جنگ کند: 1- ناکثین که طلحه و زبیر و عایشه باشند 2- قاسطین که معاویه باشد 3- مارقین که اهل نهروان باشند، پس آن حضرت ماموریت خود را انجام داد.

دوم: وقتی که مولای ما علی علیه السلام خبر داد که سلطنت بمعاویه و بنی امیه خواهد رسید از آن حضرت پرسیده شد، پس چرا شما با معاویه جنگ می کنی در صورتیکه میدانی سلطنت باو منتهی می شود؟ فرمود: من عذری دارم که پیش خدای عز و جل موجه است، و باقی این حدیث بعد از این خواهد آمد.

سوم: اینکه علی علیه السلام می دانست که اگر با معاویه نجنگند امر بر مردم در باره اعمالی که از معاویه و بنی امیه سر می زد مشتبه می شد و اکثر مردم گمان می کردند که علی نسبت بخلافت معاویه راضی بوده است.  صفحه 7 چهارم: اینکه حسن بن علی علیهما السلام (به صلح) راضی بود.

 

 
شایداربعین مقدمه ای برای ظهور امام زمان باشد
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ۱۳٩٤ : توسط : شما

یک استاد دانشگاه گفت: در حقیقت اربعین امری غیر قابل محاسبه در محاسبات عادی مطرح است و شاید واقعا زمینه های آمادگی برای ظهور وجود مقدس امام زمان باشد که چنین اقبال بی نظیری از کشورهای مختلف وجود دارد.

عقیق:برنامه «آفاق» با موضوع ظرفیت های فرهنگی اربعین و با حضور حجت الاسلام والمسلمین یحیی صالح نیا رئیس مرکز مطالعات فقه حکومتی، حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسین مقیسه استاد دانشگاه و حجت الاسلام والمسلمین دکتر قهرمانی نژاد مدیر گروه تاریخ دانشگاه تهران روانه آنتن شد.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر قهرمانی نژاد به ارائه پیشینه ای تاریخی درباره اربعین پرداخت و اظهار داشت: بعضی از اعداد به خودی خود موضوعیت دارد و این مربوط به اسلام نیست. در قرآن و روایات دو عدد خیلی مورد نظر بوده است که یکی از آنها عدد چهل است.
وی به قرآن اشاره کرد و ادامه داد: در سوره اعراف آیه ای درباره عدد اربعین داریم. واژه و عدد اربعین علاوه بر قرآن در روایات نیز آمده است. اولاً پیامبر ما در چهل سالگی به رسالت مبعوث شده است. دوم اینکه در چهل سالگی افراد به اوج سن خود رسیده و اگر در مسیر هدایت باشد، مسیر را هموار می کند.
مدیر گروه تاریخ دانشگاه تهران با بیان اینکه اربعین بر بلوغ و نهایت دلالت می کند، گفت: اربعین راس قله یک مفهوم است، به همین جهت ائمه اطهار نیز به اربعین یک نگرش ویژه دارند. در کتاب کامل الزیارات که تقریبا اولین کتاب پیرامون نوع زیارت است، از قول چند نفر از مراجع شیعه مانند جناب مهران از اصحاب امام کاظم، زیارات امام حسین را آورده اند که از جمله آن زیارت اربعین است.
حجت الاسلام والمسلمین قهرمانی نژاد ادامه داد: خود ائمه بر زیارت اربعین اصرار داشتند. در اطراف کربلا خود ائمه مکان هایی را خریداری کرده بودند و در آنجا چند روزی قبل از اربعین می آمدند و شعرای اهل بیت مانند «کمیت اسدی» حاضر می شدند و در مقامی که امروز به مقام امام صادق مشهور است، مرثیه سرایی می کردند. 
مدیر گروه تاریخ دانشگاه تهران زیارات ائمه را دارای مفاهیم عظیم عنوان کرد و بیان داشت: این زیارات مفاهیمی داشت که در کنار سیاست تقیه ائمه و عدم رودرویی مستقیم، کار فرهنگی برای جا افتادن مفاهیم عاشورا بودند.      
در ادامه حجت الاسلام والمسلمین یحیی صالح نیا با بیان اینکه آثار و برکات اربعین در حوزه های مختلف قابل بررسی است، اظهار داشت: بدون شک عنایات ویژه ای در عدد اربعین یا همان چهل وجود دارد. در عصر حاضر نیز پیاده روی اربعین در زمان صدام و بعد از صدام پختگی سیاسی خیلی خوبی برای مردم عراق و ایران ایجاد کرد. این اربعین ها در ایران و عراق انقلاب آفرید.
وی افزود: کتابی با عنوان انقلاب اسلامی در ماه صفر دارند که داستان حرکت عظیم شیعیان در زمان صدام و انتفاضه در روز اربعین در سال ۱۳۹۷ قمری بر می گردد. در آن روز از هوا و زمین زائرینی که به سمت کربلا می رفتند را قلع و قمع کرد تا هویت صدام که مدعی بود از نوادگان ائمه است، افشا شود.
رئیس مرکز مطالعات فقه حکومتی به ایران اشاره کرد و ادامه داد: هیچ کس در ایران شک ندارد که به ثمر نشستن انقلاب بزرگ مردم ایران در سال ۵۷ با شور اربعینی انجام شد. پس از توهین نویسنده روزنامه اطلاعات به ساحت امام، شهادت مصطفی خمینی و بعد چهلمی که برای پسر امام گرفتند، منتهی به انقلاب شد. بنابراین یک جلوه از زیارت اربعین انقلاب سیاسی تمام شیعه در دو کشور همجوار ایران و عراق بوده است.
در ادامه حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسین مقیسه استاد دانشگاه عنوان داشت: برای گذشتگان خودمان مناسبت های مختلفی را می گیریم؛ سوم، هفتم و اربعین نیز جزو برنامه های ما است. البته برای این موارد خیلی مبنای شرعی محکمی نداریم و ظاهرا به جز ابا عبدالله تفاوتی در بقیه نمی کند.
وی ادامه داد: اربعین اولین جاذبه خودش را بعد از واقعه کربلا نشان داد. روز اربعین اولین زائر کربلای حسینی، جابربن عبدالله انصاری وارد کربلا شد، یعنی اولین کسی که بعد از واقعه کربلا سد خفقان را شکست، جناب جابر بود. در حقیقت جرقه اولین اربعین از آنجا زده شد.
وی افزود: بعد از آن زمان چه در قالب روایت اربعین و چه در قالب زیارت اربعین و چه در سایر روایات دیگر، تاکید بر این دارند که اربعین را در واقعه کربلا پر رنگ کنند و از مردم خواسته شده است که این موضوع را پر رنگ کنند و آن را گرامی بدارند.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسین مقیسه با بیان اینکه روایات در مورد سید الشهدا تاکید ویژه دارند که اربعین را احیا کنند، بیان داشت: این اربعین ها در این سنوات اخیر یک جلوه معجزه واری پیدا کرده است که کار فراتر از این است که این موج تنها به دلیل توصیه بزرگان در گذشته ایجاد شده است.
این استاد دانشگاه عنایت مردم به اربعین را یک عنایت ویژه دانست و گفت: در حقیقت اربعین یک امر غیر قابل محاسبه در محاسبات عادی مطرح می شود. شاید واقعا زمینه های آمادگی برای ظهور وجود مقدس امام زمان باشد که چنین اقبال بی نظیری از کشورهای مختلف وجود دارد.


 
بهایی ها درباره امام زمان چه می گویند؟
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ۱۳٩٤ : توسط : شما

 

بررسی مفهوم مهدویت، امام زمان(عج) در ادیان آسمانی ازجمله اسلام مطرح شده است. اما در این بین فرقه های ساختگی ازجمله بهاییت سر برآوردند که در این باب مواردی را مطرح و به خورد پیروان خویش دادند.

امام زمان بهائیت کیست؟ و چه رابطه ای با امام زمان شیعه و سنی با این اسم و رسم دارد؟ این مسئله پرسشی که از سوی بسیاری  مطرح می وشد، پاسخ در وهله نخست آن است که اعتقاد به امام دوازدهم از اصول عقاید شیعیان است و تمام شیعیان درباره وجود شریف ایشان با استناد به احادیث و تاریخ و برهان های عقلی باور و یقین دارند. فرقة ضاله بهائیت منشعب از بابیت است و بابیت فرزند یکی از جریانات فکری شیعه بنام شیخیه می باشد. در مسلک شیخیه اصلی وجود دارد، مبنی بر اینکه بایستی در هر عصری یک شیعه کامل که از آن به عنوان رکن رابع یاد می شود وجود داشته باشد که رابطه فیض بین امام و امت باشد. سیدعلی محمد باب که جوانی جاه طلب بوده، مدتی در شهر مقدس کربلا در مکتب سید کاظم رشتی رئیس و اعلم علمای مسلک شیخیه تحصیل نموده و بعد از مرگ استاد ادعای رکنیت و ذکریت و مقام موهوم باب امام زمان(ع) نمود. وی در یکی از کتاب هایش می نویسد:

"فرض است بر مقام رحمت خداوند عالم که از جانب حجت خود عبدی را با حجت وافیه منتخب و اظهار فرماید تا آنکه سبیل اختلافات را به نقطة وحدت برساند."[1] وی با این جملات ضرورت وجودی باب امام زمان را متذکر شده و در چند صفحة بعد می نویسد: "امر که به اینجا ختم شد از سبیل فضل امام غائب(عج) عبدی از عبید خود را از بحبوحة اعجام و اشراف منتخب از برای حفظ دین فرموده و علم توحید و حکمت حقه که اعظم خیرات است به او عطا فرموده... »[2] و در همان کتاب صریحا از امام زمان نام می برد: ... الحسن بن علی و الحسین... و الحسن بن علی و الحجة القائم محمد بن الحسن صاحب الزمان... [3]

سید باب در این مرحله هنوز در لباس اسلام بوده و پیرو آئین تشیع. پس امام زمان او همان امام زمان شیعیان است مانند هر شیعه معتقد به مقام ائمه، بوده است خود را کوچکتر از مقام ولایت و امامت دانسته و می گوید: بحق خداوندیکه آل الله را بولایت مطلقه ظاهر فرموده، که وجود من و صفات من و کلماتیکه از لسان و قلم من جاری شده و باذن الله خواهد شد معادل یک حرف از ادعیه اهل عصمت(ع) نخواهد شد. لاجل آنکه ایشان در موارد مشیت الله سکنی دارند و ماسوای ایشان در اثر فعل ایشان مذکورند.[4]

اما طی چهار سال رفته رفته لحن سید محمد علی شیرازی تغییر می کند و خود را امام غایب و همان مهدی موعود(عج) می داند. سید باب در نوشته های آخر خود و میرزا حسینعلی نوری در نوشته های اول خود روایات مربوط به مهدی(عج) را با تفسیرها و تاویلات مضحک به خودشان تطبیق می کردند. این بحث تا سال های آخر عمر میرزا حسینعلی بهاء الله وجود داشته است، اما وقتی ادعای نبوت و الوهیت و خدایی کرد. این عقیده سد راه او قرار گرفته بود، فلذا آنرا منکر شد و این اعتقاد را از مجعولات شیعه عنوان کرد.

عبدالبهاء پسر حسینعلی نوری در مورد امام زمان(ع) می گوید:

این قصور از اصل در عالم جسم وجود نداشته است بلکه حضرت امام ثانی عشر در ضمیر غیب بود اما در عالم جسد تحققی نداشت بلکه بعضی از اکابر شیعیان در آن زمان محض محافظة ضعفای ناس چنین مصلحت دانستند که آن شخص موجود در چیز غیب را چنان ذکر نمایند که تصور شود در ضمیر جسم است.[5]

میرزا بها آنقدر نادان است و یا مردم را نادان فرض کرده که در یک کتاب در مورد امام زمان(عج) می نویسد: جمیع فرق اثنی عشر نفس موهوم را که اصلا وجود نبوده مع عیال و اطفال موهومه در مدائن موهومه محل معین نمودن و ساجد او بودند.[6] و در صفحات دیگر ضمن تقبیح مذهب شیعه که آنرا حزب می خواند در داشتن عقیده به موجودیت امام زمان(عج) می گوید: به تواتر روایاتی نقل نمودند که هر نفسی قائل شود با اینکه موعود متولد می شود، کافر است و از دین خارج. این روایات باعث شد که جمعی را من غیر مقصر و جرم شهید نمودند، تا آنکه نقطه اولی روح ماسویه فداه از فارس از صلب شخصی معلوم متولد شدند و دعوی قائمی نمودند.[7]

باید از جناب بها و پسرش عباس عبدالبها پرسید:

اگر امام زمان(ع) موهوم بوده و یا در ضمیر غیب و در عالم جسم و جسد وجود نداشته است. چرا سید باب و میرزا حسینعلی بهاء اسم و رسم آن را در کتاب های خود ذکر می کنند و ادعای مهدویت می نمایند و در آغاز کار خود را مهدی معرفی کرد. بنابراین باید گفت بنیان گذاران بابیت و بهائیت بااستفاده از زمینه و بستر موجود در میان مسلمانان و اعتقادی که آنان به امام زمان(ع) داشتند خود را مهدی نامیدند و بعد که مدعی نبوت و خدایی شدند منکر مهدویت شدند، پس امام زمان(ع) آنان هیچ ربطی به امام زمان(ع) ما شیعیان ندارد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1.مزدوران استعمار در لباس مذهب، سید ضیا الدین روحانی.

2.تاریخ جامع بهائیت، بهرام افراسیابی.

پی نوشت

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. شیرازی، سید علی‌محمد، صحیفة عدلیه، منتشره از سوی بابیه مقیم تهران، بی تا، بیجا، ص 7.
[2]. همان، ص 13.
[3]. همان، ص 27.
[4]. شیرازی، علی محمد، صحیفة عدلیه، ص 10.
[5]. سلیمانی اردکانی، عزیز الله، مصابیح هدایت.
[6]. اقتدارات، مجموعة الواح و نوشته های بهاء الله، مطبعة سنگی، چ1310، ص 244.
[7]. همان، ص 269.
اندیشه قم


 
حکومت ولایی و زمینه‌سازی ظهور
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ۱۳٩٤ : توسط : شما

 

دکترین حکومت ولایی می‌تواند با رشد و گسترش معرفت، معنویت و بیداری در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و هم‌چنین به چالش کشاندن استکبار جهانی موعودستیز، جهان را برای پذیرش موعود آخرالزمان مهیا نماید.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ماجرای یک خواب عجیب از وعده حضرت زهرا(س) به رزمندگان فاطمیون
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٤ : توسط : شما
 
← صفحه بعد